تبلیغات
واشـقان - فلسفه تعلیم و تربیت

بعد ازسربالایی  ماستر و خسروان به مزرعه شریف آباد می رسیم که با روستای خسروان فاصله چندانی ندارد وازکنارناهارگاه معروفش با آن درخت گردوی بلند قامت واشقان را می بینید که در دامنه تپه های منتهی به کوه مرجان ( که به آن مرجن هم می گویند ) قراردارد. به همت جهاد گران  جهاد سازندگی وخود یاری های مردمی جاده منتهی به روستا چند سال پیش آسفالت شد وازبرق وپست و مخابرات و تلفن ومرکز بهداشت وشورای اسلامی و دهیاری و گاز کشی هم درآن خبری هست ولی اسراراین روستا را باید در دیگر جاهای آن جستجو کرد . درمعنی کلمه واشقان معانی متفاوتی داده شده است . بعضی آنرا آشیانه عقاب وبعضی مهد عاشقان معنی کرده اند. بررسی ها تا کنون به معنی دقیقی از این کلمه نرسیده اند . هرچه باشد طبیعت جذاب و متنوع ؛ آب وهوای خنک و زمستان سرد واشقان خاصیتی فراموش نشدنی به این سرزمین داده است .
 
 
 
  دوستان محترم واشقانی و دیگر دوستان مخاطب وبلاگ
این پست ثابت است و شما می توانیدنظرات خود را دراین پست اعلام نمایید.
 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 خرداد 1398
نظرات()       

12 محرم الحرام مصادف است با شهادت جانسوز  حضرت امام زین العابدین علیه السلام،  در دوران حیات امام سجاد علیه السلام خلفای بنی امیه آشکارا قوانین اسلامی را زیر پا می گذاشتند و از هر گونه ظلم و ستم و اشاعه فحشا دریغ نمی کردند. 

این اوضاع سیاسی و جوّ مسموم فرهنگی، شیوه های مبارزاتی خاصی را می طلبید، از این رو آن حضرت، برای پیشبرد اهداف الهی و گسترش معارف اسلامی و مقابله با ظلم و فساد دستگاه حکومتی بنی امیه، که در حال سرایت به تمام جامعه اسلامی بود، از شیوه های خاصی استفاده می کردند که در ادامه به سه نمونه از آن ها اشاره می کنیم.


زنده نگه داشتن یاد عاشورا

در زمان حکومت خلفای بنی امیه، جامعه اسلامی چنان از مسیر خود منحرف شده بود که سنت های رسول خدا صلی الله علیه و آله علنا ترک، و بدعت های زیادی در دین گذاشته می شد و به کسانی چون یزید، که ترک نماز و شرب خمر را به او نسبت می دهند (1)، در راس حاکمیت اسلامی قرار گرفتند، از این رو امام حسین علیه السلام با هدف مبارزه با ظلم و فساد عماّل بنی امیه و احیاء سنت امر به معروف و نهی از منکر و باز گرداندن جامعه اسلامی به مسیر مستقیم، آن حماسه بزرگ تاریخ را رقم زد.

استراتژی امام چهارم برای اصلاح جامعه چه بود؟



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 21 شهریور 1398
نظرات()       

درس اخلاق آیت الله مظاهری؛
حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح
: هرکه ایمان داشته باشد و طبق آن ایمان عمل کند، حیات طیب در این دنیا و حیات طیب‌تر در آخرت دارد. قرآن وقتی اسم ایمان را می‌آورد به دنبال آن اسم عمل صالح را نیز می‌آورد.
حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح
به گزارش جهان نیوز، متن زیر مشروح درس اخلاق آیت الله مظاهری در تاریخ 30 دی ماه است که در ادامه می خوانید؛

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شب جمعه متعلّق به قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است؛ اظهار ارادت کنید خدمت آقا با سه صلوات.

بحث هفتۀ گذشته دربارۀ‌ رابطۀ عملی ما با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» بود. یعنی ما باید در عمل شباهت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم. همین‌طور که آنها معصومند، ما هم متقّی باشیم. قرآن شریف در بیش از دویست جا این حرف هفتۀ گذشتۀ مرا تأیید فرموده است. در قرآن جایی نداریم که فقط بگوید ایمان داشته باش، بلکه همه جا می‌گوید ایمان و عمل صالح.

«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»[1]
هرکه ایمان داشته باشد و طبق آن ایمان عمل کند، حیات طیب در این دنیا و حیات طیب‌تر در آخرت دارد. همه جا قرآن وقتی اسم ایمان را می‌آورد به دنبال آن اسم عمل صالح را نیز می‌آورد. هفتۀ گذشته من تقاضا کردم از همه و مخصوصاً جوان‌ها که رابطه‌تان با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» عالی باشد،  از نظر عقیده رابطۀ خوبی دارید و از نظر شعار الحمدلله رابطۀ خوبی دارید، اما از نظر عمل نیز رابطۀ عقیدتی و شعاری را داشته باشید و قرآن این را جداً می‌خواهد.

بحث امشب رابطۀ‌ ما با اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» از نظر معرفت است. اینکه ما امام‌شناس باشیم. این روایت را سنّی و شیعه نقل کرده‌اند و همه شنیده‌اید که: «مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ یَعْرِفْ‏ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»[2]. در بعضی روایات دارد: «... مَاتَ‏ مِیتَةَ کُفْرٍ وَ نِفَاق‏»[3]

کسی که معرفت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» نداشته باشد، ایمانش در مخاطرۀ عجیبی واقع می‌شود. دشمن درون و دشمن برون و دشمن جنّی و دشمن انسی ایمانش را می‌برند. مخصوصاً در زمان ما که شبهه زیاد شده و این جوان هرکجا برود مورد شبهه واقع می‌شود و حتی معلم بی‌ادب شبهه راجع به تشیّع سر کلاس می‌کند و در هر جلسه‌ای بنشینیم شبهاتی درست کرده‌اند و یکی پس از دیگری به ما القا می‌کنند. پس ما باید امام‌شناس باشیم و الاّ تشیّع ما را می‌برند و لاأقل تشیع ما را مورد تردید قرار می‌دهند. لذا همین‌طور که باید متابعت از اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم، باید معرفت به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشیم. از نظر قرآن و از نظر روایات و از نظر خارج، تشیع دیوار فولادی است. قرآن تشبیه کرده به درخت کهن میوه‌داری: «مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ ، تُؤْتی‏ أُکُلَها کُلَّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها»[4]



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 27 مرداد 1398
نظرات()       

بنی اسرائیل ، کهف ، سه طسین ( شعراء ، نمل ، قصص ) ، الم سجده ، یس  ، ص ، احقاف ،، واقعه ، حم سجده ،حم دخان ، طور ، اقتربت ( انبیاء ، و قمر) ، جمعه.اگر وقت ندارد واقعه و سوره های قبل آن .
زیرا روایت شده  از حضرت  صادق (ع)که  هر که در هر شب جمعه سوره بنی اسرائیل  را بخواند نمیرد تا خدمت حضرت قائم  علیه السلام  برسد واز اصحاب آن حضرت باشد . و فر مود هر که سوره کهف را در شب جمعه  بخواند نمیرد ، مگر شهید شود، و حق تعالی اورا در قیامت با شهدا محشور گرداند و  در قیامت همرا ه ایشان نگاهش میدارد .
و فرمود که سه  طسین ( نمل ، شعرا ، قصص )را  در شب جمعه بخواند از دوستان خدا باشد و در امان و حمایت حق تعالی باشد و فقر و تنگدستی در دنیا  به او نرسد و در اخرت خدا از بهشت انقدر به او عطا کند که او راضی گرددو زیاده از رضا به او کرامت فرماید و صد زن از حوریان بهشتی به او تزویج نماید 
و فرمود هر که سوره الم سجده را در هر شب جمعه بخواند حق تعالی در قیامت نامه اعمال اورا به دست راست او دهد  و او را بر اعمال او حساب نکند واز رفقای محمد و آل محمد علیهم السلام باشد .                                                                                                                                                         (مفاتیح الجنان )


 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 5 تیر 1398
نظرات()   
   

اگر در سطح فردی، خانوادگی، سازمانی و اجتماعی نیاز به ارتقا و رشد اخلاقی داریم به سنجش اخلاقی نیاز داریم، اما این سنجش اخلاقی نیازمند دانش سنجش اخلاقی است که در کشورمان گام‌های اولیه‌ای را شروع کرده است.   احدفرامرز قراملکی استاد گروه کلام و فلسفه اسلامی دانشگاه تهران در این نشست به طرح بحث در زمینه «سنجش اخلاق» پرداخت و بیان کرد: همانطور که در عنوان بحث نشان می‌دهم، صرفا طرح مسئله‌ می‌کنم. چه اینکه این داستان سنجش اخلاق، بسیار پردامنه است که در این دقایق، فقط فرصت در این حد است که طرح مسئله کنم.

قراملکی تصریح کرد: وقتی می‌گوییم سنجش اخلاق، چند علامت سؤال داریم که می‌خواهم آن‌ها را مطرح کنم؛ آیا اصلا سنجش اخلاق کار درستی است؟ آیا باید این کار را بکنیم؟ آیا سنجش اخلاق، خدایی کردن در میان بندگان نیست؟ این خدا است که به حساب بندگان می‌رسد و اگر بخواهیم سنجش اخلاق کنیم، آیا نوعی خدایی نکرده‌ایم؟ آیا سنجش اخلاق، ورود به حریم خصوصی افراد نیست؟ آیا می‌شود امور وجدانی و کیفی و درونی را کمی کنیم و اندازه بگیریم؟



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 خرداد 1398
نظرات()       

آغاز روانشناسی در فلسفه ( فلسفه تجربی در انگلستان در اوایل قرن نوزدهم-جان استوارت میل-نویسنده: محمود ساعتچی-مجله وحید-فروردین 1349-شماره76 (صفحه 442-447)

 

اساس فلسفه جان استوارت میل این است که:

   وسیله انسان در تحصیل معلومات, حس و تجربه است در علم به جزئیات همه متفق بودند که وسیله اش حس است. (به قول قدما حس ظاهری و حس باطنی) و علم به کلیات را هم که معمولا کار عقل می دانند که استوارت میل منتسب به حس می کندو می گوید آنچه را ادراک کلیات می گویند چیزی نیست مگر جمع و ترکیب معلومات جزئی که که به حس و وهم برای ذهن حاصل می گردد و آن معلومات جزئی به وسیله حس و وهم دریافت می شود و به وسیله حافظه و خیال در ذهن می ماند و قوه متصرفه و متخیله آنها را با هم جمع و ترکیب می کند و در نتیجه این جمع و ترکیب در ذهن عملی صورت می گیرد که ما آن را تداعی معانی می گوییم. پس در واقع تعقل چیزی جز جمع معانی نیست.

   قواعد تداعی معانی, یکی قاعده مقارنه و مجاورت است و یکی قاعده مشابهت. قاعده مقارنه و مجاورت این است که؛ چون دو چیز مقارن یکدیگر یا نزدیک به یکدیگر در زمان و مکان به ادراک ذهن درآمدند.ذهن هر گاه یکی از آنها را در می یابد دیگری را به یاد می آورد. قاعده مشابهت این است که؛ ذهن از ادراک چیزی چیز دیگری را که شبیه به آن است به یاد می آورد. تضاد هم در حکم تشابه است زیرا دو چیز تا با هم از جهتی اشتراک نداشته باشند, متضاد نخواهند بود.

   این عمل ذهن که از چیزی به واسطه مجاورت یا مشابهت چیز دیگر بیاد می آورد ( یعنی وقوع این جمع و ترکیب یا به اصطلاح این تداعی معانی) به واسطه تکرار یا به واسطه شدت تاثیر, قوت و ضعف می پذیرد یعنی هرگاه دو چیز مجاور یا مشابه با هم ادراک شدند تداعی آنها نسبت به یکدیگر قوی تر و سریع تر خواهد بود. همچنین هرگاه دو چیز مشابه یا مجاور در ذهن تاثیر شان در ذهن شدید بوده است یکدیگر را زودتر تداعی می کنند.

   با توجه به این توضیحات می توان گفت به عقیده استوارت میل دو امر که اساس علم انسان یا اساس وجود است و ظاهرا از آن مسلم تر چیزی نیست, شبهه و فریبی است که برای انسان از تداعی معانی دست می دهد؛ یکی ادراک نفس و شخصیت خود و دیگری ادراک جهان یعنی چیزهایی که غیر از نفس خود به خود آنها قایل است به شرح ذیل:

   ادراک نفس و شخصیت عبارت از این است که؛ محسوساتی در ذهن وارد می شوند و در حافظه می مانند و در ذهن آن احساسات گذشته را جمع می کند و امکان وقوع آنها را در آینده نیز به نظر می گیرد و از این جمع و ترکیب امر واحدی توهم می کند که آن را (( من )) می نامد و نفس و شخصیت خود می پندارد.

   ادراک و اشیای خارجی نیز نتیجه تداعی معانی یعنی جمع و ترکیب احساسات است چون ذهن آنچه را بر او محسوس شده ضبط و ترکیب می کند و از آنها وجود اشیاء و اجسام را توهم می نماید. از عبارات لطیف استوارت میل این است که (( ماده (جسم) همانا امکان دائمی احساس است))

   خلاصه این که وجود خواه درون ذاتی و خواه برون ذاتی امری است موهوم و آنچه مسلم است و این موهومات صورت می دهد حس است و تداعی معانی.

 از این تحقیقات نباید نتیجه گرفت که فلسفه استوارت میل مادی است یعنی جز ماده حقیقی نیست بلکه امر معکوس است زیرا او به غیر از ادراک و وجدان حقیقتی قایل نیست و اگر درست بشکافیم حقیقت را منحصر به اعمال و حیات روح می داند.

   نتیجه ای که از عقاید استوارت میل می توان گرفت آن است که علم فقط نتیجه حس، تجربه و قوه تداعی معانی است و تحقیقات او در منطق نیز بر همین بنیاد گذاشته شده است.

ص 131، کتاب سیر حکمت در اروپا، فروغی، جلد3


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398  12:44 ق.ظ

 

به طور کلی پراگما ( pragma  ) یک واژه یونانی به معنی کار یا کا و عمل سودمند است . پراگماتیسم یا عمل گرایی نیز فلسفه ای است که در پاسخ این پرسش که معیار حقیقی بودن یک قضیه چیست ؟ می گوید سودمندی در عمل و اصل پراگماتیسم این است که هر چیزی که در عمل شایع خوبی

را بدنبال داشته باشد خوب است .

1)مقدمه:

زادگاه این مکتب فلسفى، آمریکا است و اسامى دیگر آن عبارتند از
: فلسفه علمى،اصالت عمل، فلسفه آلى یا وسیله ای. متفکران معروف این مکتب عبارتند از: پیرس،ویلیام جیمز و جان دیویى.اساس جهان بینى پراگماتیسم بر تجربه به مفهوم وسیع آن یعنى ادراک، احساس، تفکر،قضاوت، مقایسه، توصیف، سیر عقلانى و توجه به ارتباط امور با یکدیگر گذاشته است.محور اندیشه ی مکتب پراگماتیسم، مفید بودن و عملى بودن محتوای اندیشه آدمی است. ارزش حقیقت، در گرو فایده عملى آن است. ملاک صحت و سقم، عمل آدمى است؛ نه نظر یا دلیل عقلى و منطقى او.خواستگاه فلسفه ی اصالت عمل، فرهنگ آمریکایی است. این مکتب، مورد اقبال وتوجه اکثر آمریکایى هاست. آمریکایى ها به جنبه هاى عملى بیش از جنبه هاى نظرىاهمیت مى دهند و اصولا فرهنگ آمریکایى با فلسفه ی اصالت عمل، سازگارتر است؛ زیرافرهنگى است تنوع گرا و دارای عناصر نامتجانس و غیر همگن. فرهنگ آمریکایى، فاقدریشه های عمیق و کهن و آیین یک پارچه است. ملت آمریکا نیز از ملیت هاى گوناگون ونامتجانس که پیشینه ی فرهنگى اندکى دارند، تشکیل شده است. از این رو، به سنت هاىکهن، کم تر اعتنا مى کنند و سنت شکنى، فردگرایى، خودکامگى و طرفدارى از تغییر وتنوع از خصایص این ملت است و فلسفه هایى از قبیل «اصالت عمل»، «کنش گرایى»،«ابزار گرایى»، «تجربه گرایى»، و امثال آن ها به مذاق آنان خوش تر مى آید
عملگرایی عبارت است از نوعی گرایش، روش و یا فلسفه‌ای که نتایج عملی و افکار و معتقدات آدمی را معیار اساسی تعیین ارزش و حقیقت آنها می‌داند.

علت بوجود آمدن مکتب پراگماتیسم چه بود :
1- ریشه های فرهنگی رشد ، توسعه چنین تفکری در آمریکا بیشتر به نحوه تشکیل و توسعه این کشور مربوط می شود که پس از برخورد مهاجران اروپایی با این سرزمین جدید و کوشش برای ساختن جامعه ای بدون تاریخ گذشته و سابقه شکل گرفته است . زیرا در چنان جامعه ای بهبود شرایط زندگی انشان تنها در سایه فعالیت هائی که مستلزم به کار انداختن نیروی عقل و اندیشه و استفاده از آن د تمام شئو ن زندگی است .
2- منبع اصلی هر گونه تصمیمی عقل انسانی است به عبارت دیگر شرایط فوق نقش فرد و نیروی عقلانی او را در ایجاد افکار و عقاید تازه و به کار انداختن مهارتها و معلومات برای بهبود زندگی روشن کرد .


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 22 اردیبهشت 1398
نظرات()   
   
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398  10:28 ق.ظ


 اسپینوزا هشت ساله بود که با صحنه‌ای دلخراش روبه رو شد و تا آخر عمر آن‌ را از یاد نبرد:
"مردی در آستانه‌ی کنیسه بر روی زمین دراز کشیده بود و روحانیان به‌هنگامِ خروج از کنیسه به خیابان، او را لگدمال می‌کردند."
باروخ کودکی باهوش و پرسشگر و پرعاطفه بود. از پدرش پرسید:
"گناه او چیست که باید این چنین مجازات شود؟"
پدرش گفت:
"او با بعضی از باورها و دستوراتِ آیینِ ما موافق نبود و از این‌رو از جامعه‌ی مومنان اخراج شد. و اکنون چون احساس تنهایی می‌کند، تقاضامند است که به جامعه‌ی دینداران بازگردد و پذیرفته شود. و پذیرش او مشروط به این است که به چنین مجازاتی تن در دهد."
باروخ هشت ساله از پدرش پرسید:
"آیا می‌توان با "لگد کردن" کسی را مومن بار آورد؟"
پاسخ پدرش منفی بود. و باروخِ کوچک، متفکر و شگفت‌زده و مضطرب و اندوهگین به خانه بازگشت. بیشترِ مردم اقدامِ روحانیان را تایید می‌کردند، و معدودی هم که آن‌را نمی‌پسندیدند؛ از ترس و عافیت‌طلبی و محافظه‌کاری صدایشان در نمی‌آمد...
باروخِ کوچک که شگفت‌زده و اندوهگینِ چگونگیِ رفتارِ روحانیان با مردِ توبه‌کار و لگدمال کردنِ او بود، به‌مناسبتی، واژه‌ی محبت‌آمیزی درباره‌‌ی آن مرد بر زبان آورد؛ ولی یکی از همبازی‌هایش آزرده شد و سیلی محکمی به صورت او نواخت.
روز بعد، تراژدیِ مرد لگدمال شده به اوج خود رسید:
او که پیشتر، از شدتِ تحقیر و کشیدنِ بارِ خفّت، از نظر روحی و روانی از پای درآمده بود؛ با شلیک گلوله‌ای مغز خود را پریشان کرد و به زندگی‌اش پایان داد.
و اسپینوزای کوچک نیز بیش از پیش حیرت‌زد‌ه‌ی معنا و حکمتِ(!) رفتارِ روحانیان با او شد.

اسپینوزا برآن بود کسانی‌که مشتاق‌اند "فیلسوف‌وار" با جهان و طبیعت مواجه شوند و همچون ابلهان به پدیده‌های آن خیره نشوند؛ در نظرِ روحانیان و توده‌ی مردم "بی‌دین و بدعت‌گذار" انگاشته می‌شوند. خودِ او نیز به چنین سرنوشتی دچار شد؛ اما به‌نحوِ شورانگیزی به آموزه‌های فلسفی و اخلاقیِ خود عمیقاً وفادار و پای‌بند و عامل بود، و با آن‌که او مرتد خوانده و تکفیرش کردند...
... با آن‌که اسپینوزا را مرتد خوانده و تکفیرش کردند، و با تمامِ رنج‌ها و محدودیت‌ها و ناکامی‌هایی که بر او تحمیل شد؛ هرگز از تکفیرکنندگانش هیچ‌گونه بغض و کینه‌ای به دل نگرفت و گفت:
"کار من این نیست که خرده‌گیری و نفرین کنم یا کسی را محکوم سازم؛ بلکه وظیفه‌ی من فهمیدن و درک‌کردن است."

 او با فروتنیِ تمام برآن بود آثارش "بخشی از حقیقت" را در بر دارند و معترف بود که حتی بزرگ‌ترین فیلسوفان هم مانند یک زندانی، جهان را از شکافِ دیوارهای وجودِ خویش -که زندانِ تمام مدت عمر است- نظاره می‌کنند.

 اسپینوزا یکی معدود بزرگان تاریخ است که همان‌گونه که سخن گفت و نوشت؛ "زندگی کرد."

مورخ فرانسوی "ارنست رنان" درباره‌ی او گفت: 

"تصور او از خداوند، شاید حقیقی‌ترین تصوری باشد که در ذهنی نقش بسته است".
  در بعد از ظهر یک روز آفتابی و آرامِ فوریه‌ی سال ۱۶۷۷ مرگ به سراغ اسپینوزا آمد. تنها کسی‌که بر بالینش حضور داشت، دکتر "مایر" طبیب و دوست او بود. او در این‌هنگام تنها ۴۴ سال داشت...!



  • آخرین ویرایش:سه شنبه 3 اردیبهشت 1398
نظرات()   
   
چهارشنبه 29 اسفند 1397  01:53 ق.ظ


اگر قرآن را حلال مشکلات بیابیم، با توجه به آموزه‌های آن در می‌یابیم که اگر شکر نعمت مقام معظم رهبری توسط هر قشری صورت پذیرد، نزول برکات هم بر مردم ایران و بلکه مسلمانان و مظلومان جهان به دعای حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنافده افزون خواهد شد و لکن ادب شکرگزاری باید ابتدا از نخبگان و اهل و علم و ادب و صاحبان ذخیره ارزش‌ها آغاز شود تا مانند گذشته ملت غیور و نجیب ایران هم آنان را مشایعت کنند.

این مایه تأسف است که طهارت بر آمده از قلب رهبری در قالب بیانیه به گونه‌ای تبلیغ شود که با دیگر متون تبلیغاتی هم سنگ شود و به شیوه‌ای با آن برخورد شود که گویا مقاله و سخن راندنی از برای مردم حماسه‌ساز و دشمن  ناکام کن ایران پایدار صادر و ابلاغ شده است.

 به نظر می‌رسد برای پیش‌گیری از آسیب‌های اجتماعی و راه‌های نارفته نیاز است اهل اندیشه و آرمان خواهی و حقیقت گرایی و واقعیت پردازی در قالب هر لباس و حرفه و جایگاهی سهم خود را از بیانیه گام دوم که در خارج کشور از طبقه‌بندی‌سازی آن برای بهره‌داری برنامه‌ها تشکیل داده‌اند، برش سازمانی خود را به نحوی شکار کنند که برنامه و فعالیت و اقدامات مقتضی را برای40 سال آتی به صورت سالیانه آماده بهره برداری کنند.

 به همین دلیل در زیر یک نمونه روش بهره برداری جهت استفاده کارگروه‌های تخصصی در کمیته‌های همکاری حوزه های علمیه و آموزش و پرورش استان‌های کشور ارائه می‌شود:



  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 29 اسفند 1397
نظرات()       

‏" یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ، یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ، حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ‏؛

بار دیگر دستان پرنوازش بهار، طبیعت خفته را بیدار ساخته و زمین درخت های رنگارنگ و عطرافشان خویش را نثار نگاه ما ‏می‌کند، این دگرگونی پرطراوت در دستان قدرت بی نهایت ایزد متعال سرآغازی بر حیات دوباره طبیعت است.‏
 اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از زحمات اعضای  محترم گروه در سالی که گذشت و با استعانت از آفریدگار جهان فرا رسیدن بهاران شکوهمند را که هنگامه ی تجلی مواهب الهی بر بستر طیبعت است به شما و خانواده محترمتان تبریک گفته و از آستان حضرت احدیت مزید توفیقات برای خدمتی سرشار از شور و نشاط و مملو از توکل الهی در جهت رشد و شکوفایی ایران، مسالت می نمایم.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 28 اسفند 1397
نظرات()   
   

1-مرحوم حاج احمد واشقانی-در تاسیس  مسجد   جامع امامجعفر صادق (ع)
2- مرحوم حاج حجت اله واشقانی - مشارکت در تاسیس مسجد جامع  امام جعفر صادق (ع)
3- حاج حسین واشقانی - مشارکت  و مدیریت در تاسیس حسینیه واشقان - مداحی و اداره جلسات  قرآن هیئت های واشقانی و همچنین اداره کلیه مراسم  چهلم و سالگرد های واشقانی ها و امور دیگر فرهنگی و مذهبی .....
4- شیخ علی واشقانی - بنای مسجد بزرگ امام رضا (ع) در غرب تهران - وامام جماعت آن.....
5-  مرحوم اسماعیل علی واشقانی - خرید خانه ها برای تعریض کوچه های واشقان در دهه های 50 و 60 
6- مرحوم محمد علی واشقانی فرزند جاج اکبر - همکاری با شورای اسلامی در انجام امور و حل مسایل و مشکلات مردم  کم بضاعت- بالغ بر 25سال  ارائه خدمات  حمل ونقل و انتقال مردم واشقان و دیگر روستاهای فراهان به شهرهای  اراک ، آشتیان ، تهران ، قم ، مشهد مقدس و اماکن زیارتی دیگر  ( به صورت افتخاری) ، حفظ امانتداری و اخلاق نیکو در برخورد با مردم   و دانش آموزان در طول این مدت و غیره.....................

7-  مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی - ساخت مدرسه قدیم واشقان - مشارکت در ساخت حمام روستای واشقان با اهداء زمین آنها - آموزس قرآن کریم
به واشقانیها...و ارائه خدمات مشاوره  اخلاقی و اجتماعی و قضایی و غیره به عنوان ریش سفید و معتمد روستا های فراهان و تفرش و آشتیان ....
8- مرحوم ابراهیم آقا جعفر واشقانی فراهانی-  تلاش مستمر و خالصانه در جهت حل مسائل و مشکلات بدون چشمداشت به اهالی روستا در تمام مدت طول عمر خود  به شهادت اکثر قدیمیها .........
9- مرحوم میرزا ذبیح اله بیک واشقانی فراهانی - همراهی و سخن گویی  گروه هیئت واشقانیها در مجلس شورا و درحضور آیه الله مرحوم مدرس برای ارایه داد خواست و عریضه شکواییه از مظالم ارباب برعلیه رعایا -   مکتب داری و آموزش قرآن و خوشنویسی به مدت نیم قرن در واشقان  و اطراف و تهران و غیره.........
10- مرحوم مسیح اله واشقانی فراهانی- اهدا زمین مرغوب کشاورزی برای ساخت جاده قرمز چشمه
11 - حاجی ذبیح اله واشقانی فراهانی- اهدا زمین مرغوب کشاورزی برای ساخت جاده قرمز چشمه


هنوز کامل نیست ادامه دارد...................... لطفا افراد را معرفی نمایید.......................................
  


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 30 دی 1397
نظرات()   
   

سیزدهم آذر ماه مصادف است با سی و هشتمین سالگرد درگذشت پدربزرگمان مرحوم مغفور حاج میرزا محمّد واشقانی فراهانی، یکی از بزرگان خطّه واشقان، فراهان، تفرش و آشتیان که به حُسن شهرت، مردم داری و مهمان نوازی  و نو عدوستی در این مناطق مشهور بوده و نامی نیکو از خود به یادگار گذاشته است.
اکثر بزرگان و قدمای روستاهای محدوده تفرش، رودبار، فراهان و آشتیان از وی به نیکنامی یاد می کنند. پدراین بزرگ مرد مرحوم میرزا ذبیح‌الله بیک واشقانی بوده که در واشقان به تدریس قرآن کریم، معارف اسلامی و خوشنویسی مشغول بوده است. میرزا ذبیح‌الله استادِ اساتید بزرگ واشقان همچون مرحوم میرزا عباس واشقانی، زنده‌یاد استاد فتحعلی واشقانی، زنده‌یاد استاد زین‌العابدین واشقانی و استاد مکتب‌خانه بزرگان بوده است. مادرشان مرحومه بانو فاطمه جهان از بانوان اصیل و با کمالات واشقان بودند.
ایشان نیز همچون پدر بزرگوارشان به استادی مکتب‌خانه، تعلیم قرآن و معارف اسلامی مشغول بود و بسیاری از واشقانی‌ها نزد وی تلمّذ نموده‌اند.
ایشان از قاریان به نام قرآن کریم بوده و در مجالس واشقان همواره سوره مبارکه الرّحمن را تلاوت می‌کردند به گونه‌ای که اغلب قدیمی‌ها از آن با افتخار یاد می‌کنند.همچنین ایشان به نقل از بسیاری از مردم کهنسال یکی ازریش سفیدان و معتمدین مردم بوده و فردی کاردان و فرهیخته و بادرایت و دارای نفود در منطقه و اطراف و اکناف بودند. مردم برای حل بسیاری از مسایل و مشکلات و اختلافات و نزاع های خود به ایشان مراجعه کرده و نتیجه می گرفتند.وی همواره مدافع افراد ضعیف و بی دفاع و مستمند بود و در هنگام سختی ها به کمک انها می شتافت.. وی دارای اطلاعات پزشکی و طب سنتی نیز بودند و من وقتی خرد سال بودم بارها شاهد مراجعه مردم به وی  جهت معالجه و درمان آنها بودم .
ایشان پس از ۷۲ سال عمر با برکت در سیزدهم آذر ماه ۱۳۵۹ به دیار باقی شتافتند.

روحشان شاد و قرین امتنان الهی باد.

⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫⏫


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 14 آذر 1397
نظرات()   
   


✨‍ 〖دروغگو〗: زیرا او به منزله سراب است ، دور را نزدیك و نزدیك را دور جلوه مى دهد.

✨ 〖فاسق〗 : زیرا او تو را به یك لقمه یا كمتر از آن مى فروشد.

✨‍ 〖بخیل〗: زیرا او در هنگام حاجت به مال ، تو را خوار و ذلیل مى گرداند.

✨‍ 〖احمق 〗: زیرا او به جاى نفع ، به تو ضرر مى رساند.

✨‍ 〖قاطع رحم〗: كسى كه با خویشان و دوستان قطع رابطه كرده باشد. زیرا در سه آیه مورد لعن واقع شده است .


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 14 آذر 1397
نظرات()   
   

1- شادروان استاد فقید محمدعلی واشقانی  فراهانی

2-  مرحوم  حاج حسن نگهبان فرزند مرحوم کربلایی ابراهیم( ادبیات فارسی و عربی )

(روحش شاد) 11/9/1391 شنبه

3-مرحوم استاد گرانقدر فتحعلی واشقانی فراهانی 

(استاد ارشد انجمن خوشنویسان ایران)13/8/1391 شنبه

4- مرحوم استاد علی واشقانی فراهانی فرزند مرحوم عباسعلی

 (استاد انجمن خوشنویسان ایران)در روز جمعه 1393/1/1 به رحمت ایزدی پیوست .

5-مرحومه زهرا واشقانی فرزند حاج علی قاسم -پزشک- 

نوه  دختری مرحوم حاج میرزا محمد واشقانی فراهانی- در تاریخ 92/6/15

به رحمت ایزدی پیوست - روحش شاد .

6- مرحوم  علی واشقانی فراهانی فرزند ابراهیم فرزند اسماعیل کربلایی هادی

7- مرحوم استاد زین العابدین واشقانی فراهانی 13/8/1397 یک شنبه  به رحمت ایزدی پیوست.



  • آخرین ویرایش:جمعه 2 آذر 1397
نظرات()       

 استاد فتحعلی واشقانی فراهانی از شخصیت‌های ممتاز کشور بوده که پرداختن به ابعاد شخصیتی این استاد گرانقدر در جهت توسعه فرهنگ  و هنر و ادب لازم و ضروری است.

 یکی از بزرگترین فضیلت‌ها در اسلام یاد کردن از بزرگان است و یکی از بزرگترین این  فضیلت‌ها، یاد کردن از بزرگانی است که خدمات ممتازی به جامعه رسانده‌اند از این رو یاد کردن از استاد واشقانی علاوه بر ارج نهادن به شخصیت بزرگ ایشان، موجب تشویق مردم برای یادگیری هنر و علم می‌شود.



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 13 آبان 1397
نظرات()       
  • تعداد کل صفحات :33  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

استراتژی امام چهارم برای اصلاح جامعه چه بود؟..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح..........یکشنبه 27 مرداد 1398

در شب جمعه این سوره هارا بخواندکه از برای هر یک فواید و ثواب بسیار روایت شده است...........سه شنبه 4 تیر 1398

اهمیت سنجش اخلاق برای ارتقای سطوح فردی و اجتماعی..........چهارشنبه 1 خرداد 1398

روستای تاریخی واشقان:به نقل از یکی از آقایان واشقانی..........چهارشنبه 1 خرداد 1398

اساس فلسفه جان استوارت میل این است که:..........جمعه 27 اردیبهشت 1398

پراگماتیسم و تعلیم و تربیت..........یکشنبه 22 اردیبهشت 1398

باروخ_اسپینوزا..........سه شنبه 3 اردیبهشت 1398

بیانیه گام دوم انقلاب..........چهارشنبه 29 اسفند 1397

‏" یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ، یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ، حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ‏؛..........سه شنبه 28 اسفند 1397

واشقانی های که در واشقان و تهران منشا امور خیر و مسئولیت های اجتماعی و خدماتی بوده و هستند. ..........یکشنبه 30 دی 1397

مرحوم مغفور حاج میرزا محمّد واشقانی فراهانی..........چهارشنبه 14 آذر 1397

امام سجاد (ع) فرمودند : از دوستی با پنج تن بپرهیز:..........چهارشنبه 14 آذر 1397

فرهیختگان واشقان(مرحومین)..........جمعه 2 آذر 1397

استاد فتحعلی واشقانی فراهانی - خوشنویس..........یکشنبه 13 آبان 1397

همه پستها