سه شنبه 24 تیر 1399  12:10 ق.ظ

بعد ازسربالایی  ماستر و خسروان به مزرعه شریف آباد می رسیم که با روستای خسروان فاصله چندانی ندارد وازکنارناهارگاه معروفش با آن درخت گردوی بلند قامت واشقان را می بینید که در دامنه تپه های منتهی به کوه مرجان ( که به آن مرجن هم می گویند ) قراردارد. به همت جهاد گران  جهاد سازندگی وخود یاری های مردمی جاده منتهی به روستا چند سال پیش آسفالت شد وازبرق وپست و مخابرات و تلفن ومرکز بهداشت وشورای اسلامی و دهیاری و گاز کشی هم درآن خبری هست ولی اسراراین روستا را باید در دیگر جاهای آن جستجو کرد . درمعنی کلمه واشقان معانی متفاوتی داده شده است . بعضی آنرا آشیانه عقاب وبعضی مهد عاشقان معنی کرده اند. بررسی ها تا کنون به معنی دقیقی از این کلمه نرسیده اند . هرچه باشد طبیعت جذاب و متنوع ؛ آب وهوای خنک و زمستان سرد واشقان خاصیتی فراموش نشدنی به این سرزمین داده است .
 
 
 
  دوستان محترم واشقانی و دیگر دوستان مخاطب وبلاگ
این پست ثابت است و شما می توانیدنظرات خود را دراین پست اعلام نمایید.
 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 24 تیر 1399
نظرات()       
چهارشنبه 1 مرداد 1399  08:52 ب.ظ

میراث فكری و نظری گروهی از روشنفكران برجسته آلمانی كه می‌كوشیدند، یك‌گونه فلسفی انقلابی از ماركسیسم غربی را كه با عنوان نظریه انتقادی(Critical Theory) شناخته می‌شد، پدید آورده و بسط دهند، را مكتب فرانكفورت می‌گویند.[1]

محور كانونی اندیشه و آرای مكتب فرانكفورت را باید در مفهوم نظریه انتقادی جستجو كرد؛ كه معطوف به بررسی، مطالعه و تجزیه و تحلیل و تبیین جنبه‌هایی از واقعیت اجتماعی است كه ماركس و پیروان ارتدكس وی، آنها را نادیده گرفته یا بدان‌ها بی‌توجهی كرده‌اندبه دنبال عدم تحقق پیشگویی‌های "ماركس"، مبنی بر وقوع انقلاب كارگری علیه نظام تولید سرمایه‌داری و شكل‌گیری سوسیالیسم و در پی ناكامی جنبش‌های ماركیستی در اروپا و عدم تمایل كارگران به انقلاب و پیروزی انقلاب بلشویكی(1917) در روسیه، بسیاری از نئوماركیست‌های آلمانی برآن شدند، تا به بازخوانی اندیشه‌های ماركسیستی بپردازند.[2] این روشنفكران آلمانی، در ارتباط با یک مؤسسه تحقیقات اجتماعی بودند، كه در سال 1923 با همت و سرمایه "فیلكس وایل"، كه یك كارخانه‌دار بود، تأسیس شد و به عنوان اولین مؤسسه مطالعات ماركسیستی در جهان سرمایه‌داری غرب، وابسته به دانشگاه فرانكفورت بود. آنها در این مؤسسه، مهم‌ترین جریان فكری دنیای سرمایه‌داری از زمان ظهور ماركسیسم به بعد را پی‌ریزی كردند، كه بعدها به مكتب فرانكفورت یا نظریه انتقادی، موسوم شد.

اعضای این مكتب كه از جمله اولین قربانیان سیاست‌های نژادپرستانه آلمان نازی بودند، در اواخر دهه 1930، بعد از اوج‌گیری قدرت رژیم سوسیالیسم آلمان، به خاطر دیدگاه‌های سیاسی خود، مجبور به ترك آلمان و عزیمت به ایالات متحده آمریكا شدند. در اوایل دهه 1950 اعضای مكتب، دوباره به آلمان بازگشتند و مؤسسه تحقیقات اجتماعی را در فرانكفورت فعال كردند.

در سال 1969 در پی مرگ «آدورنو» «مؤسسه منحل شد و با مرگ هوركهایمر دوران فعالیت مكتب فرانكفورت خاتمه یافت، لكن نظریه انتقادی در شكل جدید و در عین حال بسط‌یافته، در قالب دیدگاه‌های آلفرد اشمیت، یورگن هابرماس، كارل اتوآپل، كلاوس اوفه و ...تداوم پیدا كرد.[3]

تازه‌ترین تلاشی كه برای دنبال كردن و توسعه سنت‌های این مكتب انجام شده، توسط «هابرماس» فیلسوف و جامعه‌شناس بوده است كه اكنون مهمترین و مشهورترین سخنگوی مكتب فرانكفورت می‌باشد.[4]

اعضای مکتب

از شخصیت‌ها و اعضای مكتب فرانكفورت، كه اكثراً یهودی بودند، می‌توان به این افراد اشاره كرد: ماكس هوركهایمر كه از 1931 تا 1958 مدیریت مؤسسه را بر عهده داشت، تئودور آدورنو جامعه‌شناس و فیلسوف و موسیقی‌شناس، هربرت ماركوزه فیلسوف، اریك فروم فیلسوف و روانكاو، والتر بنیامین نقاد ادبی، فرید ریش پولوك اقتصاددان، فرانتس نویمان، هنریك گروسمن و ماری یهودا. در این میان آثار چهار شخصیت عمده یعنی: هوركهایمر، ماركوزه، آدورنو و فروم بود كه هسته اصلی نظریه انتقادی را شكل داد.

هدف نظریه‌پردازان این مكتب كه ایجاد و تغییر سیاسی و اقتصادی و فرهنگی را برای جوامع سرمایه‌داری دوران خود، تغییر بنیادی می‌دانستند، این بود كه به مدد آثارشان و با افشای تضادهای زیربنایی و جوامع طبقاتی، تحولات اجتماعی مثبت و پیش‌رونده بیافرینند.[5]هدف مكتب فرانكفورت

اعضای این مكتب كه در مقابل نظریه پوزیتویست‌ها كه مؤید و طرفدار وضع موجود و توصیف‌كننده آن بودند، تفكر آرمانی جامعه یا وضع مطلوب را ارائه كردند که در واقع به دنبال تغییر و حركت به سوی مطلوب بودند.[6]

محورهای اندیشه مکتب فرانکفورت

محور كانونی اندیشه و آرای مكتب فرانكفورت را باید در مفهوم نظریه انتقادی جستجو كرد؛ كه معطوف به بررسی، مطالعه و تجزیه و تحلیل و تبیین جنبه‌هایی از واقعیت اجتماعی است كه ماركس و پیروان ارتدكس وی، آنها را نادیده گرفته یا بدان‌ها بی‌توجهی كرده‌اند.

این مفهوم كه مبنای همه تحقیقات فكری و فلسفی و پروژه‌های مطالعاتی اعضای مؤسسه، تحقیقات اجتماعی بوده است، اولین بار در سال 1937 باب شد و اساساً نوعی قالب تئوریك، برای متمایز كردن پیروان و معتقدان خود، از اشكال رایج و غالب ماركسیسم ارتدكس و رسمی محسوب می‌شد و در عین حال پوششی بود، برای پنهان كردن گرایش‌های انقلابی و تعهدات رادیكال آنها، در محیطی كه با هر نوع گرایش انقلابی خصومت داشت.[7]

این نظریه كه توجه خاصی به نابرابری و ظلم دارد، ماهیت انتقادی داشته[8] و در برخورد با مسائل جوامع معاصر، نوعی رویكرد انتقادی چند رشته‌ای را برای تحلیل كردن آنها، ارائه می‌كند.

برخی از حوزه‌ها و رشته‌های متعددی كه در این نظریه، برای تجزیه و تحلیل مسائل و مشكلات، به خدمت گرفته شده‌اند، عبارتند از: فلسفه، جامعه‌شناسی، ادبیات، هنر، روان‌شناسی، اقتصاد و علوم سیاسی. البته لازم به ذكر است جریانات فكری نوین مانند هرمنوتیك، سیبرنتیك، فمنیسم، و زیبائی‌شناسی نیز در عرصه تحلیل‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.[9]



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 مرداد 1399
نظرات()       

امانوئل کانت در 22 آوریل در شهر کونیکسبرگ، کشور پروس به دنیا آمد. او فرزند چهارم از نه فرزندی بود که از یک یراق‌ساز فقیر و همسرش به دنیا آمدند که هر دوی آنها پیرو مذهب لوتر بودند.

کانت در دانشگاه کونیکسبرگ تحصیل کرده بود و تا 73 سالگی در این دانشگاه تدریس کرد. او در این سن استعفا داد زیرا از او درخواست شده بود که دیدگاه‌های خود را درباره مذهب وارد تدریس‌اش نکند. او در طول عمر خود به قدری مشهور شده بود که دانشجویان فلسفه از سرتاسر اروپا برای شرکت در سخنرانی‌های او می‌آمدند و او مجبور بود به رستوران‌های مختلف برود تا از ستایش‌کننده‌هایی که می‌خواستند ناهار خوردن او را تماشا کنند، اجتناب کند. هنگامی که کانت در 12 فوریه 1804 درگذشت. مراسم تشییع جنازه او راه‌بندان‌هایی را در کونیکسبرگ ایجاد کرد. ناقوس‌های شهر نواخته شدند و جمعیت ستایشگران که تعداد آنها به هزاران نفر می‌رسید، مسیر آن را به سمت کلیسای جامع دانشگاه بند آوردند.

ریشه‌های فلسفه کانت

کانت به عنوان شاگرد لایب‌نیتس شروع کرد، اما مطالعه فلسفه هیوم باعث شد او از « خواب جزمی» خود بیدار شود و بکوشد فلسفه را از شک‌اندیشی که هیوم در آن ایجاد کرده بود، نجات دهد. هیوم معتقد بود، تمام نتیجه‌گیری‌هایی که می‌توانیم درباره هر چیزی به دست آوریم بر تجربه ذهنی استوار هستند، زیرا این تنها چیزی است که می‌توانیم مستقیما با آن روبرو شویم. به عقیده هیوم، تمام اظهارات درباره ماهیت دنیای مادی یا درباره اخلاقیات، از برداشت‌ها، اندیشه‌ها و احساس‌هایی ناشی می‌شوند که آنها برمی‌انگیزند و همین‌طور از نحوه‌ای که آنها به وسیله قوانین تداعی سازمان می‌یابند. حتی علیت، که برای بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان اهمیت زیادی داشت، در فلسفه هیوم به عادت ذهن تنزل یافته بود. مفاد این دیدگاه هیوم آن است که برای مثال، حتی اگر B همیشه به دنبال A باشد و فاصله بین این دو همیشه یکسان باشد، هرگز نمی‌توانیم نتیجه بگیریم A موجب B می‌شود، زیرا راهی وجود ندارد که رابطه علیتی بین این دو رویداد را ثابت کنیم. از نظر هیوم، فلسفه منطقی، علم طبیعی، و فلسفه اخلاقی همگی به روان‌شناسی ذهنی تنزل می‌یافتند. بنابراین از هیچ چیزی نمی‌توان با اطمینان آگاه شد، زیرا کل دانش بر تعبیر تجربه ذهنی استوار است[1].

فلسفه کانت

کانت اگرچه تحت تاثیر هیوم از دگماتیسم دست برمی‌دارد اما فلسفه نقادی او طرحی است در مقابل فلسفه هیوم؛ اگر تجربه‌گرایی هیوم درست باشد، نتیجه آن انکار شناخت است و در مقابل اگر شناخت درست باشد اصالت تجربه نادرست است. کانت اعتبار شناخت را می‌پذیرد و بنابراین خود را در مقابل هیوم می‌بیند. در نتیجه کانت در فلسفه نقادی خود دو وظیفه اصلی دارد: 1- اثبات اعتبار شناخت علمی و تجربی و 2- اثبات ناممکن بودن مابعدالطبیعه. کانت نیز همچون هیوم استفاده از مفاهیم پیشینی در قلمرو مابعدالطبیعه را رد می‌کند اما برخلاف هیوم کاربرد این مفاهیم را در علم می‌پذیرد. بنابراین می‌توان گفت هدف کانت در فلسفه نقادی عبارت است از: 1- اثبات درستی کاربرد مفاهیم پیشین در قلمرو علم و 2- اثبات نادرستی کاربرد مفاهیم پیشینی در امور غیرتجربی و متافیزیک. بر این اساس کانت در توضیح فلسفه نقادی خود برای دستیابی به این دو هدف ساختاری را مطرح می‌نماید و بنابرآن ساختار اظهار می‌دارد که فرآیند شناخت از تعامل ادراک حسی (به عنوان ماده شناخت) و مقولات 12گانه فاهمه به‌علاوه دو عنصر پیشینی زمان و مکان (به عنوان ساختار و صورت شناخت) حاصل می‌گردد.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 11 تیر 1399
نظرات()       
پنجشنبه 1 خرداد 1399  03:44 ب.ظ

 

به طور کلی پراگما ( pragma  ) یک واژه یونانی به معنی کار یا کا و عمل سودمند است . پراگماتیسم یا عمل گرایی نیز فلسفه ای است که در پاسخ این پرسش که معیار حقیقی بودن یک قضیه چیست ؟ می گوید سودمندی در عمل و اصل پراگماتیسم این است که هر چیزی که در عمل شایع خوبی

را بدنبال داشته باشد خوب است .

1)مقدمه:

زادگاه این مکتب فلسفى، آمریکا است و اسامى دیگر آن عبارتند از
: فلسفه علمى،اصالت عمل، فلسفه آلى یا وسیله ای. متفکران معروف این مکتب عبارتند از: پیرس،ویلیام جیمز و جان دیویى.اساس جهان بینى پراگماتیسم بر تجربه به مفهوم وسیع آن یعنى ادراک، احساس، تفکر،قضاوت، مقایسه، توصیف، سیر عقلانى و توجه به ارتباط امور با یکدیگر گذاشته است.محور اندیشه ی مکتب پراگماتیسم، مفید بودن و عملى بودن محتوای اندیشه آدمی است. ارزش حقیقت، در گرو فایده عملى آن است. ملاک صحت و سقم، عمل آدمى است؛ نه نظر یا دلیل عقلى و منطقى او.خواستگاه فلسفه ی اصالت عمل، فرهنگ آمریکایی است. این مکتب، مورد اقبال وتوجه اکثر آمریکایى هاست. آمریکایى ها به جنبه هاى عملى بیش از جنبه هاى نظرىاهمیت مى دهند و اصولا فرهنگ آمریکایى با فلسفه ی اصالت عمل، سازگارتر است؛ زیرافرهنگى است تنوع گرا و دارای عناصر نامتجانس و غیر همگن. فرهنگ آمریکایى، فاقدریشه های عمیق و کهن و آیین یک پارچه است. ملت آمریکا نیز از ملیت هاى گوناگون ونامتجانس که پیشینه ی فرهنگى اندکى دارند، تشکیل شده است. از این رو، به سنت هاىکهن، کم تر اعتنا مى کنند و سنت شکنى، فردگرایى، خودکامگى و طرفدارى از تغییر وتنوع از خصایص این ملت است و فلسفه هایى از قبیل «اصالت عمل»، «کنش گرایى»،«ابزار گرایى»، «تجربه گرایى»، و امثال آن ها به مذاق آنان خوش تر مى آید
عملگرایی عبارت است از نوعی گرایش، روش و یا فلسفه‌ای که نتایج عملی و افکار و معتقدات آدمی را معیار اساسی تعیین ارزش و حقیقت آنها می‌داند.

علت بوجود آمدن مکتب پراگماتیسم چه بود :
1- ریشه های فرهنگی رشد ، توسعه چنین تفکری در آمریکا بیشتر به نحوه تشکیل و توسعه این کشور مربوط می شود که پس از برخورد مهاجران اروپایی با این سرزمین جدید و کوشش برای ساختن جامعه ای بدون تاریخ گذشته و سابقه شکل گرفته است . زیرا در چنان جامعه ای بهبود شرایط زندگی انشان تنها در سایه فعالیت هائی که مستلزم به کار انداختن نیروی عقل و اندیشه و استفاده از آن د تمام شئو ن زندگی است .
2- منبع اصلی هر گونه تصمیمی عقل انسانی است به عبارت دیگر شرایط فوق نقش فرد و نیروی عقلانی او را در ایجاد افکار و عقاید تازه و به کار انداختن مهارتها و معلومات برای بهبود زندگی روشن کرد .


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 1 خرداد 1399
نظرات()   
   
دوشنبه 8 اردیبهشت 1399  05:56 ب.ظ

روش تدریس خاص فلسفه و کودک بر آن است تا با استفاده از یکسری عناصر تشکیل دهنده, جهت اجرای طرح مورد نظر برنامة جامعی که شامل: اصول و مبانی، اهداف،‌محتوا، روش، نقش معلم و شاگرد ... می‌باشد را تدوین نماید.

روش تدریس خاص فلسفه و کودک بر آن است تا با استفاده از یکسری عناصر تشکیل دهنده, جهت اجرای طرح مورد نظر برنامة جامعی که شامل: اصول و مبانی، اهداف،‌محتوا، روش، نقش معلم و شاگرد ... می‌باشد را تدوین نماید.

برخی از موارد زیر برای آشنایی علاقمندان و مربیان این رشته بیان شده است.

معلم فلسفه و کودک باید شرایط زیر را دارا باشد:

ـ رفتار و فعالیت او جذاب، دلنشین و متین باشد.

ـ حوصلة فراوان و استقامت داشته باشد.

ـ از آرامش روحی و روانی برخوردار باشد.

ـ مهربان و متعهد باشد.

ـ علاقمند به کودکان و دلسوز برای آنها باشد.

ـ تجربه قبلی کار با کودکان را داشته باشد و هنر ارتباط برقرار کردن با کودکان را قبلاً فراگرفته باشد.

ـ ظاهری آراسته و تمیز داشته باشد.

ـ با استعداد و مقید به موازین اخلاقی باشد.

ـ داستانهایی را انتخاب کند که دارای هدف عالی اخلاقی باشد.

ـ در زمینه رفتاری، الگو و سرمشق باشد.

ـ نحوه برخوردش با دانش آموزان متعادل و بدون هرگونه تبعیض و تمایز باشد.

ـ خویشتندار باشد.
- کودکان را به بحث تشویق کند.

ـ فکری باز، روشن و بدون تعصب داشته باشد.

ـ اندیشه‌ورزی را در کودکان شکوفا کند.

ـ کلاس را با موضوعات خاص به چالش بکشد.

ـ کلاس او از تنوع برخوردار باشد.

ـ به فنون مهارت فلسفه و کودک آشنایی داشته باشد.

ـ به تغییرات رفتاری دانش‌آموزان حساس باشد.

***

مهارت خاص مربی فلسفه وکودک:

ـ ابتدا دانش آموزان را بصورت دایره‌وار نشانده تا بتوانند به راحتی یکدیگر را دیده و در بحث مشارکت کنند. مربی در کلاس به بچه‌ها این آزادی را بدهد که موضوع بحث را خودشان خلق کنند.

ـ رعایت آداب بحث یا همان قوانین اجرایی در کلاس بسیار حائز اهمیت است.

ـ مفاهیم انتخابی برای بحث در کلاس باید: بحث‌انگیز، متناسب با سن کودک و اساسی باشد.

ـ همانگونه که صحبت و به چالش کشیدن موضوعات مناسب است، سکوت متفکرانه هم لازم می‌باشد.

ـ مربی به مشارکت همه دانش‌آموزان در گفتگو دقت داشته باشد.

***

الف) استفاده از داستان:

ـ کودکان مفاهیم فکری را از طریق داستان بهتر می‌آموزند و برایشان لذت‌بخش است. از بچه‌ها بخواهید که داستان را به زبان خودشان بازگو کنند.

ـ از بچه‌ها درباره داستان و نظراتشان دلیل بخواهید.

ـ دانش‌آموزان داستان را به نوبت بخوانند.

ـ داستان فکری لازم است که با فرهنگ بومی، ملی و مذهبی کودک یکسو باشد.

ـ معلم نتیجه‌گیری را بر عهده کودکان بگذارد.

ـ نگارش داستان، ساده و روان باشد.

ـ داستان جالب باشد و انگیزه گفتگو را تحریک کند.

ـ کودکان را به تعجب و فکر فرو برد.


روش تدریس:

ـ سؤالات دانش‌آموزان روی تخته نوشته شده و در کنار آن اسم کودک را بنویسید.

ـ سؤالات را اهم و مهم کرده و به سؤالات مهمتر بپردازید.

ـ سؤالاتی که با موضوع اصلی بی‌ربط است را هم بشنوید.

ـ گفتگو در کلاس باید پایان واضح و مشخصی داشته باشد.

ـ در این گروه تحقیقی (کلاس) تعامل کلاس از معلم‌مدار بودن به دانش آموز مداری تغییر کند.


ب) استفاده از عکس، فیلم، خاطره و ...

ـ مربی می‌تواند توسط عکس، فیلم و کارتون‌های فکری و خاطره‌گویی و فعالیت‌هایی که مرتبط به بازی فکری می‌باشد کودکان را برای آموزش فلسفه یاری دهد. چه بسا اگر در آموزش همیشه از شیوه داستان‌گویی و داستان خوانی استفاده شود از جذابیت کمتری برخوردار شود، بهتر است مربی با خلاقیتی که از خود نشان می‌دهد، از روش‌های بالا هم استفاده کند.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 8 اردیبهشت 1399
نظرات()   
   
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399  06:29 ق.ظ


نیت روزه ماه رمضان

1 ـ آیا برای روزه ماه رمضان بهتر است هر روز نیت روزه داشته باشیم یا در اول ماه یکباره نیت کنیم ؟
باید هر روز نیت داشته باشید . البته بهتر است اول ماه نیز نیت روزه همه ماه را داشته باشید.

2 ـ اگر کسی شک داشته باشد که آخر شعبان است یا اول رمضان به چه نیتی روزه بگیرد ؟
روزى را كه انسان نمى داند آخر شعبان است یا اوّل رمضان، اگر به نیّت اول رمضان روزه بگیرد حرام مى باشد، بلکه باید به نیت آخر شعبان روزه بگیرد و اگر بعدا معلوم شود که اول رمضان بوده است ، به جایی روزه اول رمضان حساب می شود.

3 ـ آیا جایز است نیت روزه، شرطی باشد؟ به این معنا كه چنانچه اگر روزه قضا داشته باشم به نیت آن و در غیر آن صورت به نیت روزه مستحب باشد .
بلی این نوع نیّت کفایت می کند

4 ـ آیا می توان همزمان در یک روز، هم به نیت روزه قضا و هم به نیت روزه مستحبی روزه بگریم؟
خیر، کسی که روزه قضا دارد نمی تواند روزه مستحبی بگیرد. البته اگر در ایامی که گرفتن روزه مستحب است، شخص به نیت روزه قضا ، روزه گرفت ان شاء الله ثواب روزه مستحبی را نیز خواهد برد.

وقت شرعی برای امساک و افطار

5 ـ چند دقیقه قبل ازاذان صبح لازم است دست از غذا خوردن بكشیم؟
تا موقع دخول وقت می توانید بخورید ولی همین كه وقت داخل شد باید دست بكشید، البته بهتر است مقداری قبل از اذان دست از خوردن بكشید.

6 ـ آیا می توان بلافاصله با گفتن الله اکبر در تلویزیون در ماه رمضان افطار کرد؟
اگر با شنیدن اذان اطمینان به دخول وقت پیدا می کنید همان ابتدای اذان هم می توانید افطار کنید اگرچه بهتر است کمی صبر کنید.

7 ـ درشهر ماكو زندگی می كنیم كه فاصله آن با مركزاستان (ارومیه) نزدیك به 300 كیلومتر است. اوقات شرعی و اذان از رادیو به افق ارومیه پخش می شود . این جانب حدود كمتر از10 ثانیه بعد ازشروع اذان از رادیو آب‌ خوردم وظیفه اینجانب چیست؟
در صورتی که یقین داشتید که وقت داخل شده اشکال ندارد.

8 ـ ایا احتیاط كردن در خوردن و آشامیدن در ماه مبارک مضان مقداری قبل از اذان صبح رادیو واجب است؟
مقدار واجب روزه از اذان صبح تا اذان مغرب است لكن برای اینكه یقین كنید این مقدار را روزه داشته اید بهتر است كمی قبل از اذان دست بكشید و بعد از اذان مغرب كمی صبر كنید.

افطار کردن با اهل سنت

9 ـ ما درجایی زندگی می‌کنیم که برادران اهل تسنن زیاد تر از شیعیان هستند . اذان اینجا به وقت برادران اهل تسنن هست . حالا که آنها زودتر از ما افطار می‌کنند آیا ما می‌توانیم با آنها افطار کنیم؟
افطار کردن با آنها صحیح نیست و باید صبر کنید تا وقت داخل شود و سپس افطار کنید.

سن بلوغ برای واجب شدن نماز و روزه

10 ـ ایا سن روزه گرفتن دختران 9 سالگی است یا سنی كه انها برای اولین بار حیض می شوند؟
دختران با تمام شدن 9 سال قمری مكلف می شوند و در صورتی كه قدرت بدنی داشته باشند باید روزه هم بگیرند اگر چه حیض هم نبینند .

چیزهایی که روزه را باطل می کند

خوردن و آشامیدن

11 ـ اگر از خواب بیدار شوم و با ساعت و تلوزیون خیال کنم که صبح نشده و در حین خوردن متوجه شوم صبح شده حکم ان چیست ؟
در فرض سئوال قضای آن روز بر شما واجب است.

12 ـ ایا كسی كه روزه خود را باطل کرده باید روزه اش رابخورد ؟
کسی که روزه خود را باطل كرده، حق خوردن روزه تا اذان مغرب را ندارد.

13 ـ در ماه رمضان معمولا لب های انسان خشک می شود و با دندان انسان آنها را می کند گاهی انسان نمی تواند آن تکه های کوچک را از دهان خارج کند لکن مجبور می شود فرو ببرد این مساله در کل چه حکمی دارد؟
نباید فرد ببرد و باید آنها را بیرون بیاندازد واگر عمدا فرو ببرد روزه اش باطل و قضا و کفاره دارد.

14 ـ بلعیدن تکه غذایی که بین دندان مانده است روزه را باطل می کند؟
بلعیدن آن روزه را باطل می كند .

15 ـ اگر تکه ای ازغذا در گلو باقی بماند و شخص اطمینان دارد و یا احتمال می دهد که اگر بعد از اذان صبح بخوابد آن تکه در خواب بلعیده خواهد شد آیا می تواند بخوابد؟
در صورتی که اطمینان دارد اگر بخوابد روزه اش باطل می شود ، خوابیدنش جائز نیست.

16 ـ اگر شخص روزه دار سهوا چیزی بخورد آیا روزه باطل می شود؟ ایا دراین مسئله بین روزه واجب و مستحب فرقی وجود دارد ؟
در هیچ یك از موارد خوردن سهوى موجب بطلان روزه نمى‏شود.

17 ـ استفاده از رُژ لب برای روزه دار اشكال دارد؟
اگر چیزی فرو نرود اشكال ندارد.



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399
نظرات()   
   

‏" یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ، یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ، حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ‏؛

بار دیگر دستان پرنوازش بهار، طبیعت خفته را بیدار ساخته و زمین درخت های رنگارنگ و عطرافشان خویش را نثار نگاه ما ‏می‌کند، این دگرگونی پرطراوت در دستان قدرت بی نهایت ایزد متعال سرآغازی بر حیات دوباره طبیعت است.‏
 اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از زحمات اعضای  محترم گروه در سالی که گذشت و با استعانت از آفریدگار جهان فرا رسیدن بهاران شکوهمند را که هنگامه ی تجلی مواهب الهی بر بستر طیبعت است به شما و خانواده محترمتان تبریک گفته و از آستان حضرت احدیت مزید توفیقات برای خدمتی سرشار از شور و نشاط و مملو از توکل الهی در جهت رشد و شکوفایی ایران، مسالت می نمایم.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()   
   
یکشنبه 18 اسفند 1398  12:12 ب.ظ

درس اخلاق آیت الله مظاهری؛
حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح
: هرکه ایمان داشته باشد و طبق آن ایمان عمل کند، حیات طیب در این دنیا و حیات طیب‌تر در آخرت دارد. قرآن وقتی اسم ایمان را می‌آورد به دنبال آن اسم عمل صالح را نیز می‌آورد.
حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح
به گزارش جهان نیوز، متن زیر مشروح درس اخلاق آیت الله مظاهری در تاریخ 30 دی ماه است که در ادامه می خوانید؛

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شب جمعه متعلّق به قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است؛ اظهار ارادت کنید خدمت آقا با سه صلوات.

بحث هفتۀ گذشته دربارۀ‌ رابطۀ عملی ما با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» بود. یعنی ما باید در عمل شباهت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم. همین‌طور که آنها معصومند، ما هم متقّی باشیم. قرآن شریف در بیش از دویست جا این حرف هفتۀ گذشتۀ مرا تأیید فرموده است. در قرآن جایی نداریم که فقط بگوید ایمان داشته باش، بلکه همه جا می‌گوید ایمان و عمل صالح.

«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»[1]
هرکه ایمان داشته باشد و طبق آن ایمان عمل کند، حیات طیب در این دنیا و حیات طیب‌تر در آخرت دارد. همه جا قرآن وقتی اسم ایمان را می‌آورد به دنبال آن اسم عمل صالح را نیز می‌آورد. هفتۀ گذشته من تقاضا کردم از همه و مخصوصاً جوان‌ها که رابطه‌تان با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» عالی باشد،  از نظر عقیده رابطۀ خوبی دارید و از نظر شعار الحمدلله رابطۀ خوبی دارید، اما از نظر عمل نیز رابطۀ عقیدتی و شعاری را داشته باشید و قرآن این را جداً می‌خواهد.

بحث امشب رابطۀ‌ ما با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» از نظر معرفت است. اینکه ما امام‌شناس باشیم. این روایت را سنّی و شیعه نقل کرده‌اند و همه شنیده‌اید که: «مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ یَعْرِفْ‏ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»[2]. در بعضی روایات دارد: «... مَاتَ‏ مِیتَةَ کُفْرٍ وَ نِفَاق‏»[3]

کسی که معرفت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» نداشته باشد، ایمانش در مخاطرۀ عجیبی واقع می‌شود. دشمن درون و دشمن برون و دشمن جنّی و دشمن انسی ایمانش را می‌برند. مخصوصاً در زمان ما که شبهه زیاد شده و این جوان هرکجا برود مورد شبهه واقع می‌شود و حتی معلم بی‌ادب شبهه راجع به تشیّع سر کلاس می‌کند و در هر جلسه‌ای بنشینیم شبهاتی درست کرده‌اند و یکی پس از دیگری به ما القا می‌کنند. پس ما باید امام‌شناس باشیم و الاّ تشیّع ما را می‌برند و لاأقل تشیع ما را مورد تردید قرار می‌دهند. لذا همین‌طور که باید متابعت از اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم، باید معرفت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم. از نظر قرآن و از نظر روایات و از نظر خارج، تشیع دیوار فولادی است. قرآن تشبیه کرده به درخت کهن میوه‌داری: «مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ ، تُؤْتی‏ أُکُلَها کُلَّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها»[4]



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()       
چهارشنبه 9 بهمن 1398  04:49 ب.ظ

اهم وظایف و دغدغه های یک نمایند مطلوب و واقعی در نظام مردم سالاری دینی

·        صالح، کاردان ، مردمی، شجاع ، صادق ، پر تلاش، عمل به وعده ها ، رعایت اخلاق مداری. تفکر در امور

·        دوری از دروغ  و دغل ، توجه و اهتمام به حل مشکلات  معیشتی احاد  مردم

·        مسئله اشتغال و ازدواج جوانان تحصیل کرده  .

·        توجه و اهتمام به حل مشکلات 150 ساله لا ینحل آموزش و پرورش (سکولاریسم تربیتی)    ،

·        اقتصاد و بانکداری وتجارت و بازرگانی و دولت الکترونیک کشور

·        صنعت و کشاورزی و مسکن قشر محروم و ضعیف

·        فرهنگ و هنر و سینما و امور هنری و فرهنگی

·        توجه و اهتمام به ورزش و جوانان

·        علم و فناوری و مهارت آموزی

·         توجه به مناطق محروم و کم برخوردارشهرها و ساخت های فرسوده

·        توجه به پیش بینی بحرانها( زلزله و سیل و بلایای طبیعی)  

·        حل مشکل ترافیک شهری  و توجه به  حمل و نقل عمومی و حل مشکلات آلودگی هوا.

·        پیگیری حقوق موکلین و رساندن صدای آنها به مسئولین فرادست .

·        امور زنان و خانواده

·        سبک زندگی ایرانی - اسلامی

·        توجه به زیبا سازی شهرها و روستا ها و محلات

·        توجه به حل مشکلات  معلمان وفرهنگیان و استاتید حق التدریس دانشگاه آزاد اسلامی

·        نقد منصفانه و نظارت  اجتماعی  و پیگیری و کنترل کم کاریها  و کار شکنی های مسئولین  مربوطه  در ادارات و کارخانجات و مراکز تولیدی. 

·        توجه به بهره وری در عرصه های مختلف کشور  و رونق تولید در مراکز صنعتی .

·        توجه به شایسته سالاری در مدیریت هاو انتصابات.  

·        توجه به اجرای عدالت در امور و عدم تبعیض و رانت خواری و ویژه خواری و تمامیت خواهی.  

·        تو جه به ریل گذاری صحیح برای بهتر و روان تر شدن امورکشور در همه عرصه ها

·        توجه و ترویج استفاده از تکنولوژی های نوین  و علوم روز دنیا و فناوری در کلیه عرصه ها

·        توجه به صنایع دستی و  گردشگری

·        توجه به ایجاد  شادی و  نشاط در جامعه

·        توجه به  مشکلات و خواسته های دانشجویان به مثابه وجدان بیدار، خردمند، پرسشگر و سرشار از ایمان.

به عنوان مغز متفکر جامعه که  می توانند جامعه را به مسیر پیشرفت و تعالی رهنمون سازند .و گام های مهم و استواری را در راه توسعه و پیشرفت همه جانبه  کشور بردارند .و با  ایجاد زیرساخت های لازم، حضور پررنگ تر ایران عزیزرا  در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رقم بزنند.

·         توجه به اصحاب علم و اندیشه، خاصه دانشجویان، اساتید وهمکاران دانشگاهی جهت ایجادکارایی بیشتر.

·        توجه به دانشجویان و پژو هشگران تلاشگر و مؤمن که در  جهت تولید علم ، تلاش روزافزون دارند .

·        قانون گزاری قوی با  اشراف بر مسایل و تنگنا های  کلان  کشور.

·        نظارت قوی و مستمر به همه دستگاه ها با درایت و تیز بینی و منصفانه.  

·        توجه به ایجاد  شکاف طبقاتی دراثر  عدم اجرای عدالت 

·        مبارزه  با عوامل ایجاد خط فقرمطلق در جامعه بر اثرتصمیمات غلط و  بی عدالتی هادر امور   و نابرابری ها و  تاثیرات مخرب آنها.

·        توجه به ایجاد شدن مشکلات و معضلات اجتماعی مانند  فحشا ومنکرات و انواع بزهکاریها در اجتماع


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()   
   
جمعه 22 آذر 1398  04:48 ب.ظ

·        داشتن صداقت، پاكدستی، عمل به وعده ها، پرهیز از دادن وعده های خارج از وظایف قانونی، توجه به مردم و تلاش برای وضع قوانینی كه به رفاه اجتماعی، توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردم بینجامد، است.

·        انتخابات همیشه از جایگاه و اهمیت خاصی در كشور و برای مردم برخوردار بوده است و تجربه ادوار گذشته نشان می دهد مردم نسبت به این عرصه نگاه و حساسیت ویژه ای داشته و با حضور حداكثری اتحاد، همدلی و همبستگی خود را به اوج رسانده اند.

·        انتظار مردم از یك نماینده تا اندازه ای با وظایف و اختیارات او كه همان قانون گذاری و نظارت برکلیه  امور کشور است و این فاصله به متفاوت بودن انتخاب دامن زده است. سبك و روش انتخاب نمایندگان مجلس در ادوار گذشته و نهادینه شدن این روش ، متفاوت بودن انتخاب براساس خاص بودن و شخصی بودن انتظارات شكل گرفته و باعث شده این موضوع بر انتخاب مناسب و صحیح سایه بیفكند.همین انتظارات متفاوت منشا بسیاری از قول، قرارها و وعده های غیر عملی و فرا قانونی از سوی برخی نامزدها كه بدنبال جلب نظر مردم هستند، شده است.

·        نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی به جای پرداختن به موضوعات اساسی و كلان كشوری و توسعه حوزه انتخابیه كه به نفع مردم است، بیشتر انرژی و توان خود را در مسیر دیگری برای تحقق خواسته های فردی می كند.

·        انتظار از یك نماینده اصلح اینكه به كارهای كلان کشور اشراف داشته و  برای افزایش اشتغال جوانان و  بهبود معیشت مردم  واقشار تحصیلكرده و توسعه همه جانبه کشور گام بردارد.

·        بیكاری امروز دغدغه همه مردم و خانواده ها است و رفع این مشكل با ایجاد كارگاه های تولیدی، صنعتی و كشاورزی می تواند، انجام گیرد. بنابراین یك نماینده خوب باید تلاش كند با وضع قوانین لازم در این عرصه  و پیگیری نظارت بر اجرای آن، مشكلات را از میان بردارد. قانون گذاری و نظارت و اجرایی كردن طرح هایی كه امنیت اجتماعی، اقتصادی شهروندان، حكومت و حرمت بین المللی را در برداشته باشد از وظایف و شاخصه های اصلی یك نماینده است.

·        نماینده باید شجاع، نترس، باهوش، باسواد، خوش سیما،

·        دارای روابط عمومی كارآمدو  قدرت بیان بالا و شیوا .

·        توجه جدی به خواسته های مردم در طول دوران وكالت خود .

·        مهمترین انتظار مردم از یك نماینده صداقت و عمل به وعده ها، مردم داری.

·         ندادن وعده های دروغ و رفع مشكلات اساسی از طریق قانون گذاری درست است.

·         با تقوی بودن، گام برداشتن در مسیر ولایت، شجاعت، تخصص و آگاهی به وظایف خود،  تلاش و دلسوزی ، از دیگر ویژگی های یك نماینده توانا و اصلح و مورد تایید مردم است.

·        لبیك به ندای رهبری، تجدید بیعت با آرمان های امام، رهبری و خون شهدا و نشان دادن وحدت،تلاش و  همدلی مردم ایران از دستاوردهای حماسه بزرگ هفتم اسفند است.

·         یك نماینده باید شان اصلی نمایندگی كه همان قانون گذاری و نظارت است را حفظ كند و به جایگاه اصلی خود برساند و به موضوعات اصلی و حساس كشور و ملی بپردازد.

·         عملگرا و توانمند بودن، تخصص و داشتن قدرت چانه زنی بالا از ویژگی های بارز و مهم یك نماینده است،

·        و مهمترین دستاورد مشاركت مردم در انتخابات تحقق شعار سال یعنی همدلی و همزبانی ملت و دولت است.

·        یك نماینده باید در راستای اهداف مردم و خواست اكثریت كه به او رای داده اند حركت كند و در مقابل دولت كه برخواسته از آرای اكثریت مردم است نایستد و همكار و كمك كار خوبی برای دولت در تحقق توسعه و آبادانی كشور باشد البته مشفقانه و دلسوزانه دولت و عملكرد آن را به خوبی  نقد كند. 

·        كشور و اداره آن از آن ملت است و این مردم هستند كه حاكمان را از بالاترین رده تا سطوح پایین مستقیم و غیرمستقیم انتخاب می كنند و این نشان دهنده جایگاه مردم در نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی است.

·        انتظار از یك نماینده این است كه به مردم زجر كشیده و محروم كمك كند و فقط مختص به یك گروه خاص و اطرافیان خود نباشد.

·        نماینده باید صداقت داشته باشد آن هم در گفتار و عمل، به وعده های خود جامعه عمل بپوشاند و صدای مظلومیت مردم را به گوش مسئولان ارشد نظام برساند. 

·        دلسوزی و شجاعت، تعهد و اهتمام به قانون گذاری،  نظارت بز تصمیمات و عملکرد  مجریان ، همسو و همفكر بودن با حاكمیت، نظام و قانون اساسی از ویژگی های یك نماینده توانا و اصلح است.

·        دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری روز جمعه هفتم اسفند به صورت همزمان در سراسر كشور برگزار می شود.

  


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()   
   
پنجشنبه 7 آذر 1398  09:20 ق.ظ

سیاستمداران بی اخلاق بخوانند!

سیاستمدارانی که کاملا زیر و بم های سیاسی بازی را یاد گرفته اند و بلدند که چگونه با هر روشی پله های ترقی را طی و منافع خود را تامین کنند؛ خواندن این مطلب را از دست ندهند. یكى از كهن‏ترین و در عین حال جدى‏ترین مسایل فلسفه سیاسى، بیان نسبت اخلاق با سیاست است.

 آیا سیاست مى‏تواند اخلاقى باشد؟  و آیا باید چنین باشد؟ یا آن كه این دو، به دو حوزه متمایز تعلق دارند؟

 این پرسش از آن جا اهمیت مى‏یابد كه اخلاق در پى حقیقت باشد، حال آن كه هدف سیاست تأمین مصلحت است و در موارد متعدد حقیقت‏جویى با مصلحت‏خواهى ناسازگار است. مسئله نسبت اخلاق با سیاست، به دوره خاص یا تمدن معینى منحصر نبوده و در همه تمدن‏ها كسانى به این مسئله پرداخته و كوشیده‏اند درباره امكان سازگارى یا ناسازگارى آن دو موضعى را اتخاذ كنند. این مسئله «از مسایل اساسى فلسفه سیاسى است كه مرز نمى‏شناسد و در همه تمدن‏ها مطرح شده است»

نسبت اخلاق و سیاست، صرفاً مسئله‏اى نظرى و آكادمیك نیست كه منحصر به حلقه‏هاى درسى باشد، بلكه نتایج عملى گسترده‏اى دارد كه ماحصل آن پایبندى یا عدم پایبندى دولت به اصول اخلاقى است. اگر ادعا شود كه اخلاق و سیاست از یكدیگر جدا هستند، لازمه‏اش این است كه انتظار پایبندى به اصول اخلاقى را از دولت نداشته باشیم و عملكرد آن را بر اساس معیارهاى اخلاقى نسنجیم و تنها معیار را كارآمدى بدانیم. اما اگر ادعا كردیم كه دولت باید اخلاقى باشد، آن‏گاه باید در مواردى كه میان اصول اخلاقى و منافع دولتى تعارضى پیش مى‏آید، تكلیف خودمان را روشن كنیم.
برقراری رابطه و پیوندمناسب میان اخلاق و سیاست همواره از مهم ترین مباحث اندیشه سیاسی بوده است. با توجه به این که در حوزه ی اخلاق، بایدها و نبایدهای اخلاقی پرداخته می شود، در نظر گرفتن پایه‌های اخلاقیات و نظام هایی که موازین و معیارهای اخلاقی بر اساس آن بنا نهاده می شود نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. صرف نظر از نوع جهان بینی ها، در اخلاق سیاسی که به خوب و بد بودن یک عمل سیاسی پرداخته شده، با دو نظریه مواجه هستیم: یکی ایده آلیسم سیاسی و دیگری رئالیسم سیاسی که دومی هدف سیاست را کسب، حفظ و افزایش قدرت وثروت بدون توجه به ابزارها می ‌داند.
با توجه به اهمیت والای اندیشه ی امام علی (ع) درباره رابطه  اخلاق و سیاست به عنوان ایده آلیسم سیاسی در برابر رئالیسم سیاسی و به عنوان پیشوایی که همواره در پی عمل کردن اخلاق در حوزهسیاست بود، مقصود رنجبر در کتاب اخلاق سیاسی خود به  بررسی وجوه مهم اندیشه ی امام (ع) درباره ی سیاست و اخلاق از قبیل حق مداری، آخرت گرایی، عدالت، غایت سیاست، مصلحت سیاسی اخلاق کارگزاران، وفای به عهد و… را عهده دار است.
وی در بخشی از کتاب خود به بررسی اخلاق سیاسی در اندیشه امام علی (ع) اشاره کرده است:
در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال كننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد. این نگاه با اندیشه و برداشت غالب آن دوران، كه حكومت را به طور كامل به مفهوم سلطه طلبی می‌گرفتند، كاملاً متفاوت است. حضرت علی(ع)می‌كوشید با تلقی رایج از دولت و حكومت مقابله كند. او در عهدنامه حكومتی اش به مالك اشتر، توصیه می‌كند كه فهم خود از دولت و قدرت را اصلاح كرده، اندیشه سیاسی اش را سامانی درست دهد: «اگر من به مقام فرمانداری نصب شده‌ام، فرمان می‌دهم، باید اطاعت شود؛ زیرا این تلقین نابكارانه وارد كردن فساد در قلب است و عامل سستی وتزلزل در دین و نزدیك شدن به دگرگونی‌هاو..» به همین دلیل حضرت علی(ع) بعد از رسیدن به قدرت نیز هیچ تفاوتی با قبل از آن نكرد و برای او كوخ و كاخ به یكسان ارزش داشت و هیچ كدام تاثیری بر منش، شخصیت و رفتار سیاسی و اجتماعی او نمی‌گذاشت.

حدود الهی در سیاست، سیاست را به طور كامل اخلاقی می‌كند و زمامداران را از توسل به روش‌های غیر اخلاقی در پیشبرد اهداف سیاسی بازمی دارد. امام هدف از سیاست را اجرای حدود الهی می‌شمارد و در نتیجه، برای رسیدن به اهداف سیاسی، زیرپا گذاشتن حدود الهی را به هیچ وجه روا نمی داند. طبیعی است كه این امر به خودی خود می‌تواند زمینه حاكمیت اخلاق در حوزه سیاست شود

عدالت، مبنای سیاست اخلاقی:

از دید حضرت علی (ع) «عدالت» عنصر ذاتی و مهمترین ركن سیاست است. اندیشه سیاسی امام، بدون درك مفهوم و اهمیت عدالت از نظر وی قابل درك نیست. در مقام عمل هم امام در اجرای عدالت هیچ گونه انعطافی را نمی‌پذیرفت، كه این امر مشكلات بسیاری را برای حضرت ایجاد كرد.
از دیدگاه امام (ع) وجه تمایز اصلی «حكومت اسلامی» با دیگر حكومتها، عدالت و دوری از ستم است. چون تمام اصول اخلاقی كه انسانها در شرایط عادی بدان پایبندند، در شرایط ظالمانه از میان می‌رود. به همین دلیل حضرت علی (ع) تمام توان خویش را برای مبارزه با بی عدالتی به كار برد تا اصول اخلاقی را در مردم و در میان زمامداران پایدار كند.

رعایت حدود الهی در سیاست:

 بعد مهم دیگری كه می‌تواند در زمینه اخلاق سیاسی، اندیشه سیاسی حضرت علی (ع) را تبیین كند، تاكید وی بر ضرورت رعایت حدود الهی از سوی حكومت است. توجه به حدود الهی در سیاست، سیاست را به طور كامل اخلاقی می‌كند و زمامداران را از توسل به روش‌های غیر اخلاقی در پیشبرد اهداف سیاسی بازمی دارد. امام هدف از سیاست را اجرای حدود الهی می‌شمارد و در نتیجه، برای رسیدن به اهداف سیاسی، زیرپا گذاشتن حدود الهی را به هیچ وجه روا نمی داند. طبیعی است كه این امر به خودی خود می‌تواند زمینه حاكمیت اخلاق در حوزه سیاست شود.

از دیدگاه امام (ع) وجه تمایز اصلی «حكومت اسلامی» با دیگر حكومتها، عدالت و دوری از ستم است. چون تمام اصول اخلاقی كه انسانها در شرایط عادی بدان پایبندند، در شرایط ظالمانه از میان می‌رود. به همین دلیل حضرت علی (ع) تمام توان خویش را برای مبارزه با بی عدالتی به كار برد تا اصول اخلاقی را در مردم و در میان زمامداران پایدار كند.

كرامت انسانی و سیاست اخلاقی:

 بُعد دیگری كه تعیین كننده نگرش حضرت علی(ع) به سیاست اخلاقی است، اهداف و ویژگی‌های حكومت در نظر اوست. در حكومت امام «كرامت انسان» در عالی ترین درجه ممكن رعایت می‌شد. حضرت به كرامت ذاتی انسان‌ها معتقد بود و بر اساس كرامت انسان‌ها با مردم رفتار می‌كرد. میزان اهمیت ارزش افراد در نظر حضرت، بر سیره حكومتی ایشان و حاكمیت اخلاق بر سیاست، تاثیری تعیین كننده داشت. در نگاه امام، انسان‌ها بدون توجه به دین و اعتقادشان «كرامت» دارند و حكومت باید به ارزش انسانی آنان احترام بگذارد. این مسئله به طور كامل در آغاز نامه حضرت به مالك اشتر آمده است. امام مردم را دو دسته می‌داند: یا برادران دینی زمامدارند و یا در خلقت با او برابر؛ بر این اساس به مالك توصیه می‌كند كه با مردم همچون جانور درنده برخورد نكند و خوردنشان را غنیمت نشمارد. این فرمان در زمانی صادر شد كه زمامداران همچون درندگان با مردم رفتار می‌كردند و هیچ یك از حقوق اولیه افراد را محترم نمی‌شمردند. بی تردید حكومتی كه بر مبنای فكری «كرامت انسان ها» استوار باشد، نمی‌تواند در برخورد با آنان اخلاق و اصول اخلاقی را زیر پا نهد. بدین سبب، امام با هرگونه تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان، مرد و زن و موافق و مخالف حكومت، مقابله می‌كرد و آن را با مبانی فكری حكومت خویش ناسازگار می‌دانست.

 


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()   
   
پنجشنبه 7 آذر 1398  09:19 ق.ظ

  رعایت حدود الهی در سیاست
    بُعد مهم دیگری که میتواند در زمینه اخلاق سیاسی، اندیشه سیاسی حضرت علی (ع) را تبیین کند، تاکید وی بر ضرورت رعایت حدود الهی از سوی حکومت است. توجه به حدود الهی در سیاست، سیاست را به طور کامل اخلاقی میکند و زمامداران را از توسل به روشهای غیر اخلاقی در پیشبرد اهداف سیاسی باز می دارد. امام هدف از سیاست را اجرای حدود الهی میشمارد و در نتیجه، برای رسیدن به اهداف سیاسی، زیرپا گذاشتن حدود الهی را به هیچ وجه روا نمی داند. طبیعی است که این امر به خودی خود میتواند زمینه حاکمیت اخلاق در حوزه سیاست شود.
    کرامت انسانی و سیاست اخلاقی
    بُعد دیگری که تعیین کننده نگرش حضرت علی (ع) به سیاست اخلاقی است، اهداف و ویژگی های حکومت در نظر اوست. در حکومت امام «کرامت انسان» در عالیترین درجه ممکن رعایت میشد. حضرت به کرامت ذاتی انسانها معتقد بود و بر اساس کرامت انسان با مردم رفتار میکرد. میزان اهمیت ارزش افراد در نظر حضرت، بر سیره حکومتی ایشان و حاکمیت اخلاق بر سیاست، تاîثیری تعیین کننده داشت. در نگاه امام، انسانها بدون توجه به دین و اعتقادشان «کرامت» دارند و حکومت باید به ارزش انسانی آنان احترام بگذارد. این مساîله به طور کامل در آغازُ نامه حضرت به مالک اشتر آمده است. امام مردم را دو دسته می داند: یا برادران دینی زمامدارند و یا در خلقت با او برابر؛ بر این اساس به مالک توصیه میکند که با مردم همچون جانور درنده برخورد نکند و خوردنشان را غنیمت نشمارد. 
    این فرمان در زمانی صادر شد که زمامداران همچون درندگان با مردم رفتار میکردند و هیچ یک از حقوق اولیه افراد را محترم نمیشمردند. بیتردید حکومتی که بر مبنای فکری «کرامت انسانها» استوار باشد، نمیتواند در برخورد با آنان اخلاق و اصول اخلاقی را زیر پا نهد. بدین سبب، امام با هرگونه تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان، مرد و زن و موافق و مخالف حکومت، مقابله میکرد و آن را با مبانی فکری حکومت خویش ناسازگار می دانست.
    اخلاق کارگزاران سیاسی
    بُعد مهم دیگری که امام در اندیشه سیاسی خود بدان توجه دارد، اخلاق کارگزاران سیاسی است. حضرت نوع رفتار کارگزاران در سطوح مختلف را، زمینه اصلی حاکمیت اخلاق سیاسی و تاîمین شدن غایت حکومت اخلاقی می داند. از این رو، کارگزارانش را به رعایت حدود الهی و تقوا فرامی خواند.
  


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()       
پنجشنبه 7 آذر 1398  09:17 ق.ظ

    مراد از سیاست اخلاقی، اخلاقی کردن سیاست در روش و هدف است. روش سیاسی، شامل عناصری چون راه رسیدن به قدرت، روش حکومت، ساخت سیاسی، اخلاق زمامداران وکارگزاران، رعایت حقوق مردم و اجتناب از ستم است. تمام اندیشه های امام علی(ع) از قرآن و سنت رسول اکرم (ص) اقتباس شده است. از این رو این مساله در بحث فعلی اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا پیامبر اکرم (ص) فلسفه بعثت خود را اتمام مکارم اخلاقی دانسته و میفرماید: «من برای تکمیل فضیلتهای اخلاقی مبعوث شدم ».
    این روایت، بیانگر اهمیت اخلاق از دیدگاه اسلام است. در اسلام قرب الهی غایت اخلاق است و موجب سعادت و کمال فردی میشود. بنابراین «فرامین الهی» مبنای اخلاق، و «قرب الهی» غایت اخلاق میباشد. در این راستا، سیاست اخلاقی هم زمینه لازم را برای سعادت جمعی فراهم مینماید.
    وجوه مهم اندیشه امام علی (ع) درباره سیاست و اخلاق
    سیاست اخلاقی از دیدگاه امام علی (ع) دارای وجوه و مبانی مختلفی است که به بررسی آنها می پردازیم:
    حق مداری و اخلاق سیاسی
    مبنای اخلاق از دیدگاه امام علی (ع) حق مداری و دستورهای الهی است. امام به طور کلی تابع فرمانهای الهی بود و اصول اخلاقی را در زندگی فردی و سیاسی خود کاملاً رعایت میکرد. 


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()       

آغاز روانشناسی در فلسفه ( فلسفه تجربی در انگلستان در اوایل قرن نوزدهم-جان استوارت میل-نویسنده: محمود ساعتچی-مجله وحید-فروردین 1349-شماره76 (صفحه 442-447)

 

اساس فلسفه جان استوارت میل این است که:

   وسیله انسان در تحصیل معلومات, حس و تجربه است در علم به جزئیات همه متفق بودند که وسیله اش حس است. (به قول قدما حس ظاهری و حس باطنی) و علم به کلیات را هم که معمولا کار عقل می دانند که استوارت میل منتسب به حس می کندو می گوید آنچه را ادراک کلیات می گویند چیزی نیست مگر جمع و ترکیب معلومات جزئی که که به حس و وهم برای ذهن حاصل می گردد و آن معلومات جزئی به وسیله حس و وهم دریافت می شود و به وسیله حافظه و خیال در ذهن می ماند و قوه متصرفه و متخیله آنها را با هم جمع و ترکیب می کند و در نتیجه این جمع و ترکیب در ذهن عملی صورت می گیرد که ما آن را تداعی معانی می گوییم. پس در واقع تعقل چیزی جز جمع معانی نیست.

   قواعد تداعی معانی, یکی قاعده مقارنه و مجاورت است و یکی قاعده مشابهت. قاعده مقارنه و مجاورت این است که؛ چون دو چیز مقارن یکدیگر یا نزدیک به یکدیگر در زمان و مکان به ادراک ذهن درآمدند.ذهن هر گاه یکی از آنها را در می یابد دیگری را به یاد می آورد. قاعده مشابهت این است که؛ ذهن از ادراک چیزی چیز دیگری را که شبیه به آن است به یاد می آورد. تضاد هم در حکم تشابه است زیرا دو چیز تا با هم از جهتی اشتراک نداشته باشند, متضاد نخواهند بود.

   این عمل ذهن که از چیزی به واسطه مجاورت یا مشابهت چیز دیگر بیاد می آورد ( یعنی وقوع این جمع و ترکیب یا به اصطلاح این تداعی معانی) به واسطه تکرار یا به واسطه شدت تاثیر, قوت و ضعف می پذیرد یعنی هرگاه دو چیز مجاور یا مشابه با هم ادراک شدند تداعی آنها نسبت به یکدیگر قوی تر و سریع تر خواهد بود. همچنین هرگاه دو چیز مشابه یا مجاور در ذهن تاثیر شان در ذهن شدید بوده است یکدیگر را زودتر تداعی می کنند.

   با توجه به این توضیحات می توان گفت به عقیده استوارت میل دو امر که اساس علم انسان یا اساس وجود است و ظاهرا از آن مسلم تر چیزی نیست, شبهه و فریبی است که برای انسان از تداعی معانی دست می دهد؛ یکی ادراک نفس و شخصیت خود و دیگری ادراک جهان یعنی چیزهایی که غیر از نفس خود به خود آنها قایل است به شرح ذیل:

   ادراک نفس و شخصیت عبارت از این است که؛ محسوساتی در ذهن وارد می شوند و در حافظه می مانند و در ذهن آن احساسات گذشته را جمع می کند و امکان وقوع آنها را در آینده نیز به نظر می گیرد و از این جمع و ترکیب امر واحدی توهم می کند که آن را (( من )) می نامد و نفس و شخصیت خود می پندارد.

   ادراک و اشیای خارجی نیز نتیجه تداعی معانی یعنی جمع و ترکیب احساسات است چون ذهن آنچه را بر او محسوس شده ضبط و ترکیب می کند و از آنها وجود اشیاء و اجسام را توهم می نماید. از عبارات لطیف استوارت میل این است که (( ماده (جسم) همانا امکان دائمی احساس است))

   خلاصه این که وجود خواه درون ذاتی و خواه برون ذاتی امری است موهوم و آنچه مسلم است و این موهومات صورت می دهد حس است و تداعی معانی.

 از این تحقیقات نباید نتیجه گرفت که فلسفه استوارت میل مادی است یعنی جز ماده حقیقی نیست بلکه امر معکوس است زیرا او به غیر از ادراک و وجدان حقیقتی قایل نیست و اگر درست بشکافیم حقیقت را منحصر به اعمال و حیات روح می داند.

   نتیجه ای که از عقاید استوارت میل می توان گرفت آن است که علم فقط نتیجه حس، تجربه و قوه تداعی معانی است و تحقیقات او در منطق نیز بر همین بنیاد گذاشته شده است.

ص 131، کتاب سیر حکمت در اروپا، فروغی، جلد3


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 3 آذر 1398
نظرات()   
   
یکشنبه 3 آذر 1398  10:55 ق.ظ



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 4 آذر 1398
نظرات()       
  • تعداد کل صفحات :33  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات