تبلیغات
واشـقان

بعد ازسربالایی  ماستر و خسروان به مزرعه شریف آباد می رسیم که با روستای خسروان فاصله چندانی ندارد وازکنارناهارگاه معروفش با آن درخت گردوی بلند قامت واشقان را می بینید که در دامنه تپه های منتهی به کوه مرجان ( که به آن مرجن هم می گویند ) قراردارد. به همت جهاد گران  جهاد سازندگی وخود یاری های مردمی جاده منتهی به روستا چند سال پیش آسفالت شد وازبرق وپست و مخابرات و تلفن ومرکز بهداشت وشورای اسلامی و دهیاری و گاز کشی هم درآن خبری هست ولی اسراراین روستا را باید در دیگر جاهای آن جستجو کرد . درمعنی کلمه واشقان معانی متفاوتی داده شده است . بعضی آنرا آشیانه عقاب وبعضی مهد عاشقان معنی کرده اند. بررسی ها تا کنون به معنی دقیقی از این کلمه نرسیده اند . هرچه باشد طبیعت جذاب و متنوع ؛ آب وهوای خنک و زمستان سرد واشقان خاصیتی فراموش نشدنی به این سرزمین داده است .
 
 
 
  دوستان محترم واشقانی و دیگر دوستان مخاطب وبلاگ
این پست ثابت است و شما می توانیدنظرات خود را دراین پست اعلام نمایید.
 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 21 آذر 1395
نظرات()       
دوشنبه 1 آبان 1396  10:35 ب.ظ


  الْسَلاٰمُ عَلَیْكَ یَا أبا عَبْدِ اللهِ وعلَى الأرواحِ الّتی حَلّتْ بِفِنائِكَ ،  عَلَیْكَ مِنِّی سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِیتُ وَبَقِیَ اللیْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِكُمْ ،السَّلام عَلَى الحُسَیْن ، وَعَلَى عَلیِّ بْنِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَینِ.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 1 آبان 1396
نظرات()   
   


کلام در جلسه قبل به اینجا رسید که از زمان آدم تا الآن و از الآن تا طلوع صبح قیامت -طبق آیات قرآن کریم- دو گروه بیشتر در این دنیا نبوده‌اند و نیستند و نخواهند بود: گروهی که به‌معنای گسترده کلمه، پیرو حق هستند و گروهی که باز هم به‌معنای گسترده کلمه مُرید باطل هستند و سومی وجود دارد؛ البته قرآن مجید گروه پیرو حق را به دو دسته تقسیم می‌کند: «اصحاب یمین» و «سابقون»، سابقون کسانی هستند که خداوند متعال اعلام کرده اینان در همهٔ شئون وجودشان برای شما سرمشق هستند و بالاترین رده در علم، در عقل، در اخلاق، در روش، در مَنِش، در عبادت، در خدمت هستند و اصحاب یمین مأمومین و اقتداکنندگان اینان هستند.

در اهل باطل هم جمعیت، شدت و ضعف دارد: گروهی در گرایش به باطل در اوج و محور هستند، گروهی هم تابع و اقتداکننده به اهل باطل هستند. علت پدیدآمدن گروه پیرو حق، این است که دریافته‌اند حجت خدا بر آنها تمام است، دریافته‌اند که توحید، نبوت، وحی و دین، همراه با قوی‌ترین دلایل و براهین است و قابل رد نیست. از عقل خودشان خیلی خوب استفاده کردند؛ وقتی که حق را مطالعه کردند، دیدند حق و شئون حق را عقل رد نمی‌کند و مردود نمی‌داند. سازمان خلقت عقل این‌گونه است که وقتی حق را می‌شناسد، می‌بیند جایی برای ردکردن حق وجود ندارد. حق یک امر نوری، ثابت، مفید، اثرگذار، رشددهنده و تربیت‌کننده است. در مقابل می‌بینند که باطل هم اسید است، سَم است، قاتل است، کُشنده است، قطعه‌قطعه‌کننده شخصیت انسان است.

طبق آیات قرآن، با این عقل، با این درک، با این فهم، با این روشن‌بینی و با دلایلی که همراه حق است، حق را رها نمی‌کنند. با پوچی و پوکی و خطرناک‌بودن باطن هم به باطل رو نمی‌کند و به قول قدیمی‌ها، خودشان را جلوی پای باطل قربانی نمی‌کنند، فدا نمی‌کنند، هزینه نمی‌کنند. بنا باشد هر کاری بکنند، در کنار حق انجام می‌دهند؛ چون هر حرکتی در کنار حق ماندگار است، شکوفا می‌شود و برکات ایجاد می‌کند. این یقینی است، اما غیر از این هم تجربه تاریخی مؤید اوست، کنار اوست.

رسول خدا که می‌دانید در گستره وجود خودش علم مُطْلق بوده و در آینده‌نگری هم نظیر نداشته است. یک روایتی را تفسیر علی‌بن‌ابراهیم قمی -قرن چهارم- در پنج صفحه از پیغمبر اکرم نقل کرده است که خیلی علاقه دارم در یک زمانی، کل این روایت را روی یک منبر بگویم. قرن سوم هجری بوده و الآن حدود هزاروچهارصدوسی‌وچند هجری است، تمام جریانات و اتفاقات صدسال قبل تا حالا را پیغمبر در کل این روایت بیان کرده است.

اصلاً وقتی این روایت را یک عالِم درس‌خوانده می‌خواند، او را بُهت می‌برد که 1500 سال قبل، آن‌هم در شهر مکه که یک‌دانه مکتب‌خانه معمولی نداشت و امیرالمؤمنین دربارهٔ آن در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: یک‌نفر در آن شهر بلد نبود خط بنویسد، یک‌نفر بلد نبود دو کلمه بخواند. در یک شهرِ بی‌سوادِ محض، شهر غارت، شهر زنا، شهر دزدی، شهر ربا، شهر قتل و جنایت که رسول خدا سیزده‌سال ایام بعثت خود را در آنجا بود، یک‌صدم مردم آن شهر -که جمعیت زیادی نداشت- حضرت را قبول نکردند و قرآنش را نپذیرفتند.

مدینه یک‌مقدار راحت‌تر قبول کردند. ایشان در این شهر مکه بیایند و در مسجدالحرام به دیوار بیت تکیه بدهند(که آن‌وقت دیوار کف بود و در بالا نبود) و تمام جریانات یک قرن قبل به الان را در دوساعت سخنرانی خبر بدهد؛ حتی لباس‌پوشیدن زنان و مردان، حتی سلمانی موی مردان و زنان را خبر بدهد و هیچ‌چیز آن هم دروغ از آب درنیاید. تمام آنهایی را که خبر داده، اتفاق افتاده و چیز دیگری در آن روایت نیست که اتفاق نیفتاده باشد. خب این چه علمی است؟ آنچه را از گذشته عالَم خبر داده، با قوی‌ترین کاوش‌های باستان‌شناسان یکی درآمده، با اینکه خودش در آن مناطق نرفته، آن مناطق را ندیده، باستان‌شناس هم نبوده و اهل کاوش هم نبوده، ولی از اقوام گذشته و از تمدن‌هایشان که خبر داده است.

اینهایی که می‌گویند «دین» قدیمی شده، کجای دین قدیمی شده است

وقتی الآن باستان‌شناسان، آثار تمدن گذشتگان را در چهارهزار سال قبل، پنج‌هزار سال قبل، ده‌هزار سال قبل -که تمدن‌های آن از بین رفته است- درآوردند، ما می‌بینیم با خبرهای پیغمبر از گذشتهٔ عالم مساوی است. بیاید در علم طب حرف بزند، زیباترین مسائل طبی، بهداشتی، درمانی و پیشگیری را بیان کرده است؛ بیاید بگوید از رحمت خدا دور باد کسی که هوای مردم را آلوده کند، آن‌وقت که راهنمایی نبود، ماشین دودزا نبود، این اگزوزهای عجیب و غریب هواپیما نبود که هر استارتی که یک هواپیما می‌زند، چقدر هوا را آلوده می‌کند! وقتی این مسائل نبود، عالی‌ترین مطالب را در مسئلهٔ محیط زیست بیان کرده است؛ یا وقتی که در مسائل اجتماعی وارد شده، اصلاً جامعه‌شناس‌تر از او در عالم نیست؛ یا وقتی وارد مسائل روانکاوی شده، روانکاوتر از او در عالم نیست، روان‌شناس‌تر از او در عالم نیست. ایشان آمده و در یک روایتی فرموده است که تمام جریانات حیات انسان بر دو امر متضاد گره خورده است: حق و باطل، نور و ظلمت. دنیایی و آخرتی، نهایتاً خدا و شیطان.

جامعه بشری یا مشتری حق است که عاقل است، حق را دریافت کرده، حق را فهمیده که نور است، حق را فهمیده که یک حقیقت ثابت است؛ مثل دو دوتا چهارتا می‌ماند. اینهایی که می‌گویند دین، قدیمی شده، کجای دین قدیمی شده است؟ یک جای آن را بگو! حالا من به سراغ قرآن می‌روم، قرآن مجید یک آیه دارد، آیهٔ 90 سورهٔ نحل به مردم می‌گوید: سه‌چیز را انتخاب کنید و سه‌چیز را حذف بکنید که با انتخاب این سه‌چیز و حذف این سه‌چیز یک جامعه صد درصد سالم، پاک و انسانی به‌وجود می‌آید. من آیه را می‌خوانم و به توضیح آن کاری ندارم؛ اگر بخواهیم وارد توضیح آیه بشویم، باید هر شب با همدیگر تا ماه رمضان به اینجا بیاییم و دور هم جمع شویم. آیه یک خط است، دو خط هم نیست. از یک خط هم اضافه‌تر ندارد که بگوییم یک گوشهٔ آیه را این‌طرف خط بیاوریم.

یکم: «ان الله یامر بالعدل»، خدا همهٔ شما را به میانه‌روی و انصاف در تمام امور زندگی‌تان امر می‌کند؛ نه مردم افراط‌گری در همهٔ شئون زندگی باشید و نه مردم تفریط‌گری! نه چندان بخور کز دهانت برآید/ نه چندان که از ضعف، جانت برآید.

عدالت همه‌جانبه داشته باش! خب اگر جامعه بخواهند این را انتخاب بکنند که جامعه جامعه بهشتی می‌شود و دیگر فقر و غِنا معنی ندارد، ظالم و مظلوم معنی ندارد، قُلدر و زیردست معنی ندارد، متهوّر و ترسو معنی ندارد؛ اگر عدالت در همه شئون برقرار بشود، یعنی همه دولت و ملت، بی‌افراط و بی‌تفریط بشوند.

کدام شبی در این مملکت کسی گرسنه سر بر روی متکا خواهد گذاشت اگر همه اهل احسان باشند!

شما فقط به ذهن بیاورید که وضع ما در بی‌افراط‌ شدن و بی‌تفریط شدن چه خواهد شد! دیگر آن‌وقت جامعه‌ای را داریم که کسی خانه‌اش چهل‌میلیارد، ماشینش دومیلیارد، عروسی دخترش سه‌میلیارد، عقد پسرش یک‌میلیارد باشد؛ چندهزار دختر هم در خانه هستند و سن آنها دارد از ازدواج می‌گذرد، چون جهیزیه ندارند؛ چندهزار یا چندمیلیون پسر هم فعلاً نمی‌توانند ازدواج بکنند، چون نه کار دارند، نه درآمد، نه منزل و نه مَرکب، حالا بخواهد برود زن بگیرد، کجا ببرد، چگونه خرج آن را بدهد، با چه درآمدی؟ عدالت در همهٔ جهات، حتی در هزینه‌کردن بیت‌المال که اسم آن اقتصاد در ثروت است؛ اقتصاد یعنی میانه‌روی، یعنی زندگی‌کردن به‌گونه‌ای که به قول امیرالمؤمنین، کسی نیاید بگوید گرسنه‌ام است، یک لقمه به من بدهید. هیچ‌کس نیاید بگوید! کسی نیاید بگوید دخترم جهیزیه ندارد و دارد از وقت ازدواجش می‌گذرد. اصلاً امیرالمؤمنین می‌گویند: سطحی به‌وجود بیاید که کسی نگوید؛ اگر مردم دهانشان را باز کنند و درد خود را باز بگویند که خدا هیچ ثروتمندی را در قیامت آزاد نخواهد گذاشت و خیلی‌ها راحت باید به جهنم بروند.

شب بیست‌و‌یکم بود و یک‌ربع به شهادت امیرالمؤمنین مانده بود، شما وصیت‌نامه ایشان را ببینید(وصیت‌نامه‌ در «نهج‌البلاغه» است)! به پول وصیت نکرده و تمامِ وصیت معنوی است، ولی به پولدار وصیت کرده و خودش به پول وصیت نکرده است؛ چون به حضرت مجتبی(ع) گفتند: بابا، از کل 63سال عمر من، فقط ششصد دِرهم(شصت دینار) برای من مانده که آن‌هم می‌خواستم یک چیزی بخرم و عمرم کفاف نداد. بعد از من ببین این شصت‌تا را باید در چه کاری هزینه کنی! بیست‌دقیقه، یک‌ربع به شهادتشان مانده، به حضرت مجتبی و امام سوم -امام حسین- می‌گویند: فرزندانم! تا زنده هستید(این یک فراز از وصیت ایشان است)، یک یتیم دهان باز نکند و بگوید گرسنه هستم، وگرنه در قیامت گیر هستید. این یک امر انتخابی بود: «ان الله یامر بالعدل»!

عدالت در خوردن، عدالت در خواب، عدالت در هزینه‌کردن، عدالت اجتماعی، عدالت خانوادگی. هنوز هم در ایران، بعضی از مردها در وصیت‌نامه‌شان می‌نویسند به پسرها ارث بدهید، دخترها را شوهر داده‌ام و به من ربطی ندارد. ضد قرآن عمل می‌کنند! خدا می‌گوید: «یوصِیکمُ اَللّٰهُ فِی أَوْلاٰدِکمْ لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ اَلْأُنْثَیینِ»﴿النساء، 11﴾، دختر هم مثل پسر ارث می‌برد! اما هنوز در گوشه و کنار ایران می‌گویند دختر نباید ارث ببرد، اینها ظالم هستند و عادل نیستند؛ اگر آدم عادلی باشد که به همه‌جای قرآن عمل می‌کند.

دوم: «ان الله یامر بالعدل و الاحسان»، بندگانم! کلّ شما در همهٔ امور نیکوکار باشید و یک بدکاری نداشته باشید؛ احسان به پدر و مادر، «بالوالدین احسانا»، احسان به مردم، احسان به در راه‌مانده، احسان به مستحق، احسان به تهی‌دست، احسان به ندار، همه دستتان به احسان باز باشد. خب اگر همهٔ مملکت محسن و احسان‌کننده بشوند، کدام شبی در این مملکت کسی گرسنه سر بر روی متکا خواهد گذاشت اگر همه اهل احسان باشند!

شخصیتی مثل امیرالمؤمنین(ع) بر روی منبر مسجد کوفه سخنرانی می‌کنند، یکی از خوارج وسط منبر بلند شد و گفت: یاعلی، مرگ بر تو! چقدر زیبا حرف می‌زنی. دور و بری‌ها آمدند که تکان بخورند، امام فرمودند: مگر به شما گفت مرگ بر تو؟! برای چه شما دارید تکان می‌خورید؟ به شما چه؟ بگذارید بنشیند تا حرف من تمام بشود، شاید در گوش‌دادن به حرف من بیدار شود. برای چه می‌خواهید بزنید؟ زدن که ظلم است، برای چه می‌خواهید بر روی او مشت بلند بکنید؟ حالا گفت یاعلی مرگ بر تو، مگر مرگ به سراغ من آمد؟ من که دارم سخنرانی‌ام را ادامه می‌دهم. عدالت در برخورد، حالا برای امیرالمؤمنین که بالاتر بوده و محبت در برخورد بوده است.

احسان دومین مسئله انتخاب‌شدنی قرآن است

علی فوق عدالت بود! وقتی جنگ تمام شد، پول‌هایی که غنیمت گرفته شده بود، فرمودند: همه را بیاورید و جلوی من بریزید؛ هرچه درهم و دینار طلا و نقره بود، آوردند و در مقابل ایشان ریختند. فرمودند: هرکسی در جنگ بوده، بیاید تا من سهم غنیمتش را بدهم. به اولی یک‌مشت دادند، به یک گوشه رفت و به شمردن نشست؛ به دومی هم یک‌مشت دادند، به سومی هم یک‌مشت دادند، هرکدام آمدند، این به قبلی گفت: علی چقدر به تو داد؟ گفت: ششصد درهم، گفت: من هم بشمارم، این هم شمرد و دید ششصد درهم است، سومی ششصدتا، چهارمی ششصد‌تا، آخرین‌نفر هم ششصد‌تا.

یک‌خرده پول در خاک‌ها مانده بود که آنها را هم خودشان جمع کردند، تمیز کردند و شمردند، گفتند: این ششصد‌تا هم سهم من! نگفتند من چون امیر شما هستم، باید شش‌میلیون به من برسد! اسم آن را جدیداً چه گذاشته‌اید؟ حقوق‌های نجومی، یعنی پول‌هایی که شماره‌اش از ستاره بیشتر است. ششصد درهم که شصت دینار می‌شد. تا گفتند این هم حق من، یکی گفت: وای‌وای! او را صدا زدند و فرمودند: چرا آه کشیدی؟ گفت: علی‌جان! من می‌خواستم به جنگ بیایم، رفتم با برادرم خداحافظی کنم یا او را هم بیاورم، دیدم سخت مریض است. گفتم: داداش خداحافظ! کجا می‌روی؟ گفتم: به جنگ در کنار امیرالمؤمنین می‌روم. برادرم آه کشید و گفت: ای‌کاش! من هم سالم بودم و می‌آمدم در کنار علی می‌جنگیدم که حق است. گفتند: برادرت نیت داشته با ما باشد و بجنگد، او هم سهم دارد. ششصد دینار من را بردار و ببر به برادرت بده. علی فوق عدالت کار می‌کرد. فوق محبت کار می‌کرد، فوق عاطفه کار می‌کرد، در علی عشق کار می‌کرد.

احسان دومین مسئله انتخاب‌شدنی قرآن است. سوم: «و ایتاء ذی القربی»، هر ثروتمندی تمام کمبودهای قوم‌وخویش‌هایش را برطرف کند؛ هر ثروتمندی هر خلأیی که قوم‌و‌خویش‌هایش دارند، برطرف کند. پسرهای قوم‌و‌خویش‌هایش خانه ندارند، می‌تواند یکی یک خانه صدمتری به‌نام آنها کند و خرج عروسی‌شان را بدهد، خرج شوهردادن دخترانشان را بدهد، «ایتاء ذی القربی».

این سه مسئله را انتخاب کنید و سه مسئله را هم حذف کنید:

«وَ یَنهی عَنِ الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ وَ البَغی»، از تمام گناهان زشتِ آشکار و پنهان و تجاوز به حقوق مردم بپرهیزید. آن سه مسئله را انتخاب کنید و این سه مسئله را حذف کنید، جامعه الهی، جامعه حق، جامعه اسلامی می‌شوید. یک داستان از آن آدم‌های خوب‌ برای شما بگویم که الآن نمی‌توانم بگویم نیست.

یعنی یقیناً الآن نمی‌شود از هر یک‌میلیون جمعیت ایران، دو فرد این‌جوری پیدا کرد. من چون پنجاه‌سال است با جامعه سروکار دارم و شرق و غرب و شمال و جنوب این مملکت هم منبر رفته‌ام، حتی دهات‌ها و بخش‌ها هنوز هم می‌روم؛ چون از قیامت می‌ترسم که خدا بگوید یک‌ذره علم و یک زبان روان به تو دادم، برای چه در این دِه نرفتی؟ برای چه در این بخش نرفتی؟ مگر تو چه‌کسی بودی؟ جامعه را می‌شناسم که می‌گویم دیگر در ده‌میلیون نمی‌شود دوتا از اینها را پیدا کرد!

نمی‌دانم قدیمیِ تهرانی در جلسه هست یا نه! ما یک بازاری در تهران داریم که سرِ بازار به میدان مولوی وصل است و انتهای بازار به بازار عباس‌آباد وصل است. این میدانی که نزدیک مولوی است، اینهایی که می‌گویم، دیده بودم. یک مغازه‌دار در این بخش بازار بود و عطار بود. مشتری‌های خیلی خوبی داشت و جالب این بود که مشتری‌هایش هم اهل نسیه نبودند، همه نقد می‌خریدند؛ جالب‌تر این بود که وقتی می‌خواست جنس بفروشد، خریدِ جنس یک‌تومان بود، یک‌تومان‌ویک‌قِران می‌فروخت؛ خریدِ جنس سه‌تومان بود، سه‌تومان‌ویک‌قِران می‌فروخت. هشت صبح مغازه را باز می‌کرد و به شاگردش می‌گفت: خرج امروز خانه‌ام و خرج امروز مغازه که من و تو با هم ناهار بخوریم، کلاً چهارتا تک‌تومان است، پول‌ها را که از مشتری می‌گیریم، ساعت به ساعت بشمار! وقتی سودِ فروش به چهار تومان رسید، از چهارتومان به بعد، تمام جنس‌ها را به قیمت خرید به مردم بده که من در قیامت پیش پیغمبر شرمنده نباشم! بگوید امت من چهارتایشان نمی‌توانستند سود بدهند، چرا جنس به قیمت خرید به آنها ندادی؟ چه حساب‌هایی می‌کردند! شاگرد هم عین خودش بود، مثلاً ساعت یازده می‌گفت: استاد! چهارتومان تأمین شد. می‌گفت: باشد، تا اذان جنس را بدون سود بفروش؛ بعد دوتایی به نماز جماعت می‌رویم و برمی‌گردیم، ناهار می‌خوریم. آن‌وقت‌ها بازار تا ساعت شش باز بود و شش هم مردم می‌بستند، در مسجدهای بازار می‌ریختند، برای نماز جماعت راه نبود؛ اما الحمدلله الآن نماز دارد خداحافظی می‌کند و می‌رود.

کل آیات قرآن مثل دو دوتا چهارتاست آیا می‌توانیم بگوییم دو دوتا چهارتا دیگر خیلی قدیمی شده و نباید دنبال آن را بگیریم؟!

یک روزی یک مشتری‌اش از ورامین آمد و گفت: آقا یک صورت برای من بگیر، من تا در بازار بروم و برگردم، آماده کن که دم مولوی ببرم، ماشین‌های ورامین ایستاده، بار بکنم و ببرم. گفت: هشت صبح چه می‌خواهی؟ گفت: قند می‌خواهم، چای می‌خواهم، شکر می‌خواهم، نخود و لوبیا می‌خواهم، برنج می‌خواهم، کبریت می‌خواهم. این صدها بار اتفاق افتاده و من حالا یک‌دانه‌اش را برای شما می‌گویم، چون او را می‌شناختم. گفت: کل این جنس‌هایی که می‌خواهی، دارم و جلوی چشمت است، اما نمی‌فروشم.

گفت: من که با تو نسیه‌کاری ندارم و تا حالا هم پولت را نخورده‌ام، همه را نقد خریده‌ام، چرا نمی‌فروشی؟ گفت: نمی‌فروشم! چرا؟ گفت: بیا در مغازه بغل من بنشین و دو دقیقه آرام به مغازهٔ روبه‌رویی، نه بالایی، نه بالاتری، مغازهٔ سومی را بدون اینکه بفهمد، نگاه کن. گفت: دارم نگاه می‌کنم. گفت: می‌بینی قیافه‌اش غصه‌دار است و شاد نیست! گفت: آری. گفت: من صبح آمدم که در قفل کلید انداختم، این‌ور و آن‌ور هم نگاه می‌کردم، او را دیدم که غصه‌دار است؛ کلید را درآوردم و پیش او رفتم، سلام کردم، او را بغل کردم و بوسیدم، گفتم: هر روز قیافه‌ات ناراحت نبود، امروز چرا ناراحتی؟ گفت: فلانی، من حدود پنج‌هزار تومان جنس خریده‌ام(اینکه من دارم می‌گویم، برای شصت‌سال پیش است، پنج‌هزار تومان، پنج‌تا هزار تومان) و امروز وعدهٔ دادن پول مردم رسیده است. من باید تا ساعت یازده پول مردمی که جنس از آنها خریده‌ام، ببرم بدهم؛ اما نرسیده و از این پنج تومان، فقط دو تومان آن آماده شده است، من دارم سکته می‌کنم که حق مردم را چه‌کار کنم؟ نمی‌خواهم بگویم فردا، پس‌فردا؛ من قول داده‌ام که حق مردم را امروز بدهم.

خوشتان آمد؟ در ده‌میلیون دوتا از اینها پیدا نمی‌شود! الآن پنجاه‌میلیون و پانصدمیلیارد و پنج‌میلیارد را روز روشن می‌دزدند و می‌برند. گفت: دارم سکته می‌کنم! من به تو جنس نمی‌فروشم، برو از او بخر؛ مشتری‌های دیگر هم که بیایند، می‌فرستم از او بخرند که آن پنج تومانش تأمین بشود و تا ظهر بدهی مردم را بدهد و از غصه درآید. من بدهی ندارم که بنشینم غصه بخورم! دستِ باز داشته باشید! «ایتاء ذی القربی»، به قوم‌وخویش‌های خودتان برسید! دکتر می‌خواهند، دوا می‌خواهند، عمل دارند، بیمارستان دارند، یک‌دانه فرش برای جهیزیه مانده، یک یخچال مانده، یک گاز مانده، من دیگر نمی‌خواهم سفارش امام صادق را به شما بکنم، می‌ترسم قبول نکنید! اگر قوم‌وخویش تو -حتی رفیقت- ماشین لازم دارد و ماشین ندارد، ماشین برای او بخر؛ اگر کارگر لازم دارد که برود در خانه‌اش کار کند، اگر پول ندارد، پولش را تو بده تا برود در خانه‌اش کار کند. به اقوامتان برسید!

این سه مسئله‌ای که قرآن می‌گوید انتخاب کن و آن سه مسئله‌ای که می‌گوید حذف کن، امر خداست. شما برادران عزیز من! شما خواهرانم! امشب نه، فردا شب، پس‌فردا شب، بنویسید کجای این شش‌تا مسئله قدیمی است و دیگر به درد نمی‌خورد؟ اینهایی که می‌گویند دین قدیمی شده، حالا اگر بخواهیم این آیه را جدید بکنیم، باید «ان الله یامر بالعدل» را «ان الله یامر بالظلم» بکنیم! دیگر جدید آن چیست؟ چون دو چیز در عالم است: یا حق است و یا باطل است؛ اگر عدل قدیمی شده، چه‌چیزی باید به جای آن بگذاریم؟ ظلم؟! اگر احسان قدیمی شده، چه‌چیزی باید به جای آن بگذاریم؟ بُخل؟! اگر رسیدگی به قوم‌وخویش قدیمی شده، چاقو برداریم و برویم یکی یک‌دانه در شکم قوم‌وخویش‌هایمان بزنیم و بگوییم این الآن دین جدید است؟!

از اول سورهٔ حمد، «بسم الله الرحمن الرحیم» تا «من الجنة و الناس» حاضر هستم برای شما وقت بگذارم و ثابت بکنم که کل شش‌هزاروششصدوشصت‌وچند آیه را که از قبیل دو دوتا چهارتاست، دو دوتا چهارتا در دویست‌سال پیش، دو دوتا ضربدر می‌شد، چند می‌شد؟ چهار! دوهزار سال پیش، یک میلیون سال پیش، صدمیلیون سال پیش، مگر دو دوتا چهارتا نمی‌شد؟ الآن می‌توانیم بگوییم دو دوتا چهارتا دیگر خیلی قدیمی شده و نباید دنبال آن را بگیریم؟ پس چه بگویم؟ دو دوتا یازده‌تا می‌شود، این جدید! چرا غیرعاقلانه قضاوت می‌شود؟ قرآن می‌گوید: «و بالوالدین احسانا»، این قدیمی شده است؟ جدیدش چیست که این «بالوالدین احسانا» را به کنار بیندازیم؟ جدیدش با پدر و مادر باید چه‌کار کنیم؟ باید هر روز صبح به خانه‌شان برویم و یکی یک‌مشت به کلّهٔ هر دو بزنیم تا خون از دماغشان بیاید؟ قانون جدید درست بکنیم؟ مال مردم را نخورید: «لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل»، این قدیمی شده است، چه‌کار کنیم؟ مال مردم را به باطل بخوریم، بدزدیم، کم‌فروشی کنیم، غصب کنیم، رشوه بگیریم اختلاس کنیم؟ جدیدش چیست؟

آنهایی که عقل را به‌کار می‌گیرند و دین را می‌پذیرند و عمل می‌کنند، خدا می‌گوید: اینها اهل حق و حقیقت هستند. آنهایی هم که بی‌گُدار به آب می‌زنند، دین قدیمی شده، قرآن قدیمی شده و به درد امروز نمی‌خورد، امروز دیگر روز فضاپیماهاست! خب فضاپیما به قرآن، به عمل خوب، به عمل بد و به درستی و نادرستی چه‌کار دارد؟ یعنی حالا الآن سفینه دارد به کرهٔ ماه می‌رود، اصلاً به قرآن چه‌کار دارد؟ خب برود! قرآن مجید که خودش در سورهٔ الرحمن از آینده خبر داده است: «یٰا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ»﴿الرحمن، 33﴾. جن وانس! اگر می‌توانید به تمام کرات سفر بکنید، «لا تنفذوا» نمی‌توانید سفر بکنید، «الا بسلطان»، مگر وسیلهٔ سفر کرات عالم بالا را بسازید. حالا سفینه به بالا رفت، به قرآن چه‌کار دارد که حالا ما بگوییم سفینه بالا رفت، قرآن را دیگر کنار بگذار! دنیا دیگر جدید شده، اصلاً سفینه به قرآن چه ربطی دارد؟ عاقلانه باید حرف زد، عاقلانه باید فکر کرد! کلام موسی‌بن‌جعفر است: «من کان له عقل کان له دین»، عاقل دیندار است.

خب بحث را اینجا تمام بکنم! کربلا دو گروه روبه‌روی هم بودند: گروه باطل و گروه حق. گروه باطل، مال مردم‌خوردن را حلال می‌دانستند؛ چون بعد‌ازظهر عاشورا در خیمه‌ها ریختند و حتی گلیم‌های کهنه را هم غارت کردند. گروه باطل، خوردن مال مردم را حلال می‌دانستند، کشتن پیرمرد هشتادساله تا بچهٔ شش‌ماهه را مجوّز می‌دادند، سوزاندن دل‌ها را مجوّز می‌دادند، یتیم را با تازیانه‌زدن مجوّز می‌دادند. بچهٔ شش‌ماهه را به جای یک نعلبکی آب، با تیر سه شعبه می‌زدند؛ اما گروه آن‌طرف، من برای شما از ابی‌عبدالله چه ‌بگویم! از مسلم‌بن‌عوسجه، از حبیب‌بن‌مظاهر، از قمربنی‌هاشم، از علی‌اکبر چه ‌بگویم!

برادران و خواهران! آنچه‌ که مهم است، این است که امشب فکر کنم من جزء آن گروه هستم یا این گروه؟ اخلاق و عملم نشانم می‌دهد، اگر جزء آن گروه هستم، امام صادق می‌گویند: تا مرگ تو نرسیده و به آن‌ور نبرده‌اند، برگرد؛ چون این‌طرف تو را قبول می‌کنند، مگر حر را قبول نکردند؟


  • آخرین ویرایش:شنبه 8 مهر 1396
نظرات()   
   

1-نخستین گام درآگاهی از معارف قرآن چیست؟

لف)فراگیری قرائت آن                                          ب)ترویج فرهنگ قرآنی

ج)حفظ قرآن                                                           د)هیچکدام

2-طهارت به چه معنی است؟

الف)آن است که قاری قرآن حفظ خشنودی خداوند را در نظر داشته باشد.

ب)آن است که  با وضو باشد با ظاهری آراسته و لباس پاکیزه و مرتب باشد.

ج)آن  است که حقیقت عبادت  باشد.

د)گزینه الف و ب.

3-استعاذه به چه معناست؟

الف) آن است که که حقیقت  عبادت باشد.

ب) آن است که بر زبان آوردن« بسمله » در شروع هر کاری سفارش شده است.

ج) آن است که  به معنای پناه بردن و پناهنده شدن به خدا از شر شیطان باشد.

د)گزینه ب و ج.

4-سخنی از امام صادق که می فرمایند «درهای مصیبت را با استعاذه ببندید و درهای طاعت را با  تسمیه باز کنید» مربوط به کدام یک از موارد آداب تلاوت قرآن می باشد؟

الف)استعاذه                                             ب)خشوع در تلاوت

ج)سکوت و انصاف                                   د)بسمله

5-از مهمترین آداب تلاوت قرآن کدام یک از موارد زیر است؟

الف)تدبر                                                  ب)اخلاص

ج)ترتیل                                                    ج)دعا

6-کدام یک از مراحل شکر گذاری نیست؟

الف)توجه و آگاهی به نعمت                         ب)شکر عملی 

ج)شکر زبانی                                                 د)شکر قلبی

7-الفبای زبان عربی از چند حرف تشکیل شده است؟

الف)28                                                     ب)32

ج)24                                                         د)27

8-اختلاف بین حروف الفبای فارسی و عربی در چند حروف است؟

الف)6                                               ب)10

ج)8                                                    د)9

9-حروفی که رمزی میان خدا و پیامبرش می باشد که در ابتدای 29 سوره از قرآن آمده است چه می باشد؟

الف)حروف مصوت                                         ب)حروف صامت

ج)حروف مقطعه                                                د)هیچکدام

10-صداهای کوتاه را ......... و صداهای کشیده را ........... می نامند.

الف)حروف مقطعه حروف مدّی                         ب)حرکات حروف مدّی

ج)حرکات حروف مقطعه                                    د)حروق مدّی-حرکات

11-متفکرین اسلامی وجوهی که برای اعجاز قرآن بر شمردند کدام یک از موارد زیر است؟

الف)اعجاز در تلاوت اعجاز در پیشگویی          ب)اعجاز اجتماعی اعجاز علمی

ج)اعجاز علمی اعجاز در تلاوت                   د)اعجاز در پیشگویی اعجاز علمی

12-اقسام سکون کدامند؟

الف)ذاتی عارضی                                    ب)ذاتی ثبوتی

ج)ذاتی تکوینی                                      د)عارضی سلبی

13-بر اساس قرآن کریم سازنده ی شخصیت انسان چیست؟

الف)ایمان                                            ب)عمل

ج)عقل                                                د)همه ی موارد

14) در قرآن کریم حروفی وجود دارد که نوشته شده ولی خوانده نمی شوند . عبارت از حروف  زیر است .

الف ) و ، ا ، ح ، د                                      ب) و ، ا ، ل ، ی

ج) و ، ا ، ل ، د                                          د ) ی ، ا، ل ،د

15 ) الف بعد واو  در کدام کلمه خوانده می شود .

الف ) اولیِ                    ب) سَعَوˆ

ج) عَتوˆ                   د) ذَ وَ ا

16) «اشباع » لغت به چه معناست ؟  

الف تبدیل صدا ی کوتاه به صدای کشیده     ب) سیرکردن و تبدیل صدای کوتاه به صدای کشیده

ج)  سیر کردن                      د) گزینه الف و ج 

17) «تزکیه » به چه معناست ؟

الف ) پاک کردن و پاکیزه گردانیدن        ب). پاک کردن و خالص کردن

ج) سیر کردن                                   د ) الف و ب

18) کدام یک در رأس برنامه های انبیاست ؟

الف ) اخلاص               ب) تزکیه و تعلیم

ج ) اشباع                     د ) استعاذه

19) تزکیه  نفس در قرآن کریم در چه قالب هایی مطرح شده است

الف تزکیه نفس هدف از رسالت پیامبران است

ب) نتیجه تزکیه نفس به خود انسان باز می گردد

ج) تزکیه نفس عامل رستگاری است .

د) همه موارد

20) همزه وصل در (ال) همیشه ................... است ؟

الف) مسکور          ب) مضموم

ج) مفتوح              د) ساکن

 21- حرف (و) در عربی چگونه تلفظ می شود .

الف ) واو  از مخرج لب زیرین و دندان های ثنایی بالا تلفظ می شود .

ب) واو ، از مخرج لب بالایی و دندان زیرین تلفظ می شود .

ج) از میان لب ها و بدون دخالت دندان ها ادا می شود و به صورت غنچه لب ها گرد می شود .

د) از میان لب ها و با دخالت دندان ها ادا می شود .

22- منظور از سخن گفتن به نحوی قول سدید چگونه است .

الف . سخن خالی از دروغ و تهمت و ناروا د رعین حال مفید باشد .

ب). منظور از بیان کردن خیرو صلاح و راهنمایی به خیر است .

ج) بازبان نرم و نیکو و همراه و با نصیحت و ارشاد با آنان سخن گفته شود .

23- حرف ض و ظ در عربی چگونه تلفظ می شوند

الف ) بدون کمک گرفتن از دندان ها تلفظ می شود .

ب) حرف ظ از برخورد نوک زبان با دندان هایی پیشین  بالا اداء می شود ولی در تلفظ حرف (فی) کنار زبان به تدریج به دندان های کناری بالا متصل شده و سپس به آرامی از آن جدا می شود

ج) هیچ نرمی نمی کند مانند تلفظ در فارسی است .

د) لبها مانند تلفظ حرف ( واد ) در عربی است .

24 خداوند در سوره لقمان ویژگی محسنین را چه چیزی گفته است ؟

الف)کسانی که نماز بر پا می دارند.

ب) زکات می پردازند .

ج) به آخرت یقین دارند

د) همه موارد

25- احسان به چه معناست در قرآن کریم

الف بی هیچ قید و شرطی تسلیم امر و افعال خداوند باشد .

ب) خدارا چنان عبادت کنی که گویی اورا می بینی و اگر تو اورا نمی بینی اوتورا می بیند

ج) باتوجه به پاداشی که می گیرد و تسلیم خداوند و تابع امر او باشد .

د) خداوند را می بینید و اورا عبادت می کند.

26) استعلاء به چگونه حروفی می گویند ؟

الف به معنی میل به بلندی و عبارت است از میل ریشه  زبان به طرف نرم هنگام تلفظ حرف و حجم دستگاه تکلم را افزایش  داد.

ب) به معنی روی هم قرار دادن 2 سطح بوده عبارت است از منطبق شدن از بخشی به زبان به سقف دهان .

ج) به معنی پست شدن است و عبارت است پایین آمدن و دور بدون ریشه زبان از نرمی کام

د) آزار رها کردن صدا در هنگام سکون می باشد .



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 شهریور 1396
نظرات()       

1-حاج حسین واشقانیمداح اهل بیت (ع)

2-منصور واشقانی 
3-مهدی واشقانی 

4-  زین العابدین واشقانی فراهانی،فرزند علی اصغر (خطاط خوشنویس)،و فرزندایشان علی واشقانی فراهانی (نقاش،طراح،خوشنویس)،و دختر ایشان عالیه واشقانی فراهانی (تذهیب کار)، 

5-رمضانعلی واشقانی 
7- حمید واشقانی
8-
ایران واشقانی کارشناس خبری و خبرنگار روزنامه ایران

9-رقیه واشقانی فراهانی و شیخ محمد واشقانی

10-علیرضا واشقانی

11- احمد واشقانی 
12- حسین واشقانی
13-  مریم واشقانی -پزشک

14-  زین العابدین واشقانی 

15-  وحیدرضا امیرنگهبانی 

16-علی واشقانی ( نویسنده و مدیر این وبلاگ) و مهدی واشقانی

17-حسن واشقانی لیسانس مدیریت از دانشگاه تهران مهندس حسین لیسانس مهندسی عمران بیژن فوق لیسانس اقتصادومهندس مجید مهندس شیمی خانم فریماه فرزند حسن فوق لیسانس معماری از دانشگاه هنر تهران و خانم فرزانه واشقانی فرزند حسین فوق لیسانس مدیریت جهانگردی و خانم فروزان نوه دختری ایشان فرزند آقای احمد فرزند حاج حسینعلی .

18-فرهاد واشقانی

19 - جمیله واشقانی 

20- عباس واشقانی  استاد خوشنویسی

21-عباس واشقانی 

22- منصور واشقانی فراهانی

23- نجمه واشقانی فراهانی                           

24-  فاطمه معتمد و مهدی معتمد 

25-امیر واشقانی 

26 -  علیرضا فیروزبخت(واشقانی فراهانی) نوه ی حاج احمد جواد

27 - زهرا و معصومه واشقانی

28. مینا واشقانی  

29.علی و جواد واشقانی 

30.فاطمه واشقانی و فایزه واشقانی

31- بهاره واشقانی

32-  ولی اله واشقانی - اپتومتریست. و برادران رضا، علی و موسی واشقانی  

33-علی واشقانی متخصص قلب

34- فرزانه واشقانی  -پزشک  

35-ابوالفضل واشقانی

36-علیرضا دادپی- پزشک متخصص و طاهره دادپی

38-احمد واشقانی

39- مهران واشقانی

40- سمیرا واشقانی 

41-  علی واشقانی- پزشک داروساز 

43- محمد واشقانی 

43-  حمید رضا واشقانی 

44-پوران واشقانی 

45- خانم مینا واشقانی 

46-  محمد رضا واشقانی

47-  مجید واشقانی بازیگر سینما و تلویزیون

48- حسین واشقانی

49- احمد واشقانی  اراک

50- مریم واشقانی 

51-رضا واشقانی 

52-  عیسی واشقانی

53-  ابراهیم واشقانی مرحوم رحمت اله
54-
 احمد واشقانی 
55- محسن واشقانی

56-  علی اکبر واشقانی  بازنشسته  

با سلام به همه عزیزان واشقانی  فراهانی : لطفا جهت  تهیه و تدوین مجموعه واشقان (شامل  شهدا و فرهیختگان و بزرگان و قدما  و خیرین و دیگر واشقانی های تاثیر گذار در امورواشقان ) مشخصات کامل و بیو گرافی و رزومه خود را به  این وبلاگ و یا به ادرس ایمیل حقیر علی واشقانی  فراهانی( مدیر وبلاگ) avfz1341@yahoo.com     alifarahani1341@gmail.com. ارسال فرمایید. خصوصا اسامی فوق الذکر .  تا مجموعه تکمیل شده و چاپ گردد.  تا آیندگان و نسل جوان همواره به یاد واشقان باشند.و تلگرام avfara@



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 1 مرداد 1396
نظرات()   
   

1-پایه  ‏هاى اسلام

قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه

قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص

قال امیرالمومنین علیه السلام:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حکمت 252

                                                                                              بقیه در ادامه مطلب


  • آخرین ویرایش:جمعه 5 خرداد 1396
نظرات()       
جمعه 5 خرداد 1396  10:29 ق.ظ


نیت روزه ماه رمضان

1 ـ آیا برای روزه ماه رمضان بهتر است هر روز نیت روزه داشته باشیم یا در اول ماه یکباره نیت کنیم ؟
باید هر روز نیت داشته باشید . البته بهتر است اول ماه نیز نیت روزه همه ماه را داشته باشید.

2 ـ اگر کسی شک داشته باشد که آخر شعبان است یا اول رمضان به چه نیتی روزه بگیرد ؟
روزى را كه انسان نمى داند آخر شعبان است یا اوّل رمضان، اگر به نیّت اول رمضان روزه بگیرد حرام مى باشد، بلکه باید به نیت آخر شعبان روزه بگیرد و اگر بعدا معلوم شود که اول رمضان بوده است ، به جایی روزه اول رمضان حساب می شود.

3 ـ آیا جایز است نیت روزه، شرطی باشد؟ به این معنا كه چنانچه اگر روزه قضا داشته باشم به نیت آن و در غیر آن صورت به نیت روزه مستحب باشد .
بلی این نوع نیّت کفایت می کند

4 ـ آیا می توان همزمان در یک روز، هم به نیت روزه قضا و هم به نیت روزه مستحبی روزه بگریم؟
خیر، کسی که روزه قضا دارد نمی تواند روزه مستحبی بگیرد. البته اگر در ایامی که گرفتن روزه مستحب است، شخص به نیت روزه قضا ، روزه گرفت ان شاء الله ثواب روزه مستحبی را نیز خواهد برد.

وقت شرعی برای امساک و افطار

5 ـ چند دقیقه قبل ازاذان صبح لازم است دست از غذا خوردن بكشیم؟
تا موقع دخول وقت می توانید بخورید ولی همین كه وقت داخل شد باید دست بكشید، البته بهتر است مقداری قبل از اذان دست از خوردن بكشید.

6 ـ آیا می توان بلافاصله با گفتن الله اکبر در تلویزیون در ماه رمضان افطار کرد؟
اگر با شنیدن اذان اطمینان به دخول وقت پیدا می کنید همان ابتدای اذان هم می توانید افطار کنید اگرچه بهتر است کمی صبر کنید.

7 ـ درشهر ماكو زندگی می كنیم كه فاصله آن با مركزاستان (ارومیه) نزدیك به 300 كیلومتر است. اوقات شرعی و اذان از رادیو به افق ارومیه پخش می شود . این جانب حدود كمتر از10 ثانیه بعد ازشروع اذان از رادیو آب‌ خوردم وظیفه اینجانب چیست؟
در صورتی که یقین داشتید که وقت داخل شده اشکال ندارد.

8 ـ ایا احتیاط كردن در خوردن و آشامیدن در ماه مبارک مضان مقداری قبل از اذان صبح رادیو واجب است؟
مقدار واجب روزه از اذان صبح تا اذان مغرب است لكن برای اینكه یقین كنید این مقدار را روزه داشته اید بهتر است كمی قبل از اذان دست بكشید و بعد از اذان مغرب كمی صبر كنید.

افطار کردن با اهل سنت

9 ـ ما درجایی زندگی می‌کنیم که برادران اهل تسنن زیاد تر از شیعیان هستند . اذان اینجا به وقت برادران اهل تسنن هست . حالا که آنها زودتر از ما افطار می‌کنند آیا ما می‌توانیم با آنها افطار کنیم؟
افطار کردن با آنها صحیح نیست و باید صبر کنید تا وقت داخل شود و سپس افطار کنید.

سن بلوغ برای واجب شدن نماز و روزه

10 ـ ایا سن روزه گرفتن دختران 9 سالگی است یا سنی كه انها برای اولین بار حیض می شوند؟
دختران با تمام شدن 9 سال قمری مكلف می شوند و در صورتی كه قدرت بدنی داشته باشند باید روزه هم بگیرند اگر چه حیض هم نبینند .

چیزهایی که روزه را باطل می کند

خوردن و آشامیدن

11 ـ اگر از خواب بیدار شوم و با ساعت و تلوزیون خیال کنم که صبح نشده و در حین خوردن متوجه شوم صبح شده حکم ان چیست ؟
در فرض سئوال قضای آن روز بر شما واجب است.

12 ـ ایا كسی كه روزه خود را باطل کرده باید روزه اش رابخورد ؟
کسی که روزه خود را باطل كرده، حق خوردن روزه تا اذان مغرب را ندارد.

13 ـ در ماه رمضان معمولا لب های انسان خشک می شود و با دندان انسان آنها را می کند گاهی انسان نمی تواند آن تکه های کوچک را از دهان خارج کند لکن مجبور می شود فرو ببرد این مساله در کل چه حکمی دارد؟
نباید فرد ببرد و باید آنها را بیرون بیاندازد واگر عمدا فرو ببرد روزه اش باطل و قضا و کفاره دارد.

14 ـ بلعیدن تکه غذایی که بین دندان مانده است روزه را باطل می کند؟
بلعیدن آن روزه را باطل می كند .

15 ـ اگر تکه ای ازغذا در گلو باقی بماند و شخص اطمینان دارد و یا احتمال می دهد که اگر بعد از اذان صبح بخوابد آن تکه در خواب بلعیده خواهد شد آیا می تواند بخوابد؟
در صورتی که اطمینان دارد اگر بخوابد روزه اش باطل می شود ، خوابیدنش جائز نیست.

16 ـ اگر شخص روزه دار سهوا چیزی بخورد آیا روزه باطل می شود؟ ایا دراین مسئله بین روزه واجب و مستحب فرقی وجود دارد ؟
در هیچ یك از موارد خوردن سهوى موجب بطلان روزه نمى‏شود.

17 ـ استفاده از رُژ لب برای روزه دار اشكال دارد؟
اگر چیزی فرو نرود اشكال ندارد.



  • آخرین ویرایش:جمعه 5 خرداد 1396
نظرات()   
   
چهارشنبه 9 فروردین 1396  12:59 ق.ظ



امام على امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود 

براى شش گروه، بهشت را ضمانت مى كنم: 

۱- شخصى كه براى صدقه دادن از خانه خارج مى شود و در این هنگام مرگش فرا مى رسد. 

۲- كسى كه براى عیادت بیمار از خانه بیرون مى آید و فوت مى كند. 

۳- شخصى كه براى جهاد در راه خدا از خانه خارج مى شود و به شهادت مى رسد. 

۴- كسى كه براى انجام حج خانه خدا بیرون مى آید و ملك الموت جانش را مى ستاند. 

۵- آن كس كه براى بجا آوردن نماز جمعه از منزل خارج مى شود و مى میرد. 

۶- كسى كه براى تشییع جنازه مسلمانى از خانه خارج شده و فوت مى كند.
 
(براى تمامى ایشان، بهشت را ضمانت مى كنم)


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 فروردین 1396
نظرات()   
   
دوشنبه 16 اسفند 1395  08:38 ب.ظ


حروف شمسی

حروف شمسی، 14 حرفی هستند که «الف و لام» ال بر سر آنها نوشته می شود ولی خوانده نمی شود. 
به بیان دیگر این حروف هرگاه بعد از «الف و لام» قرار بگیرند مشدد خوانده می شوند. 
مانند: وَ الشَّمْسِ، مِنَ النَّاسِ 

این حروف عبارتند از: 

حروفمثالسوره
تلَهُمُ التَّنَاوُشُ(سبا 52)
ثکُلِّ الثَّمَرَاتِ(محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم 15)
دیوْمِ الدِّینِ(الفاتحه 4)
ذیأْکُلَهُ الذِّئْبُ(یوسف 13)
رکَفَرُواْ الرُّعْبَ(آل عمران 151)
زفِی زُجَاجَةٍالزُّجَاجَةُ(النور 35)
سفِی السَّمَاءِ(الحجر 16)
شمِنَ الشَّاهِدِینَ(القصص 44)
صأَقَامُواْ الصَّلَوةَ(الحج 41)
ضمِنَ الظُّلُمَاتِ(ابراهیم 5)
طإِلَی الطَّیرِ(النحل)
ظمَدَّ الظِّلَّ(الفرقان 45)
لعَنِ اللَّغْوِ(مؤمنون 3)
نمِنَ النُّورِ(البقره 257)


استثناء

الر در ابتدای سوره های (یونس)، (هود)، ‌(یوسف)، (ابراهیم) و (الحجر)؛ جزو حروف مقطعه می باشد و هر کدام به تنهایی خوانده می شود: الف، لام، را

حروف قمری

حروف قمری، 14 حرفی هستند که «الف و لام» ال بر سر آنها نوشته می شود و حرف لام خوانده می شود. 
مانند: 
وَ الْقَمَرِ، وَ الْبَنُونَ 
این حروف عبارتند از: 

حروفمثالسوره
الفیَرَ الْإِنْسَانُ(یس 77)
بیرِیکُمُ الْبَرْقَ(الرعد 12)
جیحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ(البقره 273)
حوَ الْحَافِظِینَ(الاحزاب 35)
خعَنِ الْخَمْرِ (البقره 219)
عسَاعَةِ الْعُسْرَةِ(التوبه 117)
غهُمُ الْغَالِبُونَ(المائده 56)
ففِی الْفُلْکِ(الاعراف 64)
قمِنَ الْقَانِطِینَ(الحجر 55)
کءَایاتُ الْکِتَابِ(یونس 1)
معَلَی الْمُؤْمِنِینَ(النساء 103)
ومِنَ الْوَاعِظِینَ(الشعرا 136)
هلَا أَرَی الْهُدْهُدَ(النمل 20)
یلَا عَاصِمَ الْیوْمَ(هود 43)


استثناء

الم (البقره)، (آل عمران)،‌ (العنکبوت)، (الروم)/ف (لقمان)، (السجده) 
المص (الاعراف) 
المر (الرعد) 

موارد فوق نیز که در ابتدای سوره های مختلف آمده است حروف بعد از ال را جزو حروف قمری قرار نمی دهند و هر کدام به تنهایی خوانده می شود: الف، لام،میم، را


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 16 اسفند 1395
نظرات()   
   

درس اخلاق آیت الله مظاهری؛
حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح
: هرکه ایمان داشته باشد و طبق آن ایمان عمل کند، حیات طیب در این دنیا و حیات طیب‌تر در آخرت دارد. قرآن وقتی اسم ایمان را می‌آورد به دنبال آن اسم عمل صالح را نیز می‌آورد.
حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح
به گزارش جهان نیوز، متن زیر مشروح درس اخلاق آیت الله مظاهری در تاریخ 30 دی ماه است که در ادامه می خوانید؛

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شب جمعه متعلّق به قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است؛ اظهار ارادت کنید خدمت آقا با سه صلوات.

بحث هفتۀ گذشته دربارۀ‌ رابطۀ عملی ما با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» بود. یعنی ما باید در عمل شباهت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم. همین‌طور که آنها معصومند، ما هم متقّی باشیم. قرآن شریف در بیش از دویست جا این حرف هفتۀ گذشتۀ مرا تأیید فرموده است. در قرآن جایی نداریم که فقط بگوید ایمان داشته باش، بلکه همه جا می‌گوید ایمان و عمل صالح.

«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»[1]
هرکه ایمان داشته باشد و طبق آن ایمان عمل کند، حیات طیب در این دنیا و حیات طیب‌تر در آخرت دارد. همه جا قرآن وقتی اسم ایمان را می‌آورد به دنبال آن اسم عمل صالح را نیز می‌آورد. هفتۀ گذشته من تقاضا کردم از همه و مخصوصاً جوان‌ها که رابطه‌تان با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» عالی باشد،  از نظر عقیده رابطۀ خوبی دارید و از نظر شعار الحمدلله رابطۀ خوبی دارید، اما از نظر عمل نیز رابطۀ عقیدتی و شعاری را داشته باشید و قرآن این را جداً می‌خواهد.

بحث امشب رابطۀ‌ ما با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» از نظر معرفت است. اینکه ما امام‌شناس باشیم. این روایت را سنّی و شیعه نقل کرده‌اند و همه شنیده‌اید که: «مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ یَعْرِفْ‏ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»[2]. در بعضی روایات دارد: «... مَاتَ‏ مِیتَةَ کُفْرٍ وَ نِفَاق‏»[3]

کسی که معرفت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» نداشته باشد، ایمانش در مخاطرۀ عجیبی واقع می‌شود. دشمن درون و دشمن برون و دشمن جنّی و دشمن انسی ایمانش را می‌برند. مخصوصاً در زمان ما که شبهه زیاد شده و این جوان هرکجا برود مورد شبهه واقع می‌شود و حتی معلم بی‌ادب شبهه راجع به تشیّع سر کلاس می‌کند و در هر جلسه‌ای بنشینیم شبهاتی درست کرده‌اند و یکی پس از دیگری به ما القا می‌کنند. پس ما باید امام‌شناس باشیم و الاّ تشیّع ما را می‌برند و لاأقل تشیع ما را مورد تردید قرار می‌دهند. لذا همین‌طور که باید متابعت از اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم، باید معرفت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم. از نظر قرآن و از نظر روایات و از نظر خارج، تشیع دیوار فولادی است. قرآن تشبیه کرده به درخت کهن میوه‌داری: «مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ ، تُؤْتی‏ أُکُلَها کُلَّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها»[4]



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 6 بهمن 1395
نظرات()       

1-مرحوم حاج احمد واشقانی-در تاسیس  مسجد   جامع امامجعفر صادق (ع)
2- مرحوم حاج حجت اله واشقانی - مشارکت در تاسیس مسجد جامع  امام جعفر صادق (ع)
3- حاج حسین واشقانی - مشارکت  و مدیریت در تاسیس حسینیه واشقان - مداحی و اداره جلسات  قرآن هیئت های واشقانی و همچنین اداره کلیه مراسم  چهلم و سالگرد های واشقانی ها و امور دیگر فرهنگی و مذهبی .....
4- شیخ علی واشقانی - بنای مسجد بزرگ امام رضا (ع) در غرب تهران - وامام جماعت آن.....
5-  مرحوم اسماعیل علی واشقانی - خرید خانه ها برای تعریض کوچه های واشقان در دهه های 50 و 60 
6- مرحوم محمد علی واشقانی فرزند جاج اکبر - همکاری با شورای اسلامی در انجام امور و حل مسایل و مشکلات مردم  کم بضاعت- بالغ بر 25سال  ارائه خدمات  حمل ونقل و انتقال مردم واشقان و دیگر روستاهای فراهان به شهرهای  اراک ، آشتیان ، تهران ، قم ، مشهد مقدس و اماکن زیارتی دیگر  ( به صورت افتخاری) ، حفظ امانتداری و اخلاق نیکو در برخورد با مردم   و دانش آموزان در طول این مدت و غیره.....................

7-  مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی - ساخت مدرسه قدیم واشقان - مشارکت در ساخت حمام روستای واشقان با اهداء زمین آنها - آموزس قرآن کریم
به واشقانیها...و ارائه خدمات مشاوره  اخلاقی و اجتماعی و قضایی و غیره به عنوان ریش سفید و معتمد روستا های فراهان و تفرش و آشتیان ....
8- مرحوم ابراهیم آقا جعفر واشقانی فراهانی-  تلاش مستمر و خالصانه در جهت حل مسائل و مشکلات بدون چشمداشت به اهالی روستا در تمام مدت طول عمر خود  به شهادت اکثر قدیمیها .........
9- مرحوم میرزا ذبیح اله بیک واشقانی فراهانی - همراهی و سخن گویی  گروه هیئت واشقانیها در مجلس شورا و درحضور آیه الله مرحوم مدرس برای ارایه داد خواست و عریضه شکواییه از مظالم ارباب برعلیه رعایا -   مکتب داری و آموزش قرآن و خوشنویسی به مدت نیم قرن در واشقان  و اطراف و تهران و غیره.........
10- مرحوم مسیح اله واشقانی فراهانی- اهدا زمین مرغوب کشاورزی برای ساخت جاده قرمز چشمه
11 - حاجی ذبیح اله واشقانی فراهانی- اهدا زمین مرغوب کشاورزی برای ساخت جاده قرمز چشمه


هنوز کامل نیست ادامه دارد...................... لطفا افراد را معرفی نمایید.......................................
  


  • آخرین ویرایش:جمعه 3 دی 1395
نظرات()   
   




متولدسال ۱۳۱۷ 
افسر درجه دار شهربانی (ژاندارمری) 
در نیروی زمینی در جنگ حق علیه باطل شرکت نمود .
در مورخه ۲۹. ۰۲. ۱۳60 
در منطقه کرخه و به علت اصابت ترکش به قسمت سر به درجه رفیق شهادت  نائل آمدند .
و پیکر پاک این شهید مطهر در قطعه 
۲۴ شهدا بهشت زهرا تهران میباشد .

خداوند روح منوراین شهید را با ائمه اطهار محشور نماید .

⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 20 بهمن 1395
نظرات()   
   
شنبه 20 آذر 1395  12:27 ب.ظ

نقشه واشقان


  • آخرین ویرایش:شنبه 20 آذر 1395
نظرات()   
   

بنی اسرائیل ، کهف ، سه طسین ( شعراء ، نمل ، قصص ) ، الم سجده ، یس  ، ص ، احقاف ،، واقعه ، حم سجده ، حم دخان ، حم دخان ، طور ، اقتربت ( انبیاء ، و قمر) ، جمعه - اکر وقت ندارد واقعه و سوره های قبل آن - زیرا روایت شده  از حضرت  صادق (ع)که  هر که در هر شب جمعه سوره بنی اسرائیل  را بخواند نمیرد تا خدمت حضرت قائم  علیه السلام  برسد واز اصحاب آن حضرت باشد . و فر مود هر که سوره کهف را در شب جمعه  بخواند نمیرد ، مگر شهید شود، و حق تعالی اورا در قیامت با شهدا محشور گرداند و  در قیامت همرا ه ایشان نگاهش میدارد . و فرمود که سه  طسین ( نمل ، شعرا ، قصص )را  در شب جمعه بخواند از دوستان خدا باشد و در امان و حمایت حق تعالی باشد و فقر و تنگدستی در دنیا  به او نرسد و در اخرت خدا از بهشت انقدر به او عطا کند که او راضی گرددو زیاده از رضا به او کرامت فرماید و صد زن از حوریان بهشتی به او تزویج نماید و فرمود هر که سوره الم سجده را در هر شب جمعه بخواند حق تعالی در قیامت نامه اعمال اورا به دست راست او دهد  و او را بر اعمال او حساب نکند واز رفقای محمد و آل محمد علیهم السلام باشد .                                                                                                                                                         (مفاتیح الجنان )


 


  • آخرین ویرایش:جمعه 3 دی 1395
نظرات()   
   

1- شادروان استاد فقید محمدعلی واشقانی  فراهانی

2-  مرحوم  حاج حسن نگهبان فرزند مرحوم کربلایی ابراهیم( ادبیات فارسی و عربی )

(روحش شاد) 11/9/1391 شنبه

3-مرحوم استاد گرانقدر فتحعلی واشقانی فراهانی 

(استاد ارشد انجمن خوشنویسان ایران)13/8/1391 شنبه

4- مرحوم استاد علی واشقانی فراهانی فرزند مرحوم عباسعلی

 (استاد انجمن خوشنویسان ایران)در روز جمعه 1393/1/1 به رحمت ایزدی پیوست .

5-مرحومه زهرا واشقانی فرزند حاج علی قاسم -پزشک- 

نوه  دختری مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی- در تاریخ 92/6/15

به رحمت ایزدی پیوست - روحش شاد .

6- مرحوم  علی واشقانی فراهانی فرزند ابراهیم فرزند اسماعیل کربلایی هادی 



  • آخرین ویرایش:جمعه 3 دی 1395
نظرات()       
  • تعداد کل صفحات :32  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

✨ #سلام_بر_حسین_ع ✨..........دوشنبه 1 آبان 1396

دو گروه پیرو حق براساس آیات قرآن..........شنبه 8 مهر 1396

سئوالات آموزش قرائت قرآن کریم- تهرانسر..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

فرهیختگان واشقان-- شهرستان فراهان - استان مرکزی..........یکشنبه 1 مرداد 1396

20 حدیث درباره روزه و روزه داری..........جمعه 5 خرداد 1396

احکام روزه..........جمعه 5 خرداد 1396

ضمانت بهشت..........چهارشنبه 9 فروردین 1396

حروف شمسی وحروف قمری..........دوشنبه 16 اسفند 1395

حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح..........چهارشنبه 6 بهمن 1395

واشقانی های که در واشقان و تهران منشا امور خیر و مسئولیت های اجتماعی و خدماتی بوده و هستند. ..........پنجشنبه 2 دی 1395

روستای تاریخی واشقان:به نقل از یکی از آقایان واشقانی..........یکشنبه 21 آذر 1395

بیوگرافی شهید والا مقام و سرافراز حسین دادپی فرزند مرحوم میرزاحسن ..........شنبه 20 آذر 1395

نقشه هوایی واشقان..........شنبه 20 آذر 1395

در شب جمعه این سوره هارا بخواندکه از برای هر یک فواید و ثواب بسیار روایت شده است...........شنبه 20 آذر 1395

فرهیختگان واشقان(مرحومین)..........شنبه 20 آذر 1395

همه پستها