بعد ازسربالایی  ماستر و خسروان به مزرعه شریف آباد می رسیم که با روستای خسروان فاصله چندانی ندارد وازکنارناهارگاه معروفش با آن درخت گردوی بلند قامت واشقان را می بینید که در دامنه تپه های منتهی به کوه مرجان ( که به آن مرجن هم می گویند ) قراردارد. به همت جهاد گران  جهاد سازندگی وخود یاری های مردمی جاده منتهی به روستا چند سال پیش آسفالت شد وازبرق وپست و مخابرات و تلفن ومرکز بهداشت وشورای اسلامی و دهیاری و گاز کشی هم درآن خبری هست ولی اسراراین روستا را باید در دیگر جاهای آن جستجو کرد . درمعنی کلمه واشقان معانی متفاوتی داده شده است . بعضی آنرا آشیانه عقاب وبعضی مهد عاشقان معنی کرده اند. بررسی ها تا کنون به معنی دقیقی از این کلمه نرسیده اند . هرچه باشد طبیعت جذاب و متنوع ؛ آب وهوای خنک و زمستان سرد واشقان خاصیتی فراموش نشدنی به این سرزمین داده است .
 
 
 
  دوستان محترم واشقانی و دیگر دوستان مخاطب وبلاگ
این پست ثابت است و شما می توانیدنظرات خود را دراین پست اعلام نمایید.
 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 8 تیر 1393
نظرات()       
چهارشنبه 5 شهریور 1393  09:51 ب.ظ

بحث ما به ((افراط در خشم )) رسید كه به حقد و حسد تعبیر مى شود. باید مبداء حقد و حسد را بفهمیم و خود را از آن نگه داریم ، این بیمارى از سرطان نسبت به روان بدتر است . از همان اول ، شخص باید خودش را از آن نگه دارد كه مبتلا به این بلاى خانمانسوز نشود. مبداءش خشمهاى بى مورد و زاید از حد است كه نمونه هایى از آن ذكر شد و مثل اینكه دیگرى كه همكارش هست پیشرفت كند، خشمناك و ناراحت شود، رقیبش رئیس شد و او عقب ماند، خشمناك شود كه چرا رقیبش پیش افتاد. این خشم سبب حقد مى شود و مادام العمر مبتلا به حسد مى گردد: مرتبا آرزو مى كند این مقام از او گرفته شود و امید سقوطش را دارد، خودش را مى خورد و آرزو مى كند كه نیست شود، این حالت حسد براى جسد و روان حاسد بسیار مضر است ، از كلمات امیرالمؤ منین علیه السلام در نهج البلاغه است كه حضرت مى فرماید: ((شگفت است كسانى كه حسد مى ورزند، از سلامتى بدنهایشان چگونه غافلند))،(129)

و راستى حسد، سلامتى تن را نیز از بین مى برد.
و نیز مى فرماید: ((سلامتى بدن به واسطه كمى حسد است )).(130) یعنى از موجبات سلامتى بدن ، نداشتن یا كم داشتن حسد.
سر طبیعى آن این است كه نفس آدمى ، صدها كار باید انجام دهد كه یك رشته از آن اداره بدن و حفظ قواى آن است ، پس اگر آدمى حالت حقد و حسد داشته باشد، حواسش در محسودش هست و نفسش به آن سرگرم و ناراحت است ، لذا در سایر شؤ ون ، كمبودى پیدا مى كند، حتى در هضم غذا تاءثیر مى گذارد.
اثر آزادى روان در هضم غذا
شنیده اید و شاید تجربه هم كرده باشید هنگامى كه شخصى خشمناك است ، میل به خوراك ندارد و اگر خوراك هم بخورد، با بى میلى همراه است . یا اگر در اثناى خوردن ، اوقات تلخى پیش آید، به اصطلاح بدخوراك مى شود، خوراكش درست هضم نمى شود. مثلى است در میان مردم در این زمینه كه مى گویند: ((خوراك برایم زهرمار شد)) یعنى دیگر گوارا نبود بلكه فاسد گردید. نفس آدمى اگر نشاط داشته باشد، كارهایش را درست انجام مى دهد وگرنه خوراكش را نیز درست هضم نمى كند و بدن هم مریض ‍ مى شود.
هر كس حسد دارد، توقع سلامتى بدنش را نیز نداشته باشد. بسیارى از بیماریها در نتیجه حسد است . هر كس سالم از حسد باشد، از این جهت بدنش نیز سالم است .


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 5 شهریور 1393
نظرات()   
   

درباره‏ عظمت امام صادق علیه السلام نه تنها توسط شیعیان به فراوانى سخن ‏گفته شده است، بلکه در این باره جمع کثیرى از دانشوران و بزرگان ‏اهل تسنن و جماعت لب به سخن گشوده‏اند. پیشوایان مذاهب اهل سنت، عالمان نامدار اسلامى و صاحب نظران زبردست در باره‏ برجستگى‏هاى ‏علمى، عملى، اخلاقى، کرامت و عظمت آن امام هدایت، امام جعفرصادق علیه السلام بسیار سخن گفته‏اند. اینک در این نوشتار به طور گذرا به‏ بیان برخى از این اظهار نظرها و اعترافات مى‏پردازیم.

 ابوحنیفه و امام صادق علیه السلام

«نعمان بن ثابت ‏بن زوطى‏» معروف به «ابو حنیفه‏» (80 - 150ه. ق.) پیشواى فرقه‏ حنفى که از نظر زمانى معاصر با امام ‏صادق علیه السلام بود، درباره‏ عظمت امام صادق علیه السلام اظهارات و اعترافات‏خوبى دارد. از جمله درباره‏ آن حضرت گفت:

«ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامه‏»؛ من فقیه‏تر و داناتر از جعفر بن محمد ندیده‏ام. او داناترین فرد این امت است. (1)

در زمان امام صادق علیه السلام منصور دوانقى، خلیفه‏ مقتدر عباسى، قدرت ‏سیاسى را در اختیار داشت، او همواره از مجد و عظمت‏ بنى‏ على و بنى‏فاطمه به ویژه امام صادق علیه السلام رنج مى‏برد و براى رهایى از این ‏رنج گاهى ابوحنیفه را تحریک مى‏کرد که در برابر امام صادق علیه السلام بایستد؛ منصور عباسى او را به عنوان مهم‏ترین دانشوران عصر تکریم مى‏کرد تا شاید بتواند بر مجد و عظمت علمى امام جعفر بن ‏محمد علیه السلام فائق آید.

در این رابطه خود ابوحنیفه نقل مى‏کند و مى‏گوید:



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 5 شهریور 1393
نظرات()       


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 30 مرداد 1393
نظرات()   
   

حضرت امام جعفر صادق(ع) پیشوای ششم مسلمانان، در این روز به دست خلیفه ی عباسی، منصور دوانیقی مسموم و در مدینه به شهادت رسید. امام صادق(ع) به شیخ الائمه نیز معروف است زیرا عمر ایشان از تمامی ائمه اطهار(ع) طولانی تر است. حضرت را در قبرستان بقیع در كنار پدر، جدّ و امام حسن مجتبی(ع) دفن كردند.

آن امام به هنگام شهادت شصت و پنج سال داشته و مدت سی و چهار سال از امامت حضرتش می گذشت.

در میان امامان معصوم(ع)، برای هیچ كدام همانند امام صادق(ع) فرصت و شرایط مساعدی پیش نیامد تا بتوانند در سطح وسیع به انقلاب فرهنگی بپردازند و با تشریح فرهنگ غنی و پُرمایه ی اسلام، بر گسترش این دین آسمانی بیفزایند. ولی برای امام صادق(ع) این فرصت، در گیر و دار كشمكش ها و رودرویى بنی امیه و بنی عباس و جنگ قدرت به دست آمد. آن بزرگمرد علم و عمل از این فرصت استفاده ی كامل كرد و اسلام و فقهِ آن را از دیدگاه ائمه ی اهل بیت(ع) معرفی نمود و با تربیت شاگردان بسیار و برجسته، حیات تازه ای به اسلام و مسلمین بخشید و فرهنگ ناب تشیّع را كه از متن اسلام محمدی و علوی نشأت گرفته بود به جهانیان عرصه كرد. امام صادق(ع) به عنوان رییس مذهب جعفری حوزه ی علمیه ی اسلامی در سطح عمیق و وسیع تشكیل داده و علوم اسلامی را تدریس می نمود. در این حوزه، چهار هزار نفر به فراگیری علوم آل محمد(ص) می پرداخته و حضرت در این زمان، اسلام اصیل را از زیر حجاب تیره و تار اسلام بنی امیه و بنی عباس آشكار ساخت.

منبع : برنامه روزشمار تاریخ ازمركز پژوهشهای صدا و سیما

آیات و روایات متناسب :

شهادت امام صادق علیه السلام

امام كاظم علیه السلام :

كانَ یُعرَفُ مَوضِعُ سُجُودِ أبی عَبدِاللَّهِ بِطیبِ رِیحِهِ

سجده گاه امام صادق علیه السلام از بوی خوش آن شناخته می شد



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 30 مرداد 1393
نظرات()       

اى على! من و تو دو پدر این امتیم و از حقوق پدران و مادران است كه همواره بر ایشان رحمت و درود بفرستیم تا بدین ترتیب حقوق ایشان را پرداخته باشیم.

 بدان كه خداوند متعال بندگان خود را به فرمانى لطیف‏ تر از صلوات فرستادن بر پیامبر (ص) فرمان نداده است و آن فرمان خدا در آیه پنجاه و ششم سوره سى و سوم (احزاب) است كه در آن چنین فرموده است همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏ فرستند. اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید شما هم بر او درود فرستید و با تعظیم بر او سلام گویید.��

یعنى با توجه به نیاز شدید شما به شفاعت پیامبر (ص) و وساطت آن حضرت براى شما نزد خداوند. و بدین ترتیب درود فرستادن بر پیامبر (ص) را واجب فرموده است، همان گونه كه گواهى دادن و اقرار به پیامبرى آن حضرت را واجب فرموده است.

وانگهى خداوند به ما فرمان داده است بر پیامبر (ص) درود فرستیم و خودش هم درود مى‏ فرستد و این پرداخت اندكى از حقوق پیامبرى و پدرى آن حضرت است و شایسته و سزاوار است كه بر پیامبر و آل ایشان درود و صلوات فرستاده شود، زیرا پیامبر (ص) فرموده ‏اند:

اى على! من و تو دو پدر این امتیم و از حقوق پدران و مادران است كه همواره بر ایشان رحمت و درود بفرستیم تا بدین ترتیب حقوق ایشان را پرداخته باشیم.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 28 مرداد 1393
نظرات()       
پنجشنبه 23 مرداد 1393  12:23 ب.ظ

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند
و آن شخص برایش یک غریبه باشد ،
می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند ...

٠•●ஜ اوریانا فالاچی ஜ●•



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 23 مرداد 1393
نظرات()   
   
سه شنبه 7 مرداد 1393  03:27 ب.ظ

اعمال روز عید فطر
للَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیرَ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ

خدایا از تو درخواست می‌‏کنم، بهترین چیزی که بندگان شایسته‌‏ات‏ درخواست کردند و

وَ أَعُوذُ بِکَ فِیهِ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ.

به تو پناه می‌آورم از آنچه بندگان شایسته‏‌ات به تو پناه بردند.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 7 مرداد 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 5 مرداد 1393  03:56 ب.ظ

حضرت امام صادق (ع) فرمودند:

عوامل رستگاری در سه چیز است.

1- اطعام کردن

 2- آشکارا سلام کردن

3- نماز شب خواندن در حالی که مردم  آرمیده اند.
                                                    
                                                                                 محاسن برقی - ص 87 3


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 5 مرداد 1393
نظرات()   
   

1-پایه  ‏هاى اسلام

قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه

قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص

قال امیرالمومنین علیه السلام:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حکمت 252

                                                                                              بقیه در ادامه مطلب


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 5 مرداد 1393
نظرات()       

1- ابراهیم واشقانی فراهانی فرزند شاعر فقید رحمت الله واشقانی فراهانی( معاونت  پژوهشی و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی )

2- ابراهیم واشقانی فرزند علی
3- بهمن واشقانی فرزند محمدنقی-
استاد دانشگاه

4-ماشاالله واشقانی فرزند مرحوم آقاجانی- استاد دانشگاه
5 -معصومه دادپی- پزشک
- فرزند شهید بزرگوار حسین دادپی - روحش شاد -خردادماه سالگردشهادت سرخش  گرامی باد.

6- شادروان استاد فقید محمدعلی واشقانی فرزند استاد گرانقدر مرحوم فتحعلی واشقانی
7-منصور واشقانی فرزند حسن
8-مهدی واشقانی فرزند علی اکبر
9-  مرحوم  حاج حسن نگهبان فرزند مرحوم کربلایی ابراهیم( ادبیات فارسی و عربی )(روحش شاد) 11/9/1391 شنبه
10-رمضانعلی واشقانی فرزند  مرحوم محمد قربان
11-حمید رضا واشقانی
12- حمید واشقانی
13-سهیل واشقانی فرزند مهندس محمد رضا

14- احمد واشقانی فرزند حسینعلی
15-علیرضا واشقانی
16- احمد واشقانی فرزند رمضانعلی
17-حسین واشقانی فراهانی فرزند مرحوم عبدالله( با تشکر از خانم مه لقا واشقانی )
18- حسین واشقانی فرزند امیدعلی
19-  مریم واشقانی فرزند جواد-پزشک

20-   سپهر واشقانی فراهانی فرزند مهندس محمد رضا( باتشکر از دکتر سهیل واشقانی)
21-  محمد رضا واشقانی فرزند حاج علی اکبر

22-علی واشقانی فراهانی فرزند حاج ذبیح الله واشقانی- استاد دانشگاه( نویسنده این وبلاگ)

23-مرحوم استاد گرانقدر فتحعلی واشقانی فراهانی (استاد ارشد انجمن خوشنویسان ایران)13/8/1391 شنبه

24-مرحوم استاد گرانقدر علی واشقانی فراهانی فرزند مرحوم عباسعلی (استاد انجمن خوشنویسان ایران)در روز جمعه 1393/1/1 به رحمت ایزدی پیوست .

25- عباس واشقانی فراهانی فرزند جواد

26-عباس واشقانی فراهانی فرزند حاج علی آقا

27- منصور واشقانی فراهانی فرزند حاج رضا

28- محسن واشقانی فراهانی فرزند اسماعیل

29- روح اله واشقانی فراهانی فرزند احمد

30-امیر واشقانی فرزند حاج علی- نوه مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی

31-مرحومه زهرا واشقانی فرزند حاج علی قاسم -پزشک- نوه  دختری مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی- در تاریخ 92/6/15به رحمت ایزدی پیوست - روحش شاد .

32-  ولی اله واشقانی فرزند مرحوم مسیح اله- نوه مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی- اپتومتریست.

33-برادران رضا، علی و موسی واشقانی فرزندان مرحوم مسیح اله - نوادگان مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی

34- فرزانه واشقانی فراهانی -پزشک-  و  پدرشان مرحوم  حاج موسی واشقانی فراهانی  فرزند مرحوم حا ج احمد.(با تشکر از فرزانه واشقانی فراهانی )

35-ابوالفضل واشقانی فراهانی  فرزند علی -استاد دانشگاه(باتشکر از اخوی ایشان  که یاد آوری کردند)

36-علیرضا دادپی- پزشک متخصص- فرزند شهید بزرگوار حسین دادپی - روحش شاد -خردادماه سالگردشهادت سرخش  گرامی باد.

37- فریدون واشقانی فراهانی فرزند حاج ابراهیم و نوه حاج حسین بزرگمهر

38-احمد واشقانی فراهانی فرزند مرحوم محمدعلی (محمد عباس ) باتشکر از ایشان که یاد آوری کردند

39- مهران واشقانی فراهانی کارشناس ارشد مهندسی شیمی فرزند حاج زین‌العابدین

40- سمیرا واشقانی فراهانی فرزند ابراهیم واشقانی فراهانی فرزند شاعر فقید رحمت الله( با تشکر از خانم واشقانی)

41-  علی واشقانی فراهانی- پزشک متخصص- فرزند شهید  عزیز حسین واشقانی فراهانی

42- محمد واشقانی فراهانی فرزند علی اكبر نوه علی اوسط كارشناس ارشد و مدیر پروژه های نفت و گاز باتشکر از مهران ؟؟ که یاد آوری کردند.

43-  حمید رضا واشقانی فرزند مرحوم کاظم محمود خان

44-پوران واشقانی مدرس انجمن خوشنویسا ن کرج (فرزند مرحوم احمد محمود)

45- حسین واشقانی  فرزند مرحوم استاد فتحعلی

46-  محمد رضا واشقانی کارشناس ارشد اکتشاف نفت فرزند محمد ابراهیم

47-  مجید واشقانی بازیگر سینما و تلویزیون

48- استاد زین العابدین واشقانی خوشنویس و مدرس انجمن خوشنویسان کرج .

49- احمد واشقانی فراهانی فرزند  رمضانعلی واشقانی - اراک

50- مریم واشقانی فراهانی فرزند  حیدر واشقانی (آقابابا)- باتشکر از آقای واشقانی

51-رضا واشقانی فراهانی دارای دکترای عمران از آمریکا فرزند مرحوم حجت اله نوه مرحوم علی اصغر - باتشکر از آقای واشقانی

52-  عیسی واشقانی فراهانی، فرزند مرحوم حجت الله واشقانی فراهانی- باتشکر از آقای واشقانی

53- عباس واشقانی فراهانی(معاون استاندار ایلام،معاون سازمان شهرداری ها)
54-استاد کار جواد واشقانی فراهانی(از معماران تراز اول معماری ایرانی اسلامی کشور)
55- محسن واشقانی فراهانی(استاد دانشگاه،مدیریت بودجه سازمان مناطق آزاد کیش،معونت بیمارستان کیش)- با تشکر از محمد واشقانی فراهانی

56-  علی اکبر واشقانی فراهانی بازنشسته سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری

57- . حسین واشقانی فرزند عیسی زهره ، مهندسی مکانیک گرایش طراحی جامدات -در واحد طراحی مهندسی شرکت ایران خودرو
58. فاطمه واشقانی فرزند علی ولی اله ،کارشناس مامایی از دانشگاه علوم پزشکی شاغل در کلینیک سلامت غرب شهرک اکباتان 
59 . فایزه واشقانی فرزند علی ولی اله مهندس برق گرایش الکترونیک شاغل در شرکت کارا الکترونیک

60- مرحوم  علی واشقانی فراهانی فرزند ابراهیم فرزند اسماعیل کربلایی هادی 

61- علی و جواد واشقانی فرزندان حاج غلامحسین واشقانی از  صنعت نفت وگاز وخودروسازی

62- مینا واشقانی فراهانی فرزند ابراهیم واشقانی فراهانی کارشناس ارشد شیمی تجزیه از دانشگاه تهران (نوه مرحوم حاج علی اصغر واشقانی فراهانی)

63- جمیله واشقانی فراهانی - دکتری ژئوفیزیک- فرزند مرحوم عبداله-   یکی از مقالات  اخیرا چاپ شده  جمیله واشقانی فراهانی عبارت است از: " هشداری برای زلزله های احتمالی آینده، واکاوی آخرین نتایج بررسی لرزه خیزی تهران" است. منبع: روزنامه شرق، شماره 1924 به تاریخ 19/10/92، صفحه 9 (علم)

64-  فرهاد واشقانی فراهانی فرزند محمد- دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی نفت دانشگاه سهند تبریز

65-  مهدی واشقانی فراهانی فرزند علیواشقانی فراهانی (نویسنده  این وبلاگ) کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر(نرم افزار)

66- الهه واشقانی فرزند مرحوم غلامعلی -  پزشک

67-وحیدرضا امیرنگهبانی فراهانی نوه میرزا ابوالفضل - کارشناس امنیت شبکه -بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ابران

68- احمد واشقانی فراهانی فرزند مسیح اله واشقانی فراهانی (مرحوم اسدالله)- کارشناسی ارشد حسابداری بازرس و حسابرس سازمان حسابرسی و همکار با انجمن حسابرسان داخلی ایران

69-  حاج حسین واشقانی فرزند  مرحوم حبیب الله

70-  پوران واشقانی فرزند مرحوم احمد مهندس صنایع غذایی و مدرس انجمن خوشنویسان ایران
71 -  ایران واشقانی فرزند مرحوم احمد کارشناس خبری و خبرنگار روزنامه ایران

و ...

از مخاطبان  محترم واشقانی و ودیگرمخاطبان  منتسب  ،تقاضا می شود :  به دلیل شناخت بیشتر در صورت تمایل  واشقانی هایی که دارای تحصیلات عالی  بوده ودر عرصه های علمی و اجتماعی فعال هستند را در  بخش نظرات (با مشخصات کامل ، نام پدر  و یا پدر بزرگ و ......) معرفی نمایند تا در وبلاگ به روز رسانی شود.در ضمن معرفی کننده محترم مشخصات کامل خود را نیز ارسال نماید تا شناخته شود .


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 5 مرداد 1393
نظرات()   
   
پنجشنبه 26 تیر 1393  04:10 ب.ظ

امام علی علیه‌السلام: امر به معروف و نهى از منکر را ترک مکنید که رشته کار از دست شما بیرون شود، آنگاه هر چه دعا کنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نشود و به اجابت نرسد.
وصیتنامه امیرالمومنین حضرت على علیه السلام را در کتاب‌هاى حدیث به اجمال و تفصیل و به طور گوناگون نقل کرده‌‏اند که یکى را ابوالفرج نقل کرده و در اصول کافى مرحوم کلینى هم نظیر همین وصیت را که ابوالفرج روایت کرده، نقل مى‌‏کند.

به گزارش مشرق، در نهج البلاغه نیز در نامه شماره 47 اجمالى از این وصیت آمده و خلاصه‌‏اى از آن در کشف‌الغمه و روایات دیگر آمده که همه آنها را علامه مجلسى(ره) در بحارالانوار نقل کرده و ما همان روایت ابوالفرج را که نسبتاً جامع‌تر از دیگران است، نقل مى‌کنیم.

ابوالفرج در « مقاتل‌الطالبیین » روایت کرده که پس از ضربت خوردن امیر مؤمنان، اطباى کوفه را به بالین آن حضرت آوردند و در میان آنها، هیچ یک در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثیر بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخم‌ها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود که در زمان ابوبکر در عین التمر به دست خالد بن ولید اسیر و در کوفه ساکن شده بود.

این طبیب همین که زخم سر آن حضرت را دید، دستور داد شُش گوسفندى را بیاورند و از میان آن رگى را بیرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندکى بیرون آورد و آن را مشاهده کرد. سپس رو بدان حضرت کرده، گفت: «اى امیر مؤمنان، هر وصیتى دارى، بکن که ضربت شمشیر این دشمن خدا به مغز سر رسیده و معالجه سودى ندارد.»
در این وقت بود که امیر المؤمنین کاغذ و قلم و دواتى طلبید و شروع به وصیت کرد.

بسم ‏الله الرحمن الرحیم



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 تیر 1393
نظرات()       

امام مجتبی علیه السلام بعد از مدتی رویارویی با معاویه، دست از حکومت و جنگ کشیدند و به مدینه قدم فرما شدند؛ اما این سکون و سکوت، ناشی از نداشتن شجاعت و نداشتن قدرت کلام نبود. در اینجا می‌خواهیم قدری از شجاعت و قدرت کلام سبط پیمبر علیه السلام باز گوییم و درسی برای زندگی خود بگیریم.

 

شجاعی از فرزندان شیر خدا

امام مجتبی علیه السلام در زمره اهل بیت علیهم السلام و کسانی است که در راه خدا از هیچ جهادی عقب نمی ‌نشینند. از طرفی می‌دانیم که ایشان جزو معصومان است و "ترس" و "فرار از جنگ" از ساحت آنها دور است.در دوران آن حضرت اتفاقات فراوانی افتاد که شجاع بودن آن پاک سرشت را در مقابل چشم مردم قرار داد. مثلاً امام حسن علیه السلام جزو فرماندهان لشکر در جنگ صفین بود؛ شجاعت ایشان در نبرد باعث شد امیرالمۆمنین علیه السلام نسبت به جان او مراقبت کند تا نسل رسول خدا صلی‌الله‌ علیه‌ و آله باقی بماند.

اما بعد از امضای پیمان با معاویه، امام مجتبی علیه السلام حکومت را رها کرده،‌ به مدینه رفتند و تا آخر عمر به عهدنامه خود وفادار ماندند. این چنین شد که شیر بیشه شجاعت و فرزند شیر خدا بر طبق وظیفه الهی خود به جنگ با معاویه خاتمه دادند زیرا جنگیدن ضرری بیشتر از صلح متوجه اصل اسلام می‌نمود. سبط پیمبر علیه السلام با اینکه در شجاعت و جنگاوری چیزی کم نداشت، به خاطر مصلحت دین، تهمت ها را به جان خرید و دست از جنگ کشید.

 

سخنوری فرزند امیر کلام

از عرصه نظامی که گذر کنیم، آیا در عرصه کلامی هم امام مجتبی علیه السلام شجاع و سخنور بود؟ می‌دانیم معاویه از ابزارهای فراوان تبلیغاتی جهت پیشبرد امور خود علیه امام حسن علیه السلام استفاده می‌کرد. عملکرد ایشان در مقابل تبلیغاتچیان چگونه بود؟

در زمینه سخنوری امام حسن علیه السلام نیز، تاریخ نمونه‌های خوبی به ما نشان داده است. یکی از آنها مربوط به زمان خود امیرالمومنین علیه السلام است که امام مجتبی علیه السلام را برای تهییج مردم به جنگ فرستادند و ایشان با سخنرانی خود مردم را به شور آورد و آنان را برای جهاد بسیج نمود.

آنها که امام مجتبی علیه السلام را امام خود می‌گیرند، سکوتهایشان از سر ضعف و حقارت نیست و اگر هم چنین باشد، هرگز خود را به اولیای خدا منسوب نمی‌کنند، بلکه ضعف های خود را شناسایی می‌کنند و در راه رفع آن می‌کوشند.



  • آخرین ویرایش:شنبه 21 تیر 1393
نظرات()       

دوازدهم:در هر شب این دعا را بخواند:
اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِكَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا وَ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا وَ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ بِرَحْمَتِكَ فَزَوِّجْنَا وَ مِنَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِینَ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ فَأَخْدِمْنَا وَ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ لُحُومِ الطَّیْرِ فَأَطْعِمْنَا وَ مِنْ ثِیَابِ السُّنْدُسِ وَ الْحَرِیرِ وَ الْإِسْتَبْرَقِ فَأَلْبِسْنَا وَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ وَ قَتْلا فِی سَبِیلِكَ فَوَفِّقْ لَنَا وَ صَالِحَ الدُّعَاءِ وَ الْمَسْأَلَةِ فَاسْتَجِبْ لَنَا [یَا خَالِقَنَا اسْمَعْ وَ اسْتَجِبْ لَنَا] وَ إِذَا جَمَعْتَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَارْحَمْنَا وَ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ فَاكْتُبْ لَنَا وَ فِی جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنَا وَ فِی عَذَابِكَ وَ هَوَانِكَ فَلا تَبْتَلِنَا وَ مِنَ الزَّقُّومِ وَ الضَّرِیعِ فَلا تُطْعِمْنَا وَ مَعَ الشَّیَاطِینِ فَلا تَجْعَلْنَا وَ فِی النَّارِ عَلَى وُجُوهِنَا فَلا تَكْبُبْنَا [تَكُبَّنَا] وَ مِنْ ثِیَابِ النَّارِ وَ سَرَابِیلِ الْقَطِرَانِ فَلا تُلْبِسْنَا وَ مِنْ كُلِّ سُوءٍ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ فَنَجِّنَا .
خدایا ما را در زمره شایستگان وارد كن،و در بهشت برین بالا بر،و جامى از نوشیدنى خوشگوار از چشمه سلسبیل به ما بنوشان،و به رحمتت از حور العین‏ به همسرى ما درآور،و از جاوید پسرانى كه همچون مروارید در صدفند،در خدمت ما بگمار،و از میوه‏هاى بهشت،و گوشت پرندگان به ما بخوران،و از لباسهاى زربفت و حریر و دیبا به ما بپوشان،و ما را براى رسیدن به شب قدر،و زیارت خانه كعبه،و كشته شدن در راهت توفیق عنایت كن،و دعاى‏ شایسته و درخواست ما را اجابت فرما،و آنگاه كه پیشینیان و پسینیان‏ را در روز قیامت جمع كردى به ما رحم كن،و رهایى از آتش را براى ما بنویس،و در دوزخ ما را به زنجیر نبند،و در عذاب‏ و خوارى‏ات ما را گرفتار مساز،و از زقوم و ضریع دوزخ به ما مخوران،و با شیاطین یكجا قرارمان مده، و ما را به رو در آتش مینداز،و از جامه‏هاى آتشین و پیراهنهاى فلزى آتش‏بار بر ما مپوشان،و از هرگونه بدى،اى كه معبودى جز تو نیست،بحق اینكه معبودى جز تو نیست ما را رهایى بخش.


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 تیر 1393
نظرات()   
   

خدایا قرار ده روزه‌ام را در این ماه روزه روزه داران
واقعى و شب زنده داری ام را نیز مانند شب زنده

داران و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران
و گناهم را بر من ببخش اى معبود جهانیان
و درگذر از من اى درگذرنده از گناهکاران.

      


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 8 تیر 1393
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :18  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها