تبلیغات
واشـقان - داستان لذت زندگی
پنجشنبه 15 بهمن 1394  11:06 ق.ظ

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد.
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمان ها است!
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.
پسر با خود اندیشید که احتمالاً پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟! حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟! چطور می توانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مأمورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد! در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نوسازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 15 بهمن 1394
نظرات()   
   
How much does it cost to lengthen your legs?
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:51 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice in this particular article!
It is the little changes which will make the largest
changes. Many thanks for sharing!
http://willenegrabner.hatenablog.com/entry/2016/03/03/170213
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:03 ب.ظ
Definitely believe that which you said. Your favorite reason appeared to be on the internet the
simplest thing to be aware of. I say to you, I certainly get irked while people consider worries that
they just do not know about. You managed to hit the
nail upon the top as well as defined out
the whole thing without having side-effects , people could
take a signal. Will likely be back to get more. Thanks
footlesstights.soup.io
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:44 ق.ظ
I do accept as true with all of the ideas you have presented to your
post. They're very convincing and will certainly work.
Still, the posts are very short for beginners.
Could you please lengthen them a little from next time?
Thank you for the post.
https://vaniadrutman.wordpress.com/
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:34 ق.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favorite reason appeared to be on the net the simplest thing to be aware of.
I say to you, I certainly get annoyed while people consider worries that they just don't know about.
You managed to hit the nail upon the top and
defined out the whole thing without having side-effects ,
people can take a signal. Will likely be back to get more.

Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

سئوالات آموزش قرائت قرآن کریم- تهرانسر..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

فرهیختگان واشقان-- شهرستان فراهان - استان مرکزی..........یکشنبه 1 مرداد 1396

20 حدیث درباره روزه و روزه داری..........جمعه 5 خرداد 1396

احکام روزه..........جمعه 5 خرداد 1396

ضمانت بهشت..........چهارشنبه 9 فروردین 1396

حروف شمسی وحروف قمری..........دوشنبه 16 اسفند 1395

حیات طیبه دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح..........چهارشنبه 6 بهمن 1395

واشقانی های که در واشقان و تهران منشا امور خیر و مسئولیت های اجتماعی و خدماتی بوده و هستند. ..........پنجشنبه 2 دی 1395

روستای تاریخی واشقان:به نقل از یکی از آقایان واشقانی..........یکشنبه 21 آذر 1395

بیوگرافی شهید والا مقام و سرافراز حسین دادپی فرزند مرحوم میرزاحسن ..........شنبه 20 آذر 1395

نقشه هوایی واشقان..........شنبه 20 آذر 1395

در شب جمعه این سوره هارا بخواندکه از برای هر یک فواید و ثواب بسیار روایت شده است...........شنبه 20 آذر 1395

فرهیختگان واشقان(مرحومین)..........شنبه 20 آذر 1395

در باره واشقان..........شنبه 20 آذر 1395

◈✿° احادیث معصـــومیـــن °✿◈✨..........شنبه 6 آذر 1395

همه پستها