جمعه 22 آذر 1398  04:48 ب.ظ

·        داشتن صداقت، پاكدستی، عمل به وعده ها، پرهیز از دادن وعده های خارج از وظایف قانونی، توجه به مردم و تلاش برای وضع قوانینی كه به رفاه اجتماعی، توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردم بینجامد، است.

·        انتخابات همیشه از جایگاه و اهمیت خاصی در كشور و برای مردم برخوردار بوده است و تجربه ادوار گذشته نشان می دهد مردم نسبت به این عرصه نگاه و حساسیت ویژه ای داشته و با حضور حداكثری اتحاد، همدلی و همبستگی خود را به اوج رسانده اند.

·        انتظار مردم از یك نماینده تا اندازه ای با وظایف و اختیارات او كه همان قانون گذاری و نظارت برکلیه  امور کشور است و این فاصله به متفاوت بودن انتخاب دامن زده است. سبك و روش انتخاب نمایندگان مجلس در ادوار گذشته و نهادینه شدن این روش ، متفاوت بودن انتخاب براساس خاص بودن و شخصی بودن انتظارات شكل گرفته و باعث شده این موضوع بر انتخاب مناسب و صحیح سایه بیفكند.همین انتظارات متفاوت منشا بسیاری از قول، قرارها و وعده های غیر عملی و فرا قانونی از سوی برخی نامزدها كه بدنبال جلب نظر مردم هستند، شده است.

·        نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی به جای پرداختن به موضوعات اساسی و كلان كشوری و توسعه حوزه انتخابیه كه به نفع مردم است، بیشتر انرژی و توان خود را در مسیر دیگری برای تحقق خواسته های فردی می كند.

·        انتظار از یك نماینده اصلح اینكه به كارهای كلان کشور اشراف داشته و  برای افزایش اشتغال جوانان و  بهبود معیشت مردم  واقشار تحصیلكرده و توسعه همه جانبه کشور گام بردارد.

·        بیكاری امروز دغدغه همه مردم و خانواده ها است و رفع این مشكل با ایجاد كارگاه های تولیدی، صنعتی و كشاورزی می تواند، انجام گیرد. بنابراین یك نماینده خوب باید تلاش كند با وضع قوانین لازم در این عرصه  و پیگیری نظارت بر اجرای آن، مشكلات را از میان بردارد. قانون گذاری و نظارت و اجرایی كردن طرح هایی كه امنیت اجتماعی، اقتصادی شهروندان، حكومت و حرمت بین المللی را در برداشته باشد از وظایف و شاخصه های اصلی یك نماینده است.

·        نماینده باید شجاع، نترس، باهوش، باسواد، خوش سیما،

·        دارای روابط عمومی كارآمدو  قدرت بیان بالا و شیوا .

·        توجه جدی به خواسته های مردم در طول دوران وكالت خود .

·        مهمترین انتظار مردم از یك نماینده صداقت و عمل به وعده ها، مردم داری.

·         ندادن وعده های دروغ و رفع مشكلات اساسی از طریق قانون گذاری درست است.

·         با تقوی بودن، گام برداشتن در مسیر ولایت، شجاعت، تخصص و آگاهی به وظایف خود،  تلاش و دلسوزی ، از دیگر ویژگی های یك نماینده توانا و اصلح و مورد تایید مردم است.

·        لبیك به ندای رهبری، تجدید بیعت با آرمان های امام، رهبری و خون شهدا و نشان دادن وحدت،تلاش و  همدلی مردم ایران از دستاوردهای حماسه بزرگ هفتم اسفند است.

·         یك نماینده باید شان اصلی نمایندگی كه همان قانون گذاری و نظارت است را حفظ كند و به جایگاه اصلی خود برساند و به موضوعات اصلی و حساس كشور و ملی بپردازد.

·         عملگرا و توانمند بودن، تخصص و داشتن قدرت چانه زنی بالا از ویژگی های بارز و مهم یك نماینده است،

·        و مهمترین دستاورد مشاركت مردم در انتخابات تحقق شعار سال یعنی همدلی و همزبانی ملت و دولت است.

·        یك نماینده باید در راستای اهداف مردم و خواست اكثریت كه به او رای داده اند حركت كند و در مقابل دولت كه برخواسته از آرای اكثریت مردم است نایستد و همكار و كمك كار خوبی برای دولت در تحقق توسعه و آبادانی كشور باشد البته مشفقانه و دلسوزانه دولت و عملكرد آن را به خوبی  نقد كند. 

·        كشور و اداره آن از آن ملت است و این مردم هستند كه حاكمان را از بالاترین رده تا سطوح پایین مستقیم و غیرمستقیم انتخاب می كنند و این نشان دهنده جایگاه مردم در نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی است.

·        انتظار از یك نماینده این است كه به مردم زجر كشیده و محروم كمك كند و فقط مختص به یك گروه خاص و اطرافیان خود نباشد.

·        نماینده باید صداقت داشته باشد آن هم در گفتار و عمل، به وعده های خود جامعه عمل بپوشاند و صدای مظلومیت مردم را به گوش مسئولان ارشد نظام برساند. 

·        دلسوزی و شجاعت، تعهد و اهتمام به قانون گذاری،  نظارت بز تصمیمات و عملکرد  مجریان ، همسو و همفكر بودن با حاكمیت، نظام و قانون اساسی از ویژگی های یك نماینده توانا و اصلح است.

·        دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری روز جمعه هفتم اسفند به صورت همزمان در سراسر كشور برگزار می شود.

  


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()   
   
پنجشنبه 7 آذر 1398  09:20 ق.ظ

سیاستمداران بی اخلاق بخوانند!

سیاستمدارانی که کاملا زیر و بم های سیاسی بازی را یاد گرفته اند و بلدند که چگونه با هر روشی پله های ترقی را طی و منافع خود را تامین کنند؛ خواندن این مطلب را از دست ندهند. یكى از كهن‏ترین و در عین حال جدى‏ترین مسایل فلسفه سیاسى، بیان نسبت اخلاق با سیاست است.

 آیا سیاست مى‏تواند اخلاقى باشد؟  و آیا باید چنین باشد؟ یا آن كه این دو، به دو حوزه متمایز تعلق دارند؟

 این پرسش از آن جا اهمیت مى‏یابد كه اخلاق در پى حقیقت باشد، حال آن كه هدف سیاست تأمین مصلحت است و در موارد متعدد حقیقت‏جویى با مصلحت‏خواهى ناسازگار است. مسئله نسبت اخلاق با سیاست، به دوره خاص یا تمدن معینى منحصر نبوده و در همه تمدن‏ها كسانى به این مسئله پرداخته و كوشیده‏اند درباره امكان سازگارى یا ناسازگارى آن دو موضعى را اتخاذ كنند. این مسئله «از مسایل اساسى فلسفه سیاسى است كه مرز نمى‏شناسد و در همه تمدن‏ها مطرح شده است»

نسبت اخلاق و سیاست، صرفاً مسئله‏اى نظرى و آكادمیك نیست كه منحصر به حلقه‏هاى درسى باشد، بلكه نتایج عملى گسترده‏اى دارد كه ماحصل آن پایبندى یا عدم پایبندى دولت به اصول اخلاقى است. اگر ادعا شود كه اخلاق و سیاست از یكدیگر جدا هستند، لازمه‏اش این است كه انتظار پایبندى به اصول اخلاقى را از دولت نداشته باشیم و عملكرد آن را بر اساس معیارهاى اخلاقى نسنجیم و تنها معیار را كارآمدى بدانیم. اما اگر ادعا كردیم كه دولت باید اخلاقى باشد، آن‏گاه باید در مواردى كه میان اصول اخلاقى و منافع دولتى تعارضى پیش مى‏آید، تكلیف خودمان را روشن كنیم.
برقراری رابطه و پیوندمناسب میان اخلاق و سیاست همواره از مهم ترین مباحث اندیشه سیاسی بوده است. با توجه به این که در حوزه ی اخلاق، بایدها و نبایدهای اخلاقی پرداخته می شود، در نظر گرفتن پایه‌های اخلاقیات و نظام هایی که موازین و معیارهای اخلاقی بر اساس آن بنا نهاده می شود نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. صرف نظر از نوع جهان بینی ها، در اخلاق سیاسی که به خوب و بد بودن یک عمل سیاسی پرداخته شده، با دو نظریه مواجه هستیم: یکی ایده آلیسم سیاسی و دیگری رئالیسم سیاسی که دومی هدف سیاست را کسب، حفظ و افزایش قدرت وثروت بدون توجه به ابزارها می ‌داند.
با توجه به اهمیت والای اندیشه ی امام علی (ع) درباره رابطه  اخلاق و سیاست به عنوان ایده آلیسم سیاسی در برابر رئالیسم سیاسی و به عنوان پیشوایی که همواره در پی عمل کردن اخلاق در حوزهسیاست بود، مقصود رنجبر در کتاب اخلاق سیاسی خود به  بررسی وجوه مهم اندیشه ی امام (ع) درباره ی سیاست و اخلاق از قبیل حق مداری، آخرت گرایی، عدالت، غایت سیاست، مصلحت سیاسی اخلاق کارگزاران، وفای به عهد و… را عهده دار است.
وی در بخشی از کتاب خود به بررسی اخلاق سیاسی در اندیشه امام علی (ع) اشاره کرده است:
در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال كننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد. این نگاه با اندیشه و برداشت غالب آن دوران، كه حكومت را به طور كامل به مفهوم سلطه طلبی می‌گرفتند، كاملاً متفاوت است. حضرت علی(ع)می‌كوشید با تلقی رایج از دولت و حكومت مقابله كند. او در عهدنامه حكومتی اش به مالك اشتر، توصیه می‌كند كه فهم خود از دولت و قدرت را اصلاح كرده، اندیشه سیاسی اش را سامانی درست دهد: «اگر من به مقام فرمانداری نصب شده‌ام، فرمان می‌دهم، باید اطاعت شود؛ زیرا این تلقین نابكارانه وارد كردن فساد در قلب است و عامل سستی وتزلزل در دین و نزدیك شدن به دگرگونی‌هاو..» به همین دلیل حضرت علی(ع) بعد از رسیدن به قدرت نیز هیچ تفاوتی با قبل از آن نكرد و برای او كوخ و كاخ به یكسان ارزش داشت و هیچ كدام تاثیری بر منش، شخصیت و رفتار سیاسی و اجتماعی او نمی‌گذاشت.

حدود الهی در سیاست، سیاست را به طور كامل اخلاقی می‌كند و زمامداران را از توسل به روش‌های غیر اخلاقی در پیشبرد اهداف سیاسی بازمی دارد. امام هدف از سیاست را اجرای حدود الهی می‌شمارد و در نتیجه، برای رسیدن به اهداف سیاسی، زیرپا گذاشتن حدود الهی را به هیچ وجه روا نمی داند. طبیعی است كه این امر به خودی خود می‌تواند زمینه حاكمیت اخلاق در حوزه سیاست شود

عدالت، مبنای سیاست اخلاقی:

از دید حضرت علی (ع) «عدالت» عنصر ذاتی و مهمترین ركن سیاست است. اندیشه سیاسی امام، بدون درك مفهوم و اهمیت عدالت از نظر وی قابل درك نیست. در مقام عمل هم امام در اجرای عدالت هیچ گونه انعطافی را نمی‌پذیرفت، كه این امر مشكلات بسیاری را برای حضرت ایجاد كرد.
از دیدگاه امام (ع) وجه تمایز اصلی «حكومت اسلامی» با دیگر حكومتها، عدالت و دوری از ستم است. چون تمام اصول اخلاقی كه انسانها در شرایط عادی بدان پایبندند، در شرایط ظالمانه از میان می‌رود. به همین دلیل حضرت علی (ع) تمام توان خویش را برای مبارزه با بی عدالتی به كار برد تا اصول اخلاقی را در مردم و در میان زمامداران پایدار كند.

رعایت حدود الهی در سیاست:

 بعد مهم دیگری كه می‌تواند در زمینه اخلاق سیاسی، اندیشه سیاسی حضرت علی (ع) را تبیین كند، تاكید وی بر ضرورت رعایت حدود الهی از سوی حكومت است. توجه به حدود الهی در سیاست، سیاست را به طور كامل اخلاقی می‌كند و زمامداران را از توسل به روش‌های غیر اخلاقی در پیشبرد اهداف سیاسی بازمی دارد. امام هدف از سیاست را اجرای حدود الهی می‌شمارد و در نتیجه، برای رسیدن به اهداف سیاسی، زیرپا گذاشتن حدود الهی را به هیچ وجه روا نمی داند. طبیعی است كه این امر به خودی خود می‌تواند زمینه حاكمیت اخلاق در حوزه سیاست شود.

از دیدگاه امام (ع) وجه تمایز اصلی «حكومت اسلامی» با دیگر حكومتها، عدالت و دوری از ستم است. چون تمام اصول اخلاقی كه انسانها در شرایط عادی بدان پایبندند، در شرایط ظالمانه از میان می‌رود. به همین دلیل حضرت علی (ع) تمام توان خویش را برای مبارزه با بی عدالتی به كار برد تا اصول اخلاقی را در مردم و در میان زمامداران پایدار كند.

كرامت انسانی و سیاست اخلاقی:

 بُعد دیگری كه تعیین كننده نگرش حضرت علی(ع) به سیاست اخلاقی است، اهداف و ویژگی‌های حكومت در نظر اوست. در حكومت امام «كرامت انسان» در عالی ترین درجه ممكن رعایت می‌شد. حضرت به كرامت ذاتی انسان‌ها معتقد بود و بر اساس كرامت انسان‌ها با مردم رفتار می‌كرد. میزان اهمیت ارزش افراد در نظر حضرت، بر سیره حكومتی ایشان و حاكمیت اخلاق بر سیاست، تاثیری تعیین كننده داشت. در نگاه امام، انسان‌ها بدون توجه به دین و اعتقادشان «كرامت» دارند و حكومت باید به ارزش انسانی آنان احترام بگذارد. این مسئله به طور كامل در آغاز نامه حضرت به مالك اشتر آمده است. امام مردم را دو دسته می‌داند: یا برادران دینی زمامدارند و یا در خلقت با او برابر؛ بر این اساس به مالك توصیه می‌كند كه با مردم همچون جانور درنده برخورد نكند و خوردنشان را غنیمت نشمارد. این فرمان در زمانی صادر شد كه زمامداران همچون درندگان با مردم رفتار می‌كردند و هیچ یك از حقوق اولیه افراد را محترم نمی‌شمردند. بی تردید حكومتی كه بر مبنای فكری «كرامت انسان ها» استوار باشد، نمی‌تواند در برخورد با آنان اخلاق و اصول اخلاقی را زیر پا نهد. بدین سبب، امام با هرگونه تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان، مرد و زن و موافق و مخالف حكومت، مقابله می‌كرد و آن را با مبانی فكری حكومت خویش ناسازگار می‌دانست.

 


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()   
   
پنجشنبه 7 آذر 1398  09:19 ق.ظ

  رعایت حدود الهی در سیاست
    بُعد مهم دیگری که میتواند در زمینه اخلاق سیاسی، اندیشه سیاسی حضرت علی (ع) را تبیین کند، تاکید وی بر ضرورت رعایت حدود الهی از سوی حکومت است. توجه به حدود الهی در سیاست، سیاست را به طور کامل اخلاقی میکند و زمامداران را از توسل به روشهای غیر اخلاقی در پیشبرد اهداف سیاسی باز می دارد. امام هدف از سیاست را اجرای حدود الهی میشمارد و در نتیجه، برای رسیدن به اهداف سیاسی، زیرپا گذاشتن حدود الهی را به هیچ وجه روا نمی داند. طبیعی است که این امر به خودی خود میتواند زمینه حاکمیت اخلاق در حوزه سیاست شود.
    کرامت انسانی و سیاست اخلاقی
    بُعد دیگری که تعیین کننده نگرش حضرت علی (ع) به سیاست اخلاقی است، اهداف و ویژگی های حکومت در نظر اوست. در حکومت امام «کرامت انسان» در عالیترین درجه ممکن رعایت میشد. حضرت به کرامت ذاتی انسانها معتقد بود و بر اساس کرامت انسان با مردم رفتار میکرد. میزان اهمیت ارزش افراد در نظر حضرت، بر سیره حکومتی ایشان و حاکمیت اخلاق بر سیاست، تاîثیری تعیین کننده داشت. در نگاه امام، انسانها بدون توجه به دین و اعتقادشان «کرامت» دارند و حکومت باید به ارزش انسانی آنان احترام بگذارد. این مساîله به طور کامل در آغازُ نامه حضرت به مالک اشتر آمده است. امام مردم را دو دسته می داند: یا برادران دینی زمامدارند و یا در خلقت با او برابر؛ بر این اساس به مالک توصیه میکند که با مردم همچون جانور درنده برخورد نکند و خوردنشان را غنیمت نشمارد. 
    این فرمان در زمانی صادر شد که زمامداران همچون درندگان با مردم رفتار میکردند و هیچ یک از حقوق اولیه افراد را محترم نمیشمردند. بیتردید حکومتی که بر مبنای فکری «کرامت انسانها» استوار باشد، نمیتواند در برخورد با آنان اخلاق و اصول اخلاقی را زیر پا نهد. بدین سبب، امام با هرگونه تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان، مرد و زن و موافق و مخالف حکومت، مقابله میکرد و آن را با مبانی فکری حکومت خویش ناسازگار می دانست.
    اخلاق کارگزاران سیاسی
    بُعد مهم دیگری که امام در اندیشه سیاسی خود بدان توجه دارد، اخلاق کارگزاران سیاسی است. حضرت نوع رفتار کارگزاران در سطوح مختلف را، زمینه اصلی حاکمیت اخلاق سیاسی و تاîمین شدن غایت حکومت اخلاقی می داند. از این رو، کارگزارانش را به رعایت حدود الهی و تقوا فرامی خواند.
  


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()       
پنجشنبه 7 آذر 1398  09:17 ق.ظ

    مراد از سیاست اخلاقی، اخلاقی کردن سیاست در روش و هدف است. روش سیاسی، شامل عناصری چون راه رسیدن به قدرت، روش حکومت، ساخت سیاسی، اخلاق زمامداران وکارگزاران، رعایت حقوق مردم و اجتناب از ستم است. تمام اندیشه های امام علی(ع) از قرآن و سنت رسول اکرم (ص) اقتباس شده است. از این رو این مساله در بحث فعلی اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا پیامبر اکرم (ص) فلسفه بعثت خود را اتمام مکارم اخلاقی دانسته و میفرماید: «من برای تکمیل فضیلتهای اخلاقی مبعوث شدم ».
    این روایت، بیانگر اهمیت اخلاق از دیدگاه اسلام است. در اسلام قرب الهی غایت اخلاق است و موجب سعادت و کمال فردی میشود. بنابراین «فرامین الهی» مبنای اخلاق، و «قرب الهی» غایت اخلاق میباشد. در این راستا، سیاست اخلاقی هم زمینه لازم را برای سعادت جمعی فراهم مینماید.
    وجوه مهم اندیشه امام علی (ع) درباره سیاست و اخلاق
    سیاست اخلاقی از دیدگاه امام علی (ع) دارای وجوه و مبانی مختلفی است که به بررسی آنها می پردازیم:
    حق مداری و اخلاق سیاسی
    مبنای اخلاق از دیدگاه امام علی (ع) حق مداری و دستورهای الهی است. امام به طور کلی تابع فرمانهای الهی بود و اصول اخلاقی را در زندگی فردی و سیاسی خود کاملاً رعایت میکرد. 


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 23 تیر 1399
نظرات()       

آغاز روانشناسی در فلسفه ( فلسفه تجربی در انگلستان در اوایل قرن نوزدهم-جان استوارت میل-نویسنده: محمود ساعتچی-مجله وحید-فروردین 1349-شماره76 (صفحه 442-447)

 

اساس فلسفه جان استوارت میل این است که:

   وسیله انسان در تحصیل معلومات, حس و تجربه است در علم به جزئیات همه متفق بودند که وسیله اش حس است. (به قول قدما حس ظاهری و حس باطنی) و علم به کلیات را هم که معمولا کار عقل می دانند که استوارت میل منتسب به حس می کندو می گوید آنچه را ادراک کلیات می گویند چیزی نیست مگر جمع و ترکیب معلومات جزئی که که به حس و وهم برای ذهن حاصل می گردد و آن معلومات جزئی به وسیله حس و وهم دریافت می شود و به وسیله حافظه و خیال در ذهن می ماند و قوه متصرفه و متخیله آنها را با هم جمع و ترکیب می کند و در نتیجه این جمع و ترکیب در ذهن عملی صورت می گیرد که ما آن را تداعی معانی می گوییم. پس در واقع تعقل چیزی جز جمع معانی نیست.

   قواعد تداعی معانی, یکی قاعده مقارنه و مجاورت است و یکی قاعده مشابهت. قاعده مقارنه و مجاورت این است که؛ چون دو چیز مقارن یکدیگر یا نزدیک به یکدیگر در زمان و مکان به ادراک ذهن درآمدند.ذهن هر گاه یکی از آنها را در می یابد دیگری را به یاد می آورد. قاعده مشابهت این است که؛ ذهن از ادراک چیزی چیز دیگری را که شبیه به آن است به یاد می آورد. تضاد هم در حکم تشابه است زیرا دو چیز تا با هم از جهتی اشتراک نداشته باشند, متضاد نخواهند بود.

   این عمل ذهن که از چیزی به واسطه مجاورت یا مشابهت چیز دیگر بیاد می آورد ( یعنی وقوع این جمع و ترکیب یا به اصطلاح این تداعی معانی) به واسطه تکرار یا به واسطه شدت تاثیر, قوت و ضعف می پذیرد یعنی هرگاه دو چیز مجاور یا مشابه با هم ادراک شدند تداعی آنها نسبت به یکدیگر قوی تر و سریع تر خواهد بود. همچنین هرگاه دو چیز مشابه یا مجاور در ذهن تاثیر شان در ذهن شدید بوده است یکدیگر را زودتر تداعی می کنند.

   با توجه به این توضیحات می توان گفت به عقیده استوارت میل دو امر که اساس علم انسان یا اساس وجود است و ظاهرا از آن مسلم تر چیزی نیست, شبهه و فریبی است که برای انسان از تداعی معانی دست می دهد؛ یکی ادراک نفس و شخصیت خود و دیگری ادراک جهان یعنی چیزهایی که غیر از نفس خود به خود آنها قایل است به شرح ذیل:

   ادراک نفس و شخصیت عبارت از این است که؛ محسوساتی در ذهن وارد می شوند و در حافظه می مانند و در ذهن آن احساسات گذشته را جمع می کند و امکان وقوع آنها را در آینده نیز به نظر می گیرد و از این جمع و ترکیب امر واحدی توهم می کند که آن را (( من )) می نامد و نفس و شخصیت خود می پندارد.

   ادراک و اشیای خارجی نیز نتیجه تداعی معانی یعنی جمع و ترکیب احساسات است چون ذهن آنچه را بر او محسوس شده ضبط و ترکیب می کند و از آنها وجود اشیاء و اجسام را توهم می نماید. از عبارات لطیف استوارت میل این است که (( ماده (جسم) همانا امکان دائمی احساس است))

   خلاصه این که وجود خواه درون ذاتی و خواه برون ذاتی امری است موهوم و آنچه مسلم است و این موهومات صورت می دهد حس است و تداعی معانی.

 از این تحقیقات نباید نتیجه گرفت که فلسفه استوارت میل مادی است یعنی جز ماده حقیقی نیست بلکه امر معکوس است زیرا او به غیر از ادراک و وجدان حقیقتی قایل نیست و اگر درست بشکافیم حقیقت را منحصر به اعمال و حیات روح می داند.

   نتیجه ای که از عقاید استوارت میل می توان گرفت آن است که علم فقط نتیجه حس، تجربه و قوه تداعی معانی است و تحقیقات او در منطق نیز بر همین بنیاد گذاشته شده است.

ص 131، کتاب سیر حکمت در اروپا، فروغی، جلد3


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 3 آذر 1398
نظرات()   
   
یکشنبه 3 آذر 1398  10:55 ق.ظ



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 4 آذر 1398
نظرات()       
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات